قالَ اللّهُ تَعالی. وَکانَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیءٍ رَقیباً.
جریربن عبداللّه گوید جبرئیل علیه السّلام بنزدیک پیغامبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْه وَسَلَّم آمد بر صورت مردی و گفت یا محمّد ایمان چیست گفت آنکه ایمان آری بخدای و فریشتگان و کتابها و رسولان وی و بدانستن که خیر و شر همه ازوست جبرئیل علیه السّلام گفت راست گفتی، عجب بماندم از تصدیق او پیغامبر را عَلَیْهِ الصَّلوةُ وَالسَّلامُ گفت خبر گوی مرا از اسلام گفت نماز بپای داشتن و زکوة بدادن و حجّ کردن و روزۀ ماه رمضان داشتن. گفت راست گفتی گفت خبر ده مرا از احسان گفت احسان آن بود که خدایرا بپرستی چنانک گوئی می بینی او را اگر چنان نباشی که او را می بینی دانی که او ترا می بیند گفت راست گفتی و حدیث تا آخر.
استاد امام گوید رَحِمَهُ اللّهُ پیغامبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ باین قول که گفت اگر تو او را نبینی دانی که او ترا می بیند اشارت بمراقبه کرد زیرا که مراقبت دانش بنده بود باطّلاع حق بر وی و استدامت این علم مراقبت خدای بود و این اصل همه چیزها بود و کس بدین درجه نرسد مگر پس از آنک از محاسبۀ خویش فارغ شده باشد و چون شمار گذشت خویش بکند و حال خویش اندر وقت باصلاح آرد و طریق حق را ملازمت کند و میان خویش و خدای نیکو کند بمراعات دل، و انفاس خویش با خدای نگاه دارد در همه احوال و داند که حق سبحانه وتعالی او را می بیند و بدل او نزدیکست، احول او میداند و افعال او می بیند و اقوال او می شنود، و هر که ازین جمله غافل بود او دور است از بدایات وصلت فکیف از حقایق قُربت.
جُرَیری گوید هر که حاکم نکند میان خویش و میان خدای تقوی را و مراقبت را، بکشف مشاهده نرسد.
از استاد ابوعلی رَحِمَهُ اللّهُ شنیدم که امیری بود و ویرا وزیری بود و در پیش او بیکی از غلامان او نگریست که بر سر او ایستاده بود بی تهمتی که در دل او بود اتّفاق چنان بود که در آن حالت امیر به وی نگریست، وزیر بترسید که امیر تهمت بد نکند او را، ازین پس هرگز وزیر اندر نزدیک امیر نشد الّا همچنانک نگریست می نگریست تا امیر پندارد که آن حال بر وی آفریده است، مخلوقی مخلوقی را چنین مراقبت کند مراقبت بنده چگونه باید خداوند خویش را.
از یکی از درویشان شنیدم که امیری را غلامی بود و بر وی اقبال داشت، بیش از آنکه بر دیگران و این غلام از دیگران نیکوتر نبود و بقیمت بیشتر نبود با امیر گفتند حال او چونست امیر خواست که با ایشان نماید فضل غلام، اندر خدمت بر دیگران، روزی امیر بر نشسته بود با لشکر و کوهی بود دور ازیشان و بر آن کوه برف بود و امیر سوی آن نگریست و سر در پیش افکند غلام اسب گرم کرد و قوم ندانستند که او چرا می تازد و بعد از ساعتی غلام آمد و پارۀ برف همی آورد، امیر گفت تو چه دانستی که مرا برف همی باید گفت باز آن جانب نگریستی و نگریستن سلطان بی مرادی نبود امیر گفت من او را بدین نیکوتر همی دارم هرکسی از شما شغلی دارد و او مراقبت احوال من میکند و مراعات نگریستن من.
و گفته اند هر که بخواطر، خدایرا مراقبت کند خدای جوارح او نگاه دارد.
پرسیدند ابوالحسن هندو را که شبان کی باز دارد گوسفند را بعصاء رعایت از چراگاه هلاک گفت چون داند که برو نگاه بانیست.
عبداللّه بن عمر گوید رَضِیَ اللّهُ عَنْهُ که در سفری بود غلامی را دید که گوسفند می چرانید گفت ای غلام ازین گوسفند یکی بفروشی گفت آن من نیست، گفت خداوندش را بگوی که گرگ ببرد غلام گفت بخدای چگویم بروزگاری دراز عبداللّه عمر میگفتی که آن غلام گفت بخدای چگویم.
جُنَید گفت هر که اندر مراقبت بحقیقت رسیده باشد از آن ترسد که حظّ او از خدای فوت شود نه از چیزی دیگر.
ذوالنّون گوید نشان مراقبت ایثار کردنست آنچه خدای عَزّوَجِلّ اختیار کرده باشد و بزرگ داشتن آنچه خدای تعالی بزرگ داشتست و حقیر داشتن آنچه خدای حقیر داشتست.
نصر آبادی گوید رجا بطاعت کشد و خوف از معصیت دور کند و مراقبت فرا راه حق دارد.
جعفربن نصیر گوید مراقبت مراعات سِرّ بود بنگریستن با حق اندر هر خطرتی.
جُرَیری گوید کار ما بر دو چیز بنا کرده اند یکی آنک مراقبت خدای عَزَّوَجَلَّ را ملازمت کنیم و ظاهر علم نگاه داریم.
ابن عطا را پرسیدند که از طاعتها کدام فاضلترست گفت مراقبت حق بر دوام اوقات.
خوّاص گوید مراعات وقت مراقبت بار آرد و مراقبت، اخلاص سِرّ و علانیت، خدایرا عَزَّوَجَلَّ.
ابوعثمان مغربی گوید فاضلترین چیزی که مرد آنرا ملازمت کند اندرین طریقت محاسبۀ خویش است و مراقبت و نگاهداشتن کارها بعلم.
و هم ابوعثمان گوید که ابوحفص گفت مرا چون تو مجلس کنی مردمانرا، اوّل دل خویش پند ده و تن خویش را، نگر جمع آمدن ایشان بر تو مغرور نکند که ایشان ظاهر ترا مراقبت کنند و خدای باطن ترا.
ابوسعید خرّاز گوید یکی از پیرانِ من گفت بر تو بادا بمراعات سرّ ومراقبت، روزی من اندر بادیه همی رفتم آواز نعلین شنیدم از پس پشت خویش، مرا از آن هراس آورد خواستم که باز نگرم و ننگریستم، چیزی دیدم بر کتف من ایستاده و من بسرّ مراعات همی کردم پس باز نگریستم ددی دیدم عظیم.
واسطی گوید فاضلترین همه طاعتها نگاهداشتن وقتست و آن آنست که بنده از حد فرا نشود و جز با خدای نه ایستد و از وقت خویش بیرون نشود. و باللّهِ التّوفیق.
برگردان به زبان ساده
قالَ اللّهُ تَعالی. وَکانَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیءٍ رَقیباً.
هوش مصنوعی: خداوند تعالی فرموده است که او بر همه چیز ناظر و مراقب است.
جریربن عبداللّه گوید جبرئیل علیه السّلام بنزدیک پیغامبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْه وَسَلَّم آمد بر صورت مردی و گفت یا محمّد ایمان چیست گفت آنکه ایمان آری بخدای و فریشتگان و کتابها و رسولان وی و بدانستن که خیر و شر همه ازوست جبرئیل علیه السّلام گفت راست گفتی، عجب بماندم از تصدیق او پیغامبر را عَلَیْهِ الصَّلوةُ وَالسَّلامُ گفت خبر گوی مرا از اسلام گفت نماز بپای داشتن و زکوة بدادن و حجّ کردن و روزۀ ماه رمضان داشتن. گفت راست گفتی گفت خبر ده مرا از احسان گفت احسان آن بود که خدایرا بپرستی چنانک گوئی می بینی او را اگر چنان نباشی که او را می بینی دانی که او ترا می بیند گفت راست گفتی و حدیث تا آخر.
هوش مصنوعی: جریر بن عبدالله نقل میکند که جبرییل عليهالسلام نزد پیامبر (ص) آمد و به شکل مردی ظاهر شد. او از پیامبر پرسید ایمان چیست و پیامبر پاسخ داد ایمان به خدا، فرشتگان، کتابها، پیامبران و اینکه همه چیز خوب و بد از سوی خداست. جبرییل تأیید کرد که درست گفته است و سپس از پیامبر درباره اسلام پرسید. پیامبر فرمود که اسلام شامل برپایی نماز، پرداخت زکات، انجام حج و روزهداری در ماه رمضان است. جبرییل دوباره تأیید کرد که حق گفته است و سپس از احسان پرسید. پیامبر توضیح داد که احسان به معنای عبادت خدا به گونهای است که گویی او را میبینی و اگر نمیتوانی او را ببینی، باید بدانید که او تو را میبیند. جبرییل مجدد تأیید کرد که پیامبر راست گفته است و ماجرا تا پایان ادامه دارد.
استاد امام گوید رَحِمَهُ اللّهُ پیغامبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ باین قول که گفت اگر تو او را نبینی دانی که او ترا می بیند اشارت بمراقبه کرد زیرا که مراقبت دانش بنده بود باطّلاع حق بر وی و استدامت این علم مراقبت خدای بود و این اصل همه چیزها بود و کس بدین درجه نرسد مگر پس از آنک از محاسبۀ خویش فارغ شده باشد و چون شمار گذشت خویش بکند و حال خویش اندر وقت باصلاح آرد و طریق حق را ملازمت کند و میان خویش و خدای نیکو کند بمراعات دل، و انفاس خویش با خدای نگاه دارد در همه احوال و داند که حق سبحانه وتعالی او را می بیند و بدل او نزدیکست، احول او میداند و افعال او می بیند و اقوال او می شنود، و هر که ازین جمله غافل بود او دور است از بدایات وصلت فکیف از حقایق قُربت.
هوش مصنوعی: استاد امام رحمتالله علیه اشاره میکند که پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با گفتن این جمله که اگر تو او را نبینی، بدانی که او تو را میبیند، به موضوع مراقبه اشاره کرده است. مراقبه به معنای آگاهی و توجه به خداوند است و این آگاهی در واقع دانش بنده نسبت به حقیقتی است که بر او عیان میشود. استحکام و استمرار این علم، مراقبت خداوند را به دنبال دارد و این اصل و بنیاد تمامی امور است. هیچکس به این مرحله نمیرسد مگر اینکه ابتدا از محاسبه خود آزاد شده و حال خود را اصلاح کند. او باید در مسیر حق ثابت قدم باشد و ارتباط خود را با خدا بهخوبی حفظ کند. او باید در هر حال به دل و نفس خود توجه داشته باشد و بداند که خداوند او را میبیند و به او نزدیک است. خداوند از حالات و افعال او آگاه است و هرکسی که از این نکته غافل باشد، از ابتداییترین مراحل وصال به خداوند دور است، چه برسد به درک حقایق قرب.
جُرَیری گوید هر که حاکم نکند میان خویش و میان خدای تقوی را و مراقبت را، بکشف مشاهده نرسد.
هوش مصنوعی: جرائطی میگوید هر کسی که میان خود و خداوند تقوا و مراقبت را رعایت نکند، به مرتبهای از مشاهده و درک باطنی نخواهد رسید.
از استاد ابوعلی رَحِمَهُ اللّهُ شنیدم که امیری بود و ویرا وزیری بود و در پیش او بیکی از غلامان او نگریست که بر سر او ایستاده بود بی تهمتی که در دل او بود اتّفاق چنان بود که در آن حالت امیر به وی نگریست، وزیر بترسید که امیر تهمت بد نکند او را، ازین پس هرگز وزیر اندر نزدیک امیر نشد الّا همچنانک نگریست می نگریست تا امیر پندارد که آن حال بر وی آفریده است، مخلوقی مخلوقی را چنین مراقبت کند مراقبت بنده چگونه باید خداوند خویش را.
هوش مصنوعی: روزی ابوعلی رحمتاللّه به این داستان اشاره کرد که امیری وجود داشت و وزیری در خدمت او. یک روز، امیر به یکی از غلامانش که کنار او ایستاده بود، نگریست. در دل وزیر ترس از این داشت که مبادا امیر او را متهم کند. از آن روز به بعد، وزیر هیچگاه در نزدیکی امیر نمیایستاد و همواره به او نگاه میکرد تا مبادا امیر فکر کند که آن لحظه به عمد بر او چیره شده است. این داستان نشان میدهد که اگر انسان اینگونه از مخلوقش مراقبت کند، چقدر باید خداوند خود را مورد توجه و مراقبت قرار دهد.
از یکی از درویشان شنیدم که امیری را غلامی بود و بر وی اقبال داشت، بیش از آنکه بر دیگران و این غلام از دیگران نیکوتر نبود و بقیمت بیشتر نبود با امیر گفتند حال او چونست امیر خواست که با ایشان نماید فضل غلام، اندر خدمت بر دیگران، روزی امیر بر نشسته بود با لشکر و کوهی بود دور ازیشان و بر آن کوه برف بود و امیر سوی آن نگریست و سر در پیش افکند غلام اسب گرم کرد و قوم ندانستند که او چرا می تازد و بعد از ساعتی غلام آمد و پارۀ برف همی آورد، امیر گفت تو چه دانستی که مرا برف همی باید گفت باز آن جانب نگریستی و نگریستن سلطان بی مرادی نبود امیر گفت من او را بدین نیکوتر همی دارم هرکسی از شما شغلی دارد و او مراقبت احوال من میکند و مراعات نگریستن من.
هوش مصنوعی: از یکی از درویشان شنیدم که امیری غلامی داشت که نسبت به دیگران خوشانسی بیشتری داشت، اما این غلام از لحاظ نیکوکاری یا قیمت، بر دیگران برتری نداشت. وقتی دربارهٔ حال او با امیر صحبت کردند، امیر خواست که توانایی غلام را در خدمتگزاری به دیگران نشان دهد. روزی امیر در کنار لشکرش نشسته بود و کوهی در دوردست وجود داشت که برف بر روی آن نشسته بود. امیر به آن سمت نگاه کرد و سرش را پایین انداخت. در این هنگام، غلام ناگهان شروع به دویدن کرد و دیگران نمیدانستند دلیل این کار او چیست. بعد از مدتی، غلام بازگشت و تکهای از برف را برای امیر آورد. امیر از او پرسید چگونه میدانست که به برف نیاز دارد؟ غلام به آن سمت نگاه کرده بود و امیر فهمید که نگاه کردن او بیهدف نبوده است. امیر سپس گفت که او غلام را بیشتر از سایرین دوست دارد، زیرا هرکسی کار خاصی دارد و این غلام مراقب حال اوست و به دقت به نیازهایش توجه میکند.
و گفته اند هر که بخواطر، خدایرا مراقبت کند خدای جوارح او نگاه دارد.
هوش مصنوعی: گفته شده است که هر کسی که برای مراقبت از خدا تلاش کند، خدا نیز او را مورد حمایت و نگهداری قرار میدهد.
پرسیدند ابوالحسن هندو را که شبان کی باز دارد گوسفند را بعصاء رعایت از چراگاه هلاک گفت چون داند که برو نگاه بانیست.
هوش مصنوعی: از ابوالحسن پرسیدند که چرا شبان گوسفند را با عصا نگه میدارد تا از چراگاه در خطر نیفتد. او پاسخ داد که این کار را انجام میدهد چون میداند که کسی برای مراقبت از گوسفند وجود ندارد.
عبداللّه بن عمر گوید رَضِیَ اللّهُ عَنْهُ که در سفری بود غلامی را دید که گوسفند می چرانید گفت ای غلام ازین گوسفند یکی بفروشی گفت آن من نیست، گفت خداوندش را بگوی که گرگ ببرد غلام گفت بخدای چگویم بروزگاری دراز عبداللّه عمر میگفتی که آن غلام گفت بخدای چگویم.
هوش مصنوعی: عبدالله بن عمر میگوید که در سفر، جوانی را دید که در حال چرانیدن گوسفندها بود. او از جوان پرسید که آیا میتواند یکی از گوسفندها را بفروشد. جوان پاسخ داد که این گوسفند مال او نیست. عبدالله به او گفت که میتواند به مالک بگوید که اگر گرگ گوسفند را ببرد. جوان در جواب گفت: «به خدا چه بگویم، روزگاری طولانی به من میگفتی.» عبدالله عمر توضیح داد که جوان به او چه گفت.
جُنَید گفت هر که اندر مراقبت بحقیقت رسیده باشد از آن ترسد که حظّ او از خدای فوت شود نه از چیزی دیگر.
هوش مصنوعی: جُنَید میگوید کسی که به حقیقت مراقبت دست یافته است، از این میترسد که بهرهاش از خداوند از دست برود و نه از چیز دیگری.
ذوالنّون گوید نشان مراقبت ایثار کردنست آنچه خدای عَزّوَجِلّ اختیار کرده باشد و بزرگ داشتن آنچه خدای تعالی بزرگ داشتست و حقیر داشتن آنچه خدای حقیر داشتست.
هوش مصنوعی: ذوالنون میگوید نشانهٔ مراقبت، ایثار کردن چیزی است که خداوند آن را انتخاب کرده و ارج نهادن به آنچه خداوند بزرگ شمرده و کوچک شمردن آنچه را که خداوند حقیر دانسته است.
نصر آبادی گوید رجا بطاعت کشد و خوف از معصیت دور کند و مراقبت فرا راه حق دارد.
هوش مصنوعی: نصر آبادی میگوید که امید به اطاعت خداوند انسان را به سوی طاعت میکشاند و ترس از گناه او را از آن دور میکند. او همچنین بر دقت و مراقبت در مسیر حق تأکید دارد.
جعفربن نصیر گوید مراقبت مراعات سِرّ بود بنگریستن با حق اندر هر خطرتی.
هوش مصنوعی: جعفربن نصیر میگوید که مراقبت از اسرار باعث میشود تا در هر چالشی همیشه به حق نگاه کنی.
جُرَیری گوید کار ما بر دو چیز بنا کرده اند یکی آنک مراقبت خدای عَزَّوَجَلَّ را ملازمت کنیم و ظاهر علم نگاه داریم.
هوش مصنوعی: جریری میگوید که کار ما بر دو اصل استوار است: یکی اینکه مراقب خداوند عزیز و بزرگ باشیم و دیگر اینکه به ظاهر علم احترام بگذاریم.
ابن عطا را پرسیدند که از طاعتها کدام فاضلترست گفت مراقبت حق بر دوام اوقات.
هوش مصنوعی: ابن عطا را سوال کردند که کدام یک از عبادتها از دیگران برتر است. او پاسخ داد که مراقبت و توجه به حق در تمام اوقات، بهترین عبادت است.
خوّاص گوید مراعات وقت مراقبت بار آرد و مراقبت، اخلاص سِرّ و علانیت، خدایرا عَزَّوَجَلَّ.
هوش مصنوعی: خواص میگوید که رعایت وقت، مراقبت را به همراه دارد و مراقبت به معنای اخلاص در کار و در پوشیدگی و علنی بودن است که این موضوع به خدای بزرگ تعلق دارد.
ابوعثمان مغربی گوید فاضلترین چیزی که مرد آنرا ملازمت کند اندرین طریقت محاسبۀ خویش است و مراقبت و نگاهداشتن کارها بعلم.
هوش مصنوعی: ابوعثمان مغربی میگوید یکی از بهترین کارهایی که انسان میتواند در این مسیر انجام دهد، محاسبه و بررسی عملکرد خود است و همچنین مراقبت و دقت در کارها بر اساس علم و دانش.
و هم ابوعثمان گوید که ابوحفص گفت مرا چون تو مجلس کنی مردمانرا، اوّل دل خویش پند ده و تن خویش را، نگر جمع آمدن ایشان بر تو مغرور نکند که ایشان ظاهر ترا مراقبت کنند و خدای باطن ترا.
هوش مصنوعی: ابوعثمان نقل میکند که ابوحفص به او گفت: وقتی که با مردم نشست و برخاست میکنی، ابتدا به دل و جان خودت پندی بده و به خودت توجه کن. مراقب باش که جمع شدن آنها در کنارت تو را فریب ندهد؛ زیرا آنها تنها به ظاهر تو توجه دارند، در حالی که خداوند با باطن و دل تو آشناست.
ابوسعید خرّاز گوید یکی از پیرانِ من گفت بر تو بادا بمراعات سرّ ومراقبت، روزی من اندر بادیه همی رفتم آواز نعلین شنیدم از پس پشت خویش، مرا از آن هراس آورد خواستم که باز نگرم و ننگریستم، چیزی دیدم بر کتف من ایستاده و من بسرّ مراعات همی کردم پس باز نگریستم ددی دیدم عظیم.
هوش مصنوعی: ابوسعید خرّاز میگوید: یکی از بزرگان به من گفت که باید مراقب رازها و حواسمان باشیم. روزی در بیابان در حال رفتن بودم که ناگهان صدای نعلین را از پشت سرم شنیدم و این صدای مرا ترساند. خواستم برگردم و ببینم چه اتفاقی افتاده، اما تصمیم گرفتم که ننگرم. در این حال، چیزی را بر روی شانهام حس کردم و در حال رعایت سرّ خود بودم. دوباره نگاه کردم و چیزی بزرگ را دیدم.
واسطی گوید فاضلترین همه طاعتها نگاهداشتن وقتست و آن آنست که بنده از حد فرا نشود و جز با خدای نه ایستد و از وقت خویش بیرون نشود. و باللّهِ التّوفیق.
هوش مصنوعی: واسطی میگوید که بهترین عبادتها حفظ و نگهداری از وقت است. این به این معناست که انسان نباید از حدود خود فراتر رود و تنها باید با خداوند ارتباط داشته باشد و از وقت خود خارج نشود. و به راستی، توفیق از سوی خداوند است.