گنجور

بخش ۱ - اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران

خیرالکلام بعد کلام الملک العلّام فضیلة محمّدالنّبی المختار علیه‌السّلام، قال‌الله تعالی: انّ‌الله و ملائکته یصلّون علی النّبی یا ایهاالذین آمنوا صلواة علیه و سلموا تسلیما، و قال ایضا: انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا الی‌الله باذنه و سراجا و منیرا، و قال‌الله تعالی: و ما ارسلناک الّا رحمة للعالمین، و قال النبی علیه‌السلام: انّا اوّل الانبیاء خلقا و آخرهم بعثا، و قال علیه‌السّلام: انا خاتم الانبیاء و لانبیّ بعدی و قال علیه‌السّلام: کنت نبیّا و ادم بین‌الماء والطین، و قال صلّی‌الله علیه و سلم حکایة عن‌الله سبحانه و تعالی انّه قال عزّوجل خطاباً له: لولاک لما خلقت الافلاک، و قال علیه‌السّلام انا سیّد ولد آدم ولافخر، و آدم و من دونه تحت لوائی یوم‌القیمة ولافخر.

احمدِِ مرسل آن چراغ جهان
رحمت عالم آشکار و نهان
آمد اندر جهان جان هرکس
جان جانها محمّد آمد و بس
تا بخندید بر سپهر جلی
آفتابِ سعادتِ ازلی
نامد اندر سراسر آفاق
پای مردی چنوی بر میثاق
آن سپهرش چه بارگاه ازل
آفتابش که احمدِ مرسل
آدمی زنده‌اند از جانش
انبیا گشته‌اند مهمانش
شرع او را فلک مسلّم کرد
خانه بر بام چرخ اعظم کرد
اندر آمد به بارگاه خدای
دامن خواجگی کشان در پای
پیش او سجده کرده عالم دون
زنده گشته چو مسجد ذوالنون
زبدهٔ جانِ پاکِ آدم ازو
معنی بکر لفظ محکم ازو
جان عاقل جهان بدو دیده
زانش بر جان خویش بگزیده
انبیا ریخته هم از زر اوی
هرچه‌شان نقد بود بر سرِ اوی
تا شب نیست صبح هستی زاد
آفتابی چون او ندارد یار
همه شاگرد و او مدرسشان
همه مزدور و او مهندسشان
او سری بود و عقل گردن او
او دلی بود و انبیا تن او
دل کند جسم را به آسانی
میزبانی به روح حیوانی
کوشکش در ولایت تقدیس
صحن او بام خانهٔ ادریس
آستانِ درش به روضهٔ انس
بوده بستان روح روح‌القدس
کرده با شاه پرِّ طاوسی
جلوه در بوستان قدوسی
جان او خوانده پیش از آمد رق
ابجد لم یزل ز تختهٔ حق
سِرّ او سورهٔ وقا خوانده
دل او مرکب صفا رانده
گوی بربوده دست منقبتش
پای بر سر نهاده مرتبتش
عالم جزو را نظام بدو
غرض نفس کل تمام بدو
قدمش را ازل بپیموده
بودهٔ کلِّ کون و نابوده
داده اِشراف بر همه عالم
مر ورا کردگار لوح و قلم
قدمش در ازل نفرسودست
ندمش در ابد نیاسودست
علم او میزبان عالم داد
شرع او شحنهٔ خدای آباد
آمد از رب سوی زمین عرب
چشمهٔ زندگانی اندر لب
هم عرب هم عجم مسخّر او
لقمه خواهان رحمتِ درِ او
قابلی چون عتیقش اندر بر
قاتلی همچو حیدرش بر در
فیض فضل خدای دایهٔ او
فرّ پِرّ همای سایهٔ او
چرخ پر چشم همچونرگس تر
عقل پر گوش همچو سیسنبر
جان او دیده ز آسمان قِدم
زادنِ عقل و آدم و عالم
بلکه از عقل بیشتر دل او
دیده صنع خدای در گِل او
گفته او را به وقت وحی و وجل
جبرئیل امین که لاتعجل
بوده چون نقش صورت خویشش
ماجراهای غیب در پیشش
هست کرده ز لطف و نور گُلشن
شرق و غرب ازل درون دلش

اطلاعات

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: محمودرضا رجایی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خیرالکلام بعد کلام الملک العلّام فضیلة محمّدالنّبی المختار علیه‌السّلام، قال‌الله تعالی: انّ‌الله و ملائکته یصلّون علی النّبی یا ایهاالذین آمنوا صلواة علیه و سلموا تسلیما، و قال ایضا: انا ارسلناک شاهدا و مبشرا و نذیرا و داعیا الی‌الله باذنه و سراجا و منیرا، و قال‌الله تعالی: و ما ارسلناک الّا رحمة للعالمین، و قال النبی علیه‌السلام: انّا اوّل الانبیاء خلقا و آخرهم بعثا، و قال علیه‌السّلام: انا خاتم الانبیاء و لانبیّ بعدی و قال علیه‌السّلام: کنت نبیّا و ادم بین‌الماء والطین، و قال صلّی‌الله علیه و سلم حکایة عن‌الله سبحانه و تعالی انّه قال عزّوجل خطاباً له: لولاک لما خلقت الافلاک، و قال علیه‌السّلام انا سیّد ولد آدم ولافخر، و آدم و من دونه تحت لوائی یوم‌القیمة ولافخر.
هوش مصنوعی: بهترین سخن بعد از کلام خداوند، فرمایشات پیامبر بزرگوار، حضرت محمد (ص) است. خداوند متعال فرمود: «خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند، ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود بفرستید و سلام کنید.» همچنین فرمود: «ما تو را شاهد، بشارت دهنده، ترساننده و دعوت‌کننده به سوی خدا با اجازه‌اش و چراغی فروزان فرستادیم.» و نیز گفته است که «ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.» پیامبر (ص) همچنین فرمود: «من نخستین پیامبری هستم که خلق شده‌ام و آخرین کسی هستم که به رسالت فرستاده شده‌ام.» و اضافه کرد: «من خاتم پیامبران هستم و بعد از من هیچ پیامبری نخواهد آمد.» آن حضرت همچنین فرمود: «من در حالتی که آدم بین آب و گل بود، پیامبر بودم.» و به نقل از خداوند، فرمود: «اگر تو نبودی، جهان‌ها را نمی‌آفریدم.» همچنین پیامبر (ص) اظهار داشت: «من سید فرزندان آدم هستم و این در افتخار نیست، و در روز قیامت، آدم و همه نسل‌های او زیر پرچم من خواهند بود و این نیز در افتخار نیست.»
احمدِِ مرسل آن چراغ جهان
رحمت عالم آشکار و نهان
هوش مصنوعی: احمد، فرستاده خدا، نوری است که جهان را روشن کرده و رحمت او برای همه موجودات، چه آشکار و چه پنهان، فراگیر است.
آمد اندر جهان جان هرکس
جان جانها محمّد آمد و بس
هوش مصنوعی: در این دنیا، تنها وجودی که روح و جان هر کسی را زنده می‌کند، محمد است و بس.
تا بخندید بر سپهر جلی
آفتابِ سعادتِ ازلی
هوش مصنوعی: تا زمانی که بر آسمان روشن، نیکی و خوشبختی ابدی بخندید.
نامد اندر سراسر آفاق
پای مردی چنوی بر میثاق
هوش مصنوعی: در هیچ کجای جهان، پایمردی و استقامت مانند او وجود ندارد.
آن سپهرش چه بارگاه ازل
آفتابش که احمدِ مرسل
هوش مصنوعی: این آسمان چه فضایی دارد، مانند مکانی از آغاز، که نورش از احمدِ فرستاده می‌تابد.
آدمی زنده‌اند از جانش
انبیا گشته‌اند مهمانش
هوش مصنوعی: انسان‌ها به سبب جان خود زنده هستند و همین وجود آنها باعث شده تا پیامبران، مهمان زندگی‌شان شوند.
شرع او را فلک مسلّم کرد
خانه بر بام چرخ اعظم کرد
هوش مصنوعی: او به گونه‌ای زندگی‌اش شکل گرفته که در بلندای آسمان و در قله‌ی قدرت و اهمیت قرار دارد.
اندر آمد به بارگاه خدای
دامن خواجگی کشان در پای
هوش مصنوعی: به سرای خداوند وارد شد و دامن خواجگی را در برابر او به زمین کشید.
پیش او سجده کرده عالم دون
زنده گشته چو مسجد ذوالنون
هوش مصنوعی: پیش او، عالم پایین مقام مانند مسجد معروف ذوالنون (مسجدی با ویژگی‌های خاص) زنده شده است.
زبدهٔ جانِ پاکِ آدم ازو
معنی بکر لفظ محکم ازو
هوش مصنوعی: بهترین بخش روح پاک انسان، از او سرچشمه می‌گیرد و معنای ناب مانند واژه‌ای است که از استحکام و پایداری برخوردار است.
جان عاقل جهان بدو دیده
زانش بر جان خویش بگزیده
هوش مصنوعی: جان آگاه و خردمند، به خاطر می‌آورد که در زندگی، تنها عشق و محبت به او ارزش دارد و او را بر خود مقدم می‌دارد.
انبیا ریخته هم از زر اوی
هرچه‌شان نقد بود بر سرِ اوی
هوش مصنوعی: پیامبران از طلا و جواهرات خود برای او (خدا) استفاده کردند و همه آنچه که دارند را در راه او خرج کردند.
تا شب نیست صبح هستی زاد
آفتابی چون او ندارد یار
هوش مصنوعی: تا زمانی که شب پایان نیافته، صبح وجود دارد و آفتاب همچون او یاری ندارد.
همه شاگرد و او مدرسشان
همه مزدور و او مهندسشان
هوش مصنوعی: همه افراد در کلاس درس دانش‌آموز هستند و معلمشان است. همه کارگران مشغول به کارند و او کسی است که کارها را طراحی می‌کند.
او سری بود و عقل گردن او
او دلی بود و انبیا تن او
هوش مصنوعی: او دارای نبوغ و خردی والا است و قلبش هم جایگاه پیامبران است.
دل کند جسم را به آسانی
میزبانی به روح حیوانی
هوش مصنوعی: دل به راحتی از جسم جدا می‌شود، مانند میزبانی که روح حیوانی را پذیرایی می‌کند.
کوشکش در ولایت تقدیس
صحن او بام خانهٔ ادریس
هوش مصنوعی: کوشک او در سرزمین تقدس، حیاط خانهٔ ادریس است.
آستانِ درش به روضهٔ انس
بوده بستان روح روح‌القدس
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و معنویت مکانی اشاره شده است که در آن روح مقدس حضور دارد و با عشق و دوستی پر شده است. این مکان، به مانند باغی سرسبز و دل‌انگیز، جایی است برای نزدیکی به حقایق روحانی و انس با روح الله.
کرده با شاه پرِّ طاوسی
جلوه در بوستان قدوسی
هوش مصنوعی: با پادشاهی که جلوه‌ای مانند طاووس دارد، در باغی از گل‌های مقدس ملاقات کرده است.
جان او خوانده پیش از آمد رق
ابجد لم یزل ز تختهٔ حق
هوش مصنوعی: وجود او از قبل از آمدن حروف و اعداد بر تختهٔ حقیقت شناخته شده بود.
سِرّ او سورهٔ وقا خوانده
دل او مرکب صفا رانده
هوش مصنوعی: راز او مانند سورهٔ وقا است که دل او را مانند مرکبِ پاک و بی‌آلایش می‌راند.
گوی بربوده دست منقبتش
پای بر سر نهاده مرتبتش
هوش مصنوعی: دست من به لطف و بزرگواری او نرسیده، اما قدر و منزلتش بر سر من سایه افکنده است.
عالم جزو را نظام بدو
غرض نفس کل تمام بدو
هوش مصنوعی: جهان حاوی اجزا و جزئیات، به خاطر هدفی خاص و کلی به یک نظم نیاز دارد. تمامیت و کمال در این نظم به طور کامل به آن هدف وابسته است.
قدمش را ازل بپیموده
بودهٔ کلِّ کون و نابوده
هوش مصنوعی: او در آغاز، در مسیری که برای تمام جهان بوده، قدم گذاشته و برای او هیچ‌چیزی وجود نداشته است.
داده اِشراف بر همه عالم
مر ورا کردگار لوح و قلم
هوش مصنوعی: هر چیزی که در عالم وجود دارد، تحت نظر و فرمان قهرمان بزرگ، یعنی خداوند، نوشته و ثبت شده است.
قدمش در ازل نفرسودست
ندمش در ابد نیاسودست
هوش مصنوعی: وارد شدن او در ابتدا به عالم وجود هیچ گاه ناپسند و رد نشده است و خروج او از این عالم در نهایت نیز نامطلوب و ناپسند نیست.
علم او میزبان عالم داد
شرع او شحنهٔ خدای آباد
هوش مصنوعی: دانش او مانند یک میزبانی است که برای علم و معرفت فراهم شده است، و قوانین او نماینده و نگهبان خداوند در جهانی آباد و پررونق هستند.
آمد از رب سوی زمین عرب
چشمهٔ زندگانی اندر لب
هوش مصنوعی: از سمت رب، به سوی سرزمین عرب، چشمه‌ای از زندگی به لب‌ها آورد.
هم عرب هم عجم مسخّر او
لقمه خواهان رحمتِ درِ او
هوش مصنوعی: همه‌ی مردم، چه عرب و چه عجم، به نوعی تحت نفوذ و تسلط او هستند و برای دریافت نعمت‌ها و رحمت‌های او به دنبال فرصتی می‌گردند.
قابلی چون عتیقش اندر بر
قاتلی همچو حیدرش بر در
هوش مصنوعی: خود را با ارزش و باخصیصه‌ای همچون عتیقه می‌دانی، در حالی که در برابر شخصی قرار داری که همانند حیدر (علی) بر سر در دشمن ایستاده است.
فیض فضل خدای دایهٔ او
فرّ پِرّ همای سایهٔ او
هوش مصنوعی: نعمت و رحمت خداوند به او مانند سایه‌ای است که همواره او را حمایت می‌کند.
چرخ پر چشم همچونرگس تر
عقل پر گوش همچو سیسنبر
هوش مصنوعی: چرخ پر از چشم مثل گل نرگس است و عقل پر از گوش مانند سیسنبری است.
جان او دیده ز آسمان قِدم
زادنِ عقل و آدم و عالم
هوش مصنوعی: جان او، از آسمان عقل و آفرینش آدم و علم زاده شده است.
بلکه از عقل بیشتر دل او
دیده صنع خدای در گِل او
هوش مصنوعی: دل او بیشتر از عقلش خداوندگار را در زیبایی خلقتش مشاهده کرده است.
گفته او را به وقت وحی و وجل
جبرئیل امین که لاتعجل
هوش مصنوعی: در زمانی که جبرئیل مقدس وحی می‌آورد، به او گفته شده بود که شتاب نکند.
بوده چون نقش صورت خویشش
ماجراهای غیب در پیشش
هوش مصنوعی: همان‌طور که نقش صورت انسان خود را نمایان می‌کند، ماجراهای پنهان و اسرار نهفته نیز در برابر او آشکار شده‌اند.
هست کرده ز لطف و نور گُلشن
شرق و غرب ازل درون دلش
هوش مصنوعی: گُلشن، که نشانه‌ای از زیبایی و لطف است، نور و روشنی را در دل خود دارد و این زیبایی در هر دو سوی شرق و غرب وجود دارد.

حاشیه ها

1396/03/20 14:06
ری را

احمد مرسل آن چراغ جهان/رحمت عالم آشکار و نهان
تلمیح به آیات 46 احزاب و 107 انبیا

1397/10/30 14:12
مهدی

قرآن، الأحزاب، آیه 46
وَدَاعِیًا إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِیرًا

در متن یک «واو» اضافه افتاده است.