غزل شمارهٔ ۲۰۸
کرد بی تابی فزون زنگ دل غم دیده را
پایکوبی آب شد این سبزه خوابیده را
می شود ظاهر عیار فقر بعد از سلطنت
توتیای چشم باشد خاک، طوفان دیده را
تن به هر تشریف ناقص کی دهد نفس شریف؟
کعبه هیهات است پوشد جامه پوشیده را
همت عالی شود نازل ز پیوند خسیس
برگ کاهی مانع از پرواز گردد دیده را
منع ما از سیر گلزار ای چمن پیرا مکن
ور نه برمی چیند آهی این بساط چیده را
قدر یاقوت لب او را که می داند که چیست؟
جوهری قیمت نداند جوهر نادیده را
گرمخونی می کند بیگانگان را آشنا
موج می شیرازه گردد صحبت پاشیده را
صیقل دل های بی غم گرچه باشد ماه عید
تازه می سازد به ناخن داغ ماتم دیده را
رتبه کامل عیاران بیش گردد از محک
نیست پروایی ز میزان مردم سنجیده را
خود حسابان صائب از دیوان محشر فارغند
از حساب اندیشه ای نبود قیامت دیده را
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
کرد بی تابی فزون زنگ دل غم دیده را
پایکوبی آب شد این سبزه خوابیده را
هوش مصنوعی: دل پر از غم، به شدت ناآرام شد و مانند آبی که بر روی سبزهای خوابیده بریزد، (غم و درد) خمودی و خواب آن سبزه را برهم زد.
می شود ظاهر عیار فقر بعد از سلطنت
توتیای چشم باشد خاک، طوفان دیده را
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم به زبانی ساده این بیت را توضیح دهیم، میتوان گفت که فقر و تنگدستی ممکن است در نگاه دیگران به عنوان علامتی از ضعف و نقص دیده شود، حتی بعد از اینکه انسان به مقام و منزلت بالایی دست پیدا کند. در واقع، در این دنیای پر از چالش و سختی، حتی با دستاوردهای بزرگ هم، ممکن است نگرانیها و مشکلاتی مثل فقر همچنان وجود داشته باشد.
تن به هر تشریف ناقص کی دهد نفس شریف؟
کعبه هیهات است پوشد جامه پوشیده را
هوش مصنوعی: آیا میتوان روحی والامقام را به چیزهای ناقص و کمارزش تسلیم کرد؟ هرگز نمیتوان گنبد کعبه را با چیزی معمولی پوشاند.
همت عالی شود نازل ز پیوند خسیس
برگ کاهی مانع از پرواز گردد دیده را
هوش مصنوعی: اگر اراده و کوشش انسان بزرگ و عالی باشد، نباید اجازه داد که ارتباط با چیزهای حقیر و بیارزش مانع پیشرفت و ترقی او شود. در حقیقت، موانع کوچک نمیتوانند به چشم او بیایند و او را از رسیدن به اهدافش بازدارند.
منع ما از سیر گلزار ای چمن پیرا مکن
ور نه برمی چیند آهی این بساط چیده را
هوش مصنوعی: ای چمن، لطفاً مانع ما نشو از گشتن در باغ گل، زیرا اگر چنین کنی، حتماً از این خوشیها و زیباییها دل کنده و آنها را از دست میدهیم.
قدر یاقوت لب او را که می داند که چیست؟
جوهری قیمت نداند جوهر نادیده را
هوش مصنوعی: کسی نمیداند که ارزش لبان او به اندازه یاقوت چقدر است، زیرا طلا و جواهر هرگز نمیتوانند ارزش چیزی را که ندیدهاند درک کنند.
گرمخونی می کند بیگانگان را آشنا
موج می شیرازه گردد صحبت پاشیده را
هوش مصنوعی: بیگانگان با همدلی و محبت به یکدیگر نزدیک میشوند و گفتگوهای پراکنده و ناپیوسته به تدریج منظم و دارای انسجام میشود.
صیقل دل های بی غم گرچه باشد ماه عید
تازه می سازد به ناخن داغ ماتم دیده را
هوش مصنوعی: دلهای شادی که غم را تجربه نکردهاند، با یک زیبایی خاص مانند NEW عید، میتوانند اثرات غم و اندوه را برطرف کنند و آرامش را به وجود بیاورند.
رتبه کامل عیاران بیش گردد از محک
نیست پروایی ز میزان مردم سنجیده را
هوش مصنوعی: خصلت های شایسته و کامل افراد برجسته از آنجا که با آزمون های انسانی سنجیده نمیشوند، بیشتر میشود و به همین دلیل، به معیارهای آنها اهمیتی داده نمیشود.
خود حسابان صائب از دیوان محشر فارغند
از حساب اندیشه ای نبود قیامت دیده را
هوش مصنوعی: حسابگران خودشان از حساب و کتاب روز قیامت آزاد و بیخیال هستند، چون کسی که در اندیشه اش قیامت را دیده، نگرانی و دغدغه ای ندارد.

صائب