گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۲۸

بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن
به که دارم با دل خود خلوتی در انجمن
با خمار کلفت و تنهایی خلوت خوشم
نیست در گردش شراب الفتی در انجمن
در گذر از شهر بند کثرت و وحدت که نیست
حالتی در خلوت و کیفیتی در انجمن
باد نتواند پریشان ساختن وقت مرا
شمع فانوسم که دارم خلوتی در انجمن
چند روزی غنچه می سازم پر خود را، مگر
وا کند پروانه بال شهرتی در انجمن
عالم آب است، با ما صاف کن دل را، مباد
راست سازد قد غبار کلفتی در انجمن
بند حیرت می زنم بر دست گلچینان شمع
گر کشم از سینه آه غیرتی در انجمن
دست چون در دامن سجاده تقوی زنم؟
داده ام با جام دست بیعتی در انجمن
می توانی ملک وحدت را به تنهایی گرفت
همچو صائب گر بداری خلوتی در انجمن

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن
به که دارم با دل خود خلوتی در انجمن
هوش مصنوعی: در میان جمع، هیچ‌کس رنگ و بویی از اتحاد ندارد، اما من از اینکه با دل خودم در تنهایی با این جمع هستم، شادترم.
با خمار کلفت و تنهایی خلوت خوشم
نیست در گردش شراب الفتی در انجمن
هوش مصنوعی: من از تنهایی و حالتی که در آن خمار هستم، لذت نمی‌برم. در این حالت، نوشیدن شراب در جمع دیگران برایم جاذبه‌ای ندارد.
در گذر از شهر بند کثرت و وحدت که نیست
حالتی در خلوت و کیفیتی در انجمن
هوش مصنوعی: در حرکت از شهری که پر از تنوع و شباهت است، نه در تنهایی حالتی وجود دارد و نه در جمع کیفیتی خاص.
باد نتواند پریشان ساختن وقت مرا
شمع فانوسم که دارم خلوتی در انجمن
هوش مصنوعی: به باد این قدرت را نمی‌دهم که لحظاتم را به هم بریزد. من مانند شمعی در جمع هستم که در خلوت خودم آرامش دارم.
چند روزی غنچه می سازم پر خود را، مگر
وا کند پروانه بال شهرتی در انجمن
هوش مصنوعی: به مدت چند روز، سعی می‌کنم به خودم شکل و ظاهری زیبا بدهم، شاید روزی فرصت داشته باشم که با بال‌های خود در محافل و مجالس دیده شوم و شناخته گردم.
عالم آب است، با ما صاف کن دل را، مباد
راست سازد قد غبار کلفتی در انجمن
هوش مصنوعی: دنیا مانند آبی است که باید با آن قلب خود را زلال و پاک کنیم. نباید اجازه دهیم که کدورت و زشتی‌ها، ما را از جمع دور کند و در دل‌هامان تاثیری منفی بگذارد.
بند حیرت می زنم بر دست گلچینان شمع
گر کشم از سینه آه غیرتی در انجمن
هوش مصنوعی: من با شگفتی به کار گلچینان نگاه می‌کنم، اگر از درونم آهی پر از غیرت خارج شود، در جمع حاضر پراکنده می‌شود.
دست چون در دامن سجاده تقوی زنم؟
داده ام با جام دست بیعتی در انجمن
هوش مصنوعی: چگونه می‌توانم دستم را در دامن سجاده تقوا قرار دهم؟ من با دست خود در جمع، پیمانی با جام امضا کرده‌ام.
می توانی ملک وحدت را به تنهایی گرفت
همچو صائب گر بداری خلوتی در انجمن
هوش مصنوعی: می‌توانی با دلی آرام و به تنهایی به دنیای خاص وحدت و یگانگی دست پیدا کنی، همانطور که صائب به این مقام رسیده است، اگر در جمع نیز فضایی برای تنهایی و خلوت خود داشته باشی.