غزل شمارهٔ ۶۱۴۶
آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیار
تیر صائب زین کمان بی زور می آید برون
مو اگر از کاسه فغفور می آید برون
باد نخوت از سر مغرور می آید برون
رحم ازین دلهای سنگین هم تراوش می کند
اشک اگر از دیده های کور می آید برون
حد شرعی مست بی حد را نمی آرد به هوش
دار کی از عهده منصور می آید برون؟
گفتگوی راست روشن می کند آفاق را
از دهان صبح صادق نور می آید برون
پرده عیب کسان را هر که اینجا می درد
بی کفن در روز حشر از گور می آید برون
نیست حرف عشق را تأثیر در افسردگان
بی نمک ماهی ز بحر شور می آید برون
در دل من کرد حشر آرزو آن خط سبز
از زمین در نوبهاران مور می آید برون
شرم عشق پاک در خلوت یکی گردد هزار
از حریم وصل دل مهجور می آید برون
حرص مردم در کهنسالی دو بالا می شود
بال و پر وقت رحیل از مور می آید برون
غزل شمارهٔ ۶۱۴۵: غم کجا از سینه بی غمخوار می آید برون؟غزل شمارهٔ ۶۱۴۷: پای ما تا از گل تعمیر می آید برون
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آه حسرت از دل پیران جهد بی اختیار
تیر صائب زین کمان بی زور می آید برون
هوش مصنوعی: نالهای از دل سالخوردگان به گوش میرسد که بدون اختیار و از روی احساس، درد و حسرت خود را بیان میکنند. تیری که بهواسطهی کمان بیزور رها میشود، نمادی از احساساتی است که به سختی و به صورت ناخواسته از دل برمیخیزند.
مو اگر از کاسه فغفور می آید برون
باد نخوت از سر مغرور می آید برون
هوش مصنوعی: مو که از کاسه فغفور بیرون میآید، نشانهای است بر این که بادی از خودبزرگبینی و غرور از سر مغرور خارج میشود.
رحم ازین دلهای سنگین هم تراوش می کند
اشک اگر از دیده های کور می آید برون
هوش مصنوعی: از دلهای سنگین و بیرحم نیز گاهی احساساتی مانند رحم و دلسوزی زاده میشود، حتی اگر این احساسات از چشمانی که نابینا هستند و نمیبینند، بیرون بریزد.
حد شرعی مست بی حد را نمی آرد به هوش
دار کی از عهده منصور می آید برون؟
هوش مصنوعی: مستی با حد شرعی نمیتواند به آگاهی و هوشیاری برگردد. مراقب باش که از عهده کارهایی که منصور انجام میدهد، برنمیآیی.
گفتگوی راست روشن می کند آفاق را
از دهان صبح صادق نور می آید برون
هوش مصنوعی: صحبتهای صمیمانه و واقعی، افقها را روشن میسازد و مانند نوری که از دهان صبح صادق بیرون میآید، بر زندگی میتابد.
پرده عیب کسان را هر که اینجا می درد
بی کفن در روز حشر از گور می آید برون
هوش مصنوعی: اگر کسی در این دنیا عیبهای دیگران را برملا کند و پردهپوشی نکند، در روز قیامت به گونهای بدون پرده و سالم از گور بیرون میآید.
نیست حرف عشق را تأثیر در افسردگان
بی نمک ماهی ز بحر شور می آید برون
هوش مصنوعی: عشق هیچ تأثیری بر افرادی که ناامید و بیاحساس هستند ندارد، مانند اینکه شور و شوقی که از دریا به وجود میآید، برای کسانی که از لطافت و زیبایی بیبهرهاند، معنایی ندارد.
در دل من کرد حشر آرزو آن خط سبز
از زمین در نوبهاران مور می آید برون
هوش مصنوعی: در دل من آرزویی شکل گرفته که مانند یک خط سبز در فصل بهار از خاک بیرون میآید.
شرم عشق پاک در خلوت یکی گردد هزار
از حریم وصل دل مهجور می آید برون
هوش مصنوعی: عشق خالص و بیریا در تنهایی باعث میشود که انسان از حریم وصل و ارتباط عاطفی دور شود و احساسات عمیقش را به نمایش بگذارد.
حرص مردم در کهنسالی دو بالا می شود
بال و پر وقت رحیل از مور می آید برون
هوش مصنوعی: در سنین بالا، افراد بیشتر به مال و مقام دنیا وابسته میشوند. زمانی که زندگی به پایان میرسد، مانند موریانهای که از لانه خارج میشود، به ناچار از دنیای مادی جدا میشوند.

صائب