گنجور

شمارهٔ ۲۷۷

قضا تا نسخه کفر از خط جانانه می گیرد
جنون هم سر خط داغ از من دیوانه می گیرد
دل بی دست و پای من ازان مجلس چه گل چیند
که آتش از برون بزم در پروانه می گیرد
چه مشکل خوان خطی دارد سر زلف پریشانش
که در هر حرف او صد جا زبان شانه می گیرد!

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

قضا تا نسخه کفر از خط جانانه می گیرد
جنون هم سر خط داغ از من دیوانه می گیرد
هوش مصنوعی: تا زمانی که سرنوشت حکم کفر را از دل محبوب می‌گیرد، جنون نیز، دیوانه‌وار، در پی خطی داغ از من می‌گردد.
دل بی دست و پای من ازان مجلس چه گل چیند
که آتش از برون بزم در پروانه می گیرد
هوش مصنوعی: دل ناتوان من از آن محفل چه گلی می‌تواند بچیند، در حالی که آتش از بیرون بزم، پروانه را در می‌گیرد.
چه مشکل خوان خطی دارد سر زلف پریشانش
که در هر حرف او صد جا زبان شانه می گیرد!
هوش مصنوعی: مشکل این است که چنان زیبایی در زلف پریشان او وجود دارد که هر کلمه‌ای از او به هزاران معنا اشاره می‌کند و مثل یک شانه در هر کلمه جا می‌گیرد.