گنجور

شمارهٔ ۲۷۳

به درویش از تهیدستی گوارا مرگ می گردد
خزان فصل بهار مردم بی برگ می گردد
چراغی را که روغن می کشد دودی نمی باشد
ندارد آه حسرت هر که شادی مرگ می گردد

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

به درویش از تهیدستی گوارا مرگ می گردد
خزان فصل بهار مردم بی برگ می گردد
هوش مصنوعی: در زندگی عادی، فقر و تهیدستی برای درویش قابل تحمل است و حتی او را به مرگ نزدیک می‌کند. مانند این‌که در پاییز، درختان بی‌برگ می‌شوند و زیبایی فصل بهار از بین می‌رود.
چراغی را که روغن می کشد دودی نمی باشد
ندارد آه حسرت هر که شادی مرگ می گردد
هوش مصنوعی: چراغی که روغن آن را تأمین می‌کند، دودی ایجاد نمی‌کند. کسی که به شادی مرگ فکر می‌کند، همیشه احساس ناامیدی و حسرت دارد.