گنجور

بخش ۵ - الضلال المبین

چون بر انواع اوفتاد افعال
مختلف گشت از آن سبب اقوال
گاه قسری و گه طبیعی بود
در ارادی فتاد گفت و شنود
بوالحسین و ابوالمعالی ما
هر دو قایل به مذهب حکما
فعل بنده ز قدرت بنده
گفته، وان باز ز آفریننده
باز استاد هر دو قدرت را
شرکتی داده بهر علت را
متکلم میان جبر و قدر
گفته قول دگر و فیه نظر
قدری این همه زخود گیرد
خویش را اصل نیک و بد گیرد
از سر جهل خود به وفق مراد
شبهه​ای چند کرده​اند ایراد
گفت: گر جمله زوست چیست جزا
ظلم کردن براو چو نیست روا
او کند جمله پس مرا گیرد
خود چرا کرد یا چرا گیرد
بد از او در وجود چون آید
بد شود نیک و این نمی​شاید
امر مالایطاق بیداد است
عقل از این شک و شبهه آزاد است
شبهۀ آنکه گبر بی دین است
گر بدانی بعینه این است
اصل توحید می​کنند ابطال
از سر جهل و حکمت افعال
عقدۀ شک و شبهه را همه حل
کرده ایزد بقول «لاتسأل»
آنکه بد می​کند به قول تو هم
هست مخلوق حق ز عین عدم
بد ز خود گیر یا خود از شیطان
او ز حق باز شبهه گشت همان
چونکه حق کرد اصل آنچه شر است
بد خود این است و بل ز بد بتر است
چند خود را به دست دیو دهی
بد مبین تا ز هر بدی برهی
نیک و بد چون همه از او بینی
هرچه بینی همه نکو بینی
آدمی نبود آنکه او ز چرا
چون خر افتاد روز و شب به چرا
گل معنی به دم بیازردی
هر چه دیدی بدان چرا کردی
چیست تفسیر ظلم بر اطلاق
جز تصرف به غیر استحقاق
از خداوند نیک و بد، زن و مرد
ظلم را کی توان تصور کرد
مالک ملک بر حقیقت اوست
هر بدی کو کند همه نیکوست
تا تو در خویش مبتلا باشی
دوست خود، دشمن خدا باشی
کار او را همه ز خود بینی
لاجرم نیک را تو بد بینی
هیچ خود بین نکو نخواهد دید
هم بر این ختم گشت گفت و شنید

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چون بر انواع اوفتاد افعال
مختلف گشت از آن سبب اقوال
هوش مصنوعی: وقتی که بر اشکال مختلف تأثیر بگذارد، اعمال گوناگونی به وجود می‌آید و به همین دلیل سخنان متفاوتی هم مطرح می‌شود.
گاه قسری و گه طبیعی بود
در ارادی فتاد گفت و شنود
هوش مصنوعی: گاهی انسان به صورت زور و جبر عمل می‌کند و گاهی به طور طبیعی و اختیاری، در این میان گفت‌وگو و تبادل نظر هم وجود دارد.
بوالحسین و ابوالمعالی ما
هر دو قایل به مذهب حکما
هوش مصنوعی: بوالحسین و ابوالمعالی هر دو به دیدگاه‌های فلسفی و حکمی اعتقاد دارند.
فعل بنده ز قدرت بنده
گفته، وان باز ز آفریننده
هوش مصنوعی: عمل و رفتاری که از بندۀ خدا سر می‌زند، نشان‌دهندۀ توانایی و قدرت خود اوست، اما این قدرت در واقع به خاطر آفریننده و خالق او به وجود آمده است.
باز استاد هر دو قدرت را
شرکتی داده بهر علت را
هوش مصنوعی: استاد هر دو نیرو را به شکلی هماهنگ و مشترک قرار داده است تا برای هر دلیلی از آن استفاده شود.
متکلم میان جبر و قدر
گفته قول دگر و فیه نظر
هوش مصنوعی: گفت‌وگو درباره جبر و اختیار در میان ما، نظری متفاوت را مطرح کرده است.
قدری این همه زخود گیرد
خویش را اصل نیک و بد گیرد
هوش مصنوعی: کمی از خودت فاصله بگیر و آن‌چه که خوب و بد است را به درستی درک کن.
از سر جهل خود به وفق مراد
شبهه​ای چند کرده​اند ایراد
هوش مصنوعی: به دلیل ناآگاهی خود، چندین شبهه و ایراد برای خواسته‌هایشان مطرح کرده‌اند.
گفت: گر جمله زوست چیست جزا
ظلم کردن براو چو نیست روا
هوش مصنوعی: او گفت: اگر همه از اوست، پس چه عذری برای ظلم کردن به او وجود دارد؟ این کار نادرست است.
او کند جمله پس مرا گیرد
خود چرا کرد یا چرا گیرد
هوش مصنوعی: او تمام کارها را انجام می‌دهد و من را در بر می‌گیرد، پس چرا این کار را انجام می‌دهد یا چرا این گونه عمل می‌کند؟
بد از او در وجود چون آید
بد شود نیک و این نمی​شاید
هوش مصنوعی: اگر بدی از وجود کسی ناشی شود، نیکی او تحت تأثیر قرار می‌گیرد و این وضعیت قابل قبول نیست.
امر مالایطاق بیداد است
عقل از این شک و شبهه آزاد است
هوش مصنوعی: هر چیزی که فراتر از توان انسان باشد، ظلم محسوب می‌شود و عقل در این زمینه هیچ تردیدی ندارد.
شبهۀ آنکه گبر بی دین است
گر بدانی بعینه این است
هوش مصنوعی: شک نکن که آن گبر (کفار) بی‌دین است؛ اگر به حقیقت و درستی نگاه کنی، این امر واضح و روشن است.
اصل توحید می​کنند ابطال
از سر جهل و حکمت افعال
هوش مصنوعی: نخستین اصل وحدت را به دلیل نادانی و نداشتن درک درست زیر سؤال می‌برند، در حالی که درک عمیق از فعل‌ها ناشی از دانایی و حکمت است.
عقدۀ شک و شبهه را همه حل
کرده ایزد بقول «لاتسأل»
هوش مصنوعی: خداوند تمام نگرانی‌ها و تردیدها را برطرف کرده و فرموده است که نیازی به سوال کردن نیست.
آنکه بد می​کند به قول تو هم
هست مخلوق حق ز عین عدم
هوش مصنوعی: نفری که کارهای نادرست انجام می‌دهد، به گفته تو در واقع بخشی از خلق و آفرینش خداوند است و از هیچ به وجود آمده است.
بد ز خود گیر یا خود از شیطان
او ز حق باز شبهه گشت همان
هوش مصنوعی: اگر از خودت بدی را بپذیری، یا به خاطر شیطانی که در درونت هست، از حق دور شوی، همان می‌شود که گمراه شده‌ای.
چونکه حق کرد اصل آنچه شر است
بد خود این است و بل ز بد بتر است
هوش مصنوعی: وقتی خداوند اصل هر چیزی را که شر است آفریده، خود این شر از بدترین چیزهاست و در واقع از بد هم بدتر است.
چند خود را به دست دیو دهی
بد مبین تا ز هر بدی برهی
هوش مصنوعی: هرگز خود را به نیروی شیطانی نسپار، زیرا در این صورت نمی‌توانی از هر نوع بدی رهایی یابی.
نیک و بد چون همه از او بینی
هرچه بینی همه نکو بینی
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیا می‌بینی، چه خوب و چه بد، از او سرچشمه می‌گیرد. بنابراین وقتی به آنچه می‌بینی توجه کنی، همه چیز را خوب و نیکو خواهی دید.
آدمی نبود آنکه او ز چرا
چون خر افتاد روز و شب به چرا
هوش مصنوعی: انسانی وجود ندارد که بگوید چرا، همان‌طور که یک خر در روز و شب به چرا رفت و آمد می‌کند.
گل معنی به دم بیازردی
هر چه دیدی بدان چرا کردی
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی و شکوه گل توجه می‌کردی، هر چیزی که دیدی را با توجه به زیبایی آن می‌سنجیدی و نمی‌گفتی چرا چنین شده است.
چیست تفسیر ظلم بر اطلاق
جز تصرف به غیر استحقاق
هوش مصنوعی: ظلم به معنای تجاوز به حق دیگران است و توضیحی برای آن جز تصرف در آنچه که به فرد تعلق ندارد، وجود ندارد.
از خداوند نیک و بد، زن و مرد
ظلم را کی توان تصور کرد
هوش مصنوعی: چگونه می‌توان تصور کرد که خداوندی که خوب و بد را آفریده، در مورد ظلم و ستم تفاوتی میان زن و مرد قائل شود؟
مالک ملک بر حقیقت اوست
هر بدی کو کند همه نیکوست
هوش مصنوعی: مالک زمین و زمان فقط حقیقت را در اختیار دارد؛ بنابراین هر کسی که کار بدی هم انجام دهد، در نهایت نتیجه‌اش نیکو خواهد بود.
تا تو در خویش مبتلا باشی
دوست خود، دشمن خدا باشی
هوش مصنوعی: تا زمانی که درگیر مشکلات و رنج‌های خودت باشی و توجهی به دیگران نداشته باشی، در واقع به نوعی در تضاد با ارزش‌های الهی و انسانی هستی.
کار او را همه ز خود بینی
لاجرم نیک را تو بد بینی
هوش مصنوعی: اگر دائما به خودت مغرور باشی و فقط از دید خودت به مسائل نگاه کنی، طبیعتاً چیزهای خوب را هم بدخواهانه می‌بینی.
هیچ خود بین نکو نخواهد دید
هم بر این ختم گشت گفت و شنید
هوش مصنوعی: هیچ‌کس نمی‌تواند به‌خوبی و درستی خود را مشاهده کند؛ حتی وقتی که همه چیز به پایان می‌رسد و سخن‌ها و شنیده‌ها مطرح می‌شوند، این امر همچنان صادق است.