غزل شمارهٔ ۶۱۳۱
ناله را درد از دل افگار می آرد برون
زخم ناخن نغمه را از تار می آرد برون
تنگدستی نفس را در حلقه فرمان کشد
کجروی را راه تنگ از مار می آرد برون
حسن برگیرد همان افتاده خود را ز خاک
سایه را مهر از ته دیوار می آرد برون
سرکشان را می تواند بر سر رحم آورد
هر که تیغ از قبضه کهسار می آرد برون
می خلد در دیده اش خار ندامت عاقبت
راه پیمایی که از پا خار می آرد برون
می برد داغ کلف هر کس که از رخسار ماه
سینه ما را هم از نگار می آرد برون
دید در آیینه گل هر که رخسار خزان
از گلستان دیده خونبار می آرد برون
زلف کافر را غبار خط مسلمان می کند
سر ز جیب سبحه این زنار می آرد برون
دامن از خار شلایین علایق جمع کن
کز گریبان صد گل بی خار می آرد برون
رشته جان را کند هر کس که صائب بی گره
سر ز جیب گوهر شهوار می آرد برون
غزل شمارهٔ ۶۱۳۰: عاصیان را گریه از شرم گناه آرد برونغزل شمارهٔ ۶۱۳۲: ناله نی از جگرها آه می آرد برون
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ناله را درد از دل افگار می آرد برون
زخم ناخن نغمه را از تار می آرد برون
هوش مصنوعی: درد و رنجی که در دل وجود دارد، باعث میشود نالهای از آن بیرون بیاید. مشابه این موضوع، زخمهایی که بر اثر ناخن آسیب میبیند، آهنگی را از تارهایش آزاد میکند.
تنگدستی نفس را در حلقه فرمان کشد
کجروی را راه تنگ از مار می آرد برون
هوش مصنوعی: فقر و تنگدستی انسان را وادار میکند تا زیر فشار فرمان زندگی قرار بگیرد و به همین دلیل، او را به راههای اشتباه میکشاند، به گونهای که مانند مار از تنگنایی بیرون میآید.
حسن برگیرد همان افتاده خود را ز خاک
سایه را مهر از ته دیوار می آرد برون
هوش مصنوعی: زیبایی خود را از خاک برمیدارد و سایهاش را با عشق از ته دیوار بیرون میآورد.
سرکشان را می تواند بر سر رحم آورد
هر که تیغ از قبضه کهسار می آرد برون
هوش مصنوعی: هرکسی که بتواند با قدرت و قاطعیت عمل کند، میتواند بر افراد سرکش و بیرحم تسلط پیدا کند و آنها را به فرمان آورد، مانند کسی که شمشیری قوی را از تنگنا و محبوس بودن خارج میکند.
می خلد در دیده اش خار ندامت عاقبت
راه پیمایی که از پا خار می آرد برون
هوش مصنوعی: در نگاه او، نشانههای پشیمانی وجود دارد. در نهایت، سفری که او انجام داده، او را به جایی رسانده که از آنجا برمیخیزد و احساس درد و ناراحتی میکند.
می برد داغ کلف هر کس که از رخسار ماه
سینه ما را هم از نگار می آرد برون
هوش مصنوعی: هر کسی که از زیبایی چهره معشوقهاش سخن میگوید، قلب ما را هم به درد میآورد، چون این زیبایی احساسات و دلتنگیهای عمیقی را در دل ما زنده میکند.
دید در آیینه گل هر که رخسار خزان
از گلستان دیده خونبار می آرد برون
هوش مصنوعی: هر کسی که در آینه به جمال گل نگاه کند، به یقین یاد روزگار خزان و دردناک را از باغ زیبای گلستان به یاد میآورد و احساس غم و اندوه میکند.
زلف کافر را غبار خط مسلمان می کند
سر ز جیب سبحه این زنار می آرد برون
هوش مصنوعی: موهای فریبنده او با غبار خط مسلمان آغشته میشود و این زن دستنوشتههایش را از جیب سبحهاش بیرون میآورد.
دامن از خار شلایین علایق جمع کن
کز گریبان صد گل بی خار می آرد برون
هوش مصنوعی: در دامن خود از مشکلات و وابستگیهای دلگیر، رنجها و دردها را دور کن، زیرا از درون وجودت میتواند زیباییها و خوشیهای زیادی آزاد شود.
رشته جان را کند هر کس که صائب بی گره
سر ز جیب گوهر شهوار می آرد برون
هوش مصنوعی: هر کسی که به مقامات عالی و ارزشمند دست یابد، باید مواظب باشد که زندگیاش را تحت تأثیر خواستهها و هوسهای بیمزه قرار ندهد. در واقع، اگر فردی در جستجوی لذتهای لحظهای باشد، ممکن است به آسانی از ارزشهای واقعی و عمیق زندگی دور شود.

صائب