غزل شمارهٔ ۶۱۲۵
بس که شبها چین غم می چیند از ابروی من
موج جوهر می زند آیینه زانوی من
بی تو گر پهلو به روی بستر خارا نهم
اضطراب دل زند صد سنگ بر پهلوی من
پنجه دعوی بتابم تیشه فولاد را
بسته تا پیکان او تعویذ بر بازوی من
سهل باشد خار مژگان گر به چشمم سبز شد
شیشه می می کشد قد در کنار جوی من
بس که آمد پا به سنگ محنتم در روزگار
رفته رفته سنگ شد همکاسه زانوی من
غزل شمارهٔ ۶۱۲۴: بس که دارد ناتوانی ریشه در اعضای منغزل شمارهٔ ۶۱۲۶: می زند از گریه موج خوشدلی ابروی من
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بس که شبها چین غم می چیند از ابروی من
موج جوهر می زند آیینه زانوی من
هوش مصنوعی: به دلیل سنگینی غم و اندوهی که در دل دارم، شبها چهرهام دچار چین و چروک میشود و این درد و غم به حدی است که هنگام نگاه به آینه، تأثیر آن را در زانوی من نیز میبینم.
بی تو گر پهلو به روی بستر خارا نهم
اضطراب دل زند صد سنگ بر پهلوی من
هوش مصنوعی: اگر بی تو روی بستر سخت بخوابم، دل پر از اضطرابم همچون سنگهایی است که بر جانم میزند.
پنجه دعوی بتابم تیشه فولاد را
بسته تا پیکان او تعویذ بر بازوی من
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من در برابر مشکلات و چالشها مقاومت میکنم و با تمام قدرت و اراده خود، بر تلاطمها غلبه میکنم. نمیگذارم عوامل منفی یا موانع، مرا به زمین بزنند و همچنان با اعتماد به نفس به مبارزه ادامه میدهم.
سهل باشد خار مژگان گر به چشمم سبز شد
شیشه می می کشد قد در کنار جوی من
هوش مصنوعی: اگر مژگان تو به چشمانم بیفتد، برایم بیاهمیت است، چرا که شیشه می در کنار جوی من قد بلند میکشد.
بس که آمد پا به سنگ محنتم در روزگار
رفته رفته سنگ شد همکاسه زانوی من
هوش مصنوعی: به خاطر مشکلات و چالشهایی که در زندگیام با آنها مواجه شدم، به تدریج تمام سختیها و دردها به گونهای در من تبدیل به سنگینی و سختی شدهاند که حتی زانوی من به آنها عادت کرده است.

صائب