گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۳۲

ناله نی از جگرها آه می آرد برون
یوسفی در هر نفس از چاه می آرد برون
رهروی کز کاروان یک بار دور افتاده است
خار را از پا به منزلگاه می آرد برون
از بهای خویش افتادن، به چاه افتادن است
هرزه یوسف را فلک از چاه می آرد برون
در تنور رزق چون نوبت به قرص ما رسد
چرخ گویا بیژنی از چاه می آرد برون
آنچه می ریزد ز مژگان کلک صائب نقطه نیست
ماه کنعان سر ز جیب چاه می آرد برون

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ناله نی از جگرها آه می آرد برون
یوسفی در هر نفس از چاه می آرد برون
هوش مصنوعی: صدای نی از عمق وجود انسان‌ها به درد و اندوه حکایت می‌کند. در هر دم، یوسف داستانی از تاریکی و دردهایش به گوش می‌رسد.
رهروی کز کاروان یک بار دور افتاده است
خار را از پا به منزلگاه می آرد برون
هوش مصنوعی: مسافر یا رهروی که به دلیل بی‌دقتی و اشتباه از جمع همسفرانش فاصله گرفته است، با تلاش و اراده خود می‌تواند مشکلات و چالش‌ها (مانند خاری که در پایش رفته است) را کنار بگذارد و به مقصد خود برسد.
از بهای خویش افتادن، به چاه افتادن است
هرزه یوسف را فلک از چاه می آرد برون
هوش مصنوعی: وقتی انسان ارزش و بهای خود را نادیده بگیرد، مثل این است که به چاهی عمیق بیفتد. اما در عوض، افرادی که در زندگی به دستاورد یا موقعیتی خاص می‌رسند، مانند یوسف که از چاه نجات یافت، بالاخره از مشکلات می‌توانند بیرون بیایند.
در تنور رزق چون نوبت به قرص ما رسد
چرخ گویا بیژنی از چاه می آرد برون
هوش مصنوعی: وقتی نوبت به روزی و رزق ما می‌رسد، زندگی مانند چرخ می‌چرخد و از دل مشکلات و چالش‌ها، چیزهای خوبی به ما می‌رسد.
آنچه می ریزد ز مژگان کلک صائب نقطه نیست
ماه کنعان سر ز جیب چاه می آرد برون
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و اشک‌های ریخته شده، جز نقطه‌ای کوچک نیستند و این زیبایی مانند ماهی است که از عمق چاه بیرون می‌آید.