غزل شمارهٔ ۲۰۱
نیست یک جو غم ز بی برگی دل آزاده را
تخم خال عیب باشد این زمین ساده را
عشرت روی زمین در خاکساری بسته است
بیم افتادن نمی باشد ز پا افتاده را
بر سر گفتار، دل را خامشی می آورد
جوش مستی در خم سربسته باشد باده را
هر که پامال حوادث شد به منزل می رسد
از رسیدن پیچ و خم مانع نگردد جاده را
از نظر افتادن اغیار، عین رحمت است
شکوه بی موقع بود عضو به جا افتاده را
می کند قرب خسیسان پاک گوهر را خسیس
می پرد بهر پر کاهی نظر بیجاده را
چون کف بی مغز باشد پیش دریا دل، سبک
زاهد اندازد به روی آب اگر سجاده را
نیست صائب قسمت منعم به جز حسرت ز مال
اشتها در غیب باشد نعمت آماده را
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نیست یک جو غم ز بی برگی دل آزاده را
تخم خال عیب باشد این زمین ساده را
هوش مصنوعی: دل انسانهای آزاد و بینهایت خوشحال، هیچ غمی ندارد. هچنین، وجود یک نشانه کوچک از عیب و نقص، نمیتواند زمین ساده و بیعیبشان را تحت تأثیر قرار دهد.
عشرت روی زمین در خاکساری بسته است
بیم افتادن نمی باشد ز پا افتاده را
هوش مصنوعی: عیش و خوشی در دنیا در humble بودن و فروتنی نهفته است و کسی که خود را humble نگه دارد، از افتادن و شکست ترسی ندارد.
بر سر گفتار، دل را خامشی می آورد
جوش مستی در خم سربسته باشد باده را
هوش مصنوعی: وقتی در مورد صحبت کردن ب سکوت و آرامش دل میرسد، حالتی شبیه به نشئگی در ظرفی که دربسته است، باده را به همراه دارد.
هر که پامال حوادث شد به منزل می رسد
از رسیدن پیچ و خم مانع نگردد جاده را
هوش مصنوعی: هرکس که در برابر مشکلات و چالشها مقاومت کند و از آنها عبور کند، به هدف خود میرسد. رسیدن به مقصد نمیتواند تحت تأثیر موانع و دشواریها قرار گیرد.
از نظر افتادن اغیار، عین رحمت است
شکوه بی موقع بود عضو به جا افتاده را
هوش مصنوعی: وقتی کسی از نظر دیگران خارج میشود، میتواند نشانهای از رحمت باشد؛ زیرا گله و شکایت نابهجایی که از کسی میشود، میتواند ناشی از عدم درک مقام آن فرد باشد.
می کند قرب خسیسان پاک گوهر را خسیس
می پرد بهر پر کاهی نظر بیجاده را
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که انسانهای پست و بیارزش نمیتوانند به ارزش واقعی افراد با گوهر و با شخصیت دست یابند. آنها به چیزهای بیارزش و ناچیز میپردازند و نمیتوانند به عمق مسائل و زیباییهای حقیقی توجه کنند.
چون کف بی مغز باشد پیش دریا دل، سبک
زاهد اندازد به روی آب اگر سجاده را
هوش مصنوعی: اگر کسی بیفکر و بیدانش باشد، مانند این است که در برابر دریا دل کسی که با ایمان و پرشور است، بیاهمیت است. چنین فردی میتواند با راحتی و سادگی، سجادهاش را بر روی آب بیندازد، گویی که موضوعی مهم و جدی نیست.
نیست صائب قسمت منعم به جز حسرت ز مال
اشتها در غیب باشد نعمت آماده را
هوش مصنوعی: قسمت من فقط حسرت و آرزوست، زیرا نعمتهایی که در غیبت هستند، برای من حاضر و آماده نیستند.

صائب