گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۴

پوست زندان است بر تن زاهد افسرده را
حاجت زندان دیگر نیست خون مرده را
بر جراحت بخیه نتواند ره خوناب بست
سود ندهد مهر خاموشی دل آزرده را
خضر در سرچشمه تیغش نمازی می کند
عمر اگر باشد، دهان آب حیوان خورده را
نقد جان را چون شرر بر آتشین رویی فشان
در گره تا کی توان چون غنچه بست این خرده را؟
آب را استادگی آیینه روشن کند
صاف می سازد تحمل، طبع بر هم خورده را
می کند باد مخالف شور دریا را زیاد
کی نصیحت می دهد تسکین، دل آزرده را؟
هر چه رفت از کف، به دست آوردن او مشکل است
چون کند گردآوری گل، بوی غارت برده را؟
این جواب آن که وقتی حالتی فرموده است
از نصیحت می دهم تسکین، دل آزرده را

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پوست زندان است بر تن زاهد افسرده را
حاجت زندان دیگر نیست خون مرده را
هوش مصنوعی: زاهد افسرده در واقع در بند است و نیازی به قید و بند دیگری ندارد، چرا که جسم او مانند پوست زندان است و روحش در غم و اندوهی مرده گرفتار شده.
بر جراحت بخیه نتواند ره خوناب بست
سود ندهد مهر خاموشی دل آزرده را
هوش مصنوعی: اگر زخمی که بر دل نشسته را نتوان با بخیه بست، پس سکوت و فروخوردن غم و درد دل زخم‌خورده نیز فایده‌ای نخواهد داشت.
خضر در سرچشمه تیغش نمازی می کند
عمر اگر باشد، دهان آب حیوان خورده را
هوش مصنوعی: خضر در کنار آب زنده، با تیغش نماز می‌خواند، اگر عمرش ادامه داشته باشد، دهان کسی که از آب حیات نوشیده را نیز می‌سازد.
نقد جان را چون شرر بر آتشین رویی فشان
در گره تا کی توان چون غنچه بست این خرده را؟
هوش مصنوعی: جان خود را مانند جرقه‌ای بر روی چهره‌ای آتشین بریز و در این گره‌ای که ایجاد شده، نگه‌داری کن. تا کی می‌خواهی این اندک را مانند غنچه‌ای بسته نگه‌داری؟
آب را استادگی آیینه روشن کند
صاف می سازد تحمل، طبع بر هم خورده را
هوش مصنوعی: آب با آرامش و تسلط بر خود، سطح آیینه را صاف و روشن می‌کند. تحمل و صبوری هم می‌تواند باعث آرامش و توازن در روحیات متلاطم شود.
می کند باد مخالف شور دریا را زیاد
کی نصیحت می دهد تسکین، دل آزرده را؟
هوش مصنوعی: باد مخالف باعث می‌شود که شور و آشفتگی دریا افزایش پیدا کند. در چنین شرایطی چه فایده‌ای دارد نصیحت کردن کسی که دلش پر از ناراحتی است و به آرامش نیاز دارد؟
هر چه رفت از کف، به دست آوردن او مشکل است
چون کند گردآوری گل، بوی غارت برده را؟
هوش مصنوعی: چیزی که از دست رفته باشد، بازیابی‌اش دشوار است؛ مثل اینکه جمع‌آوری گل‌هایی که بوی خود را از دست داده‌اند، کار ساده‌ای نیست.
این جواب آن که وقتی حالتی فرموده است
از نصیحت می دهم تسکین، دل آزرده را
هوش مصنوعی: بعضی وقت‌ها وقتی کسی دلتنگ و ناراحت است، بهتر است به او آرامش بدهیم و نکاتی را که می‌تواند حالش را بهتر کند، به او بگوییم.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۲۰۴ به خوانش پزی ساتکنی عندلیب