گنجور

بخش ۱۰ - و خیر جلیس فی الزمان کتاب

لاجرم همه را بجانب او سکون و استنامت حاصل آمده بود، و در عرصه و لا و هوا و طایفه ای از مشاهیر ایشان که هر یک فضلی وافر و ذکری سایر داشتند بمنزلت ساکنان خانه وبطانه مجلس بودند، چون قاضی محمد عبدالحمید اسحق، و برهان الدین عبدالرشید نصر، و امامان: علی خیاط، صاعد میهنی، عبدالرحمن بستی، و محمد سیفی، محمد نسابوری و محمد عثمان بستی، مبشر رضوی ادیب، عبدالرحیم اسکافی، عبدالحمید زاهدی، محمود سگزی، فاخر ناصر، سعید باخرزی، در بعضی اوقات: محمد خبازی، محمود نشابوری، رحم الله الماضین منهم و اطال بقاءالغابرین؛ و من بنده را بر مجالست و دیدار و مذاکرات و گفتار ایشان چنان الفی تازه گشته بود و بمطالبت و مواظبت بر کسب هنر آن میل افتاده که از مباشرت اشغال و ملابست اعمال اعراض کلی می‌بود. و غایت نهمت بران مقصور داشتمی که یکی را از ایشان دریافتمی و ساعتی او موانست جستمی، و آن را سرمایه سعادت و اقبال و دولت شناختمی؛ و ممکنست که این سخن در لباس تصلف بر خواطر گذرد، و در معرض تسوق پیش ضمایر آید، اما چون ضرورت انصاف نقاب حسد از جمال خویش بگشاید، و در آیات براعت و معجزات صناعت که این کتاب بر ذکر و اظهار بعضی ازان مشتمل است تاملی بسزا رود؛ شناخته گردد تا در تحصیل همتی بلند نباشد، و رنج تعلم هرچه تمامتر تحمل نیفتد، در سخن، که شرف آدمی بر دیگر جانوران بدان است، این منزلت نتوان یافت .

بقدر الکد تنقسم المعالی

و چون روزگار برقضیت عادت خویش در بازخواستن مواهب آن جمع را بپراگند و نظام این حال گسسته شد خویشتن را جز بمطالعت کتب متهدی ندانستم،

و خیر جلیس فی الزمان کتاب

و در امثال است که نعم المحدث الدفتر. و بحکم آنکه گفته‌اند

جد همه ساله جان مردم بخورد

بخش ۹ - همی‌گوید نصرالله محمد عبدالحمید بوالمعالی: همی گوید بنده وبنده زاده نصرالله محمد عبدالحمید بوالمعالی، تولاه الله الکریم بفضله، چون بفر اصطناع و یمن اقبال مجلس قاهری شاهنشاهی ادام الله اشراقه خانه خواجه من بنده اطال الله بقاءه و ادام ایامه و انعامه و رزقه الله سعادة الدارین قبله احرار و افاضل و کعبه علما و امائل این حضرت بزرگ لازالت ممحروسة الاطراف محمیة و الاکناف بود، و جملگی ملاذ و پناه جانب او را شناختندی، و او در ابواب تفقد و تعهد ایشان انواع تکلف و تنوق واجب داشتی، و التماسات هر یک را بر آن جمله باهتزاز و استبشار تلقی کردی که مانند آن بر خاطر اهل روزگار نتواند گذشت -و ذکر این معنی ازان شایعتر است که در آن بزیادت اطنابی حاجت افتد .بخش ۱۱ - تحفه آوردن فقیه عالم علی ابراهیم اسماعیل کتاب کلیله و دمنه نصرالله منشی را: گاه از گاه احماضی رفی و بتواریخ و اسمار التفاتی بودی، و در اثنای این حال فقیه عالم علی ابراهیم اسماعیل ادام الله توقیفه که از احداث فقهای حضرت جلت بمزیت هنرو خرد مستثنی است -و در این وقت توفیق حسن عهدی یافت و مزاج او بتقلب احوال تفاوت کم پذیرفت -نسختی از کلیله ودمنه تحفه آورد. اگرچه ازان چند نسخت دیگر در میان کتب بود بدان تبرک نموده آمد، و حقوق او را باخلاص دوسی برعایت رسانیده شد، و ذکر حق گزاری و حریت او بدان مخلد گردانیده آمد، جزاه الله خیرالجزاء و لقاه مناه فی اولاه و اخراه. در جمله بدان نسخت الفی افتاد، و بتامل و تفکر محاسن این کتاب بهتر جمال داد، و رغبت در مطالعت آن زیادت گشت، که پس از کتب شرعی در مدت عمر عالم ازان پرفایده تر کتابی نکرده اند: بنای ابواب آن برحکمت و موعظت؛ وانگه آن را در صورت هزل فرانموده تا چنانکه خواص مردمان برای شناختن تجارب بدان مایل باشند عوام بسبب هزل هم بخوانند و بتدریج آن حکمتها در مزاج ایشان متمکن گردد.

اطلاعات

منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

لاجرم همه را بجانب او سکون و استنامت حاصل آمده بود، و در عرصه و لا و هوا و طایفه ای از مشاهیر ایشان که هر یک فضلی وافر و ذکری سایر داشتند بمنزلت ساکنان خانه وبطانه مجلس بودند، چون قاضی محمد عبدالحمید اسحق، و برهان الدین عبدالرشید نصر، و امامان: علی خیاط، صاعد میهنی، عبدالرحمن بستی، و محمد سیفی، محمد نسابوری و محمد عثمان بستی، مبشر رضوی ادیب، عبدالرحیم اسکافی، عبدالحمید زاهدی، محمود سگزی، فاخر ناصر، سعید باخرزی، در بعضی اوقات: محمد خبازی، محمود نشابوری، رحم الله الماضین منهم و اطال بقاءالغابرین؛ و من بنده را بر مجالست و دیدار و مذاکرات و گفتار ایشان چنان الفی تازه گشته بود و بمطالبت و مواظبت بر کسب هنر آن میل افتاده که از مباشرت اشغال و ملابست اعمال اعراض کلی می‌بود. و غایت نهمت بران مقصور داشتمی که یکی را از ایشان دریافتمی و ساعتی او موانست جستمی، و آن را سرمایه سعادت و اقبال و دولت شناختمی؛ و ممکنست که این سخن در لباس تصلف بر خواطر گذرد، و در معرض تسوق پیش ضمایر آید، اما چون ضرورت انصاف نقاب حسد از جمال خویش بگشاید، و در آیات براعت و معجزات صناعت که این کتاب بر ذکر و اظهار بعضی ازان مشتمل است تاملی بسزا رود؛ شناخته گردد تا در تحصیل همتی بلند نباشد، و رنج تعلم هرچه تمامتر تحمل نیفتد، در سخن، که شرف آدمی بر دیگر جانوران بدان است، این منزلت نتوان یافت .
هوش مصنوعی: همه به سوی او آرامش و تسلیم پیدا کرده بودند، و در محفل و جمعی از افراد شناخته‌شده‌ای که هر کدام دارای فضایل و ویژگی‌های خاصی بودند، به مانند ساکنان یک خانه به نظر می‌رسیدند. افرادی مانند قاضی محمد عبدالحمید اسحق، برهان الدین عبدالرشید نصر، و امامانی چون علی خیاط و عبدالرحمن بستی در میان آن‌ها بودند. حضور آنها برای من بسیار دلپذیر بود و تمایل زیادی به آموختن از هنر و دانش آن‌ها داشتم. بنابراین، تصمیم داشتم تا یکی از آن‌ها را ملاقات کنم و ساعتی در کنار او بگذرانم، زیرا به این ملاقات به عنوان فرصتی برای خوشبختی و موفقیت نگاه می‌کردم. ممکن است این احساس، به نوعی تصنعی به نظر برسد، اما وقتی که انصاف در نظر گرفته شود، واقعیت‌ها روشن می‌شوند. در نهایت، اگر بر تلاش برای یادگیری پافشاری نشود، انسانی با فضیلت واقعی پیدا نخواهد شد، چرا که ارزش انسانیت در کلام و دانش نهفته است و بدون آن نمی‌توان به منزلت واقعی دست یافت.
بقدر الکد تنقسم المعالی
هوش مصنوعی: به اندازه کوشش و تلاشی که می‌کنید، به موفقیت و موقعیت‌های بالاتر دست می‌یابید.
و چون روزگار برقضیت عادت خویش در بازخواستن مواهب آن جمع را بپراگند و نظام این حال گسسته شد خویشتن را جز بمطالعت کتب متهدی ندانستم،
هوش مصنوعی: وقتی که زمان به نوعی تغییر کرد و عادت های قبلی به هم خورد، و وضعیت قبلی دچار اختلال شد، تنها چیزی که برای خودم مفید دانستم، مطالعه کتاب‌های نیکو و آموزنده بود.
و خیر جلیس فی الزمان کتاب
هوش مصنوعی: و بزرگترین همنشین در زمان، کتاب است.
و در امثال است که نعم المحدث الدفتر. و بحکم آنکه گفته‌اند
هوش مصنوعی: در مثال‌ها آمده که دفتر نیکوترین چیزی است که می‌توان درباره آن صحبت کرد. بر اساس این گفته‌ها،...
جد همه ساله جان مردم بخورد
هوش مصنوعی: هر ساله جان مردم را می‌گیرد.

حاشیه ها

1392/09/11 02:12
بیات

بقدر الکد تکتسب المعالی

1393/12/17 15:03
مریم کریمی

نسخه دکتر مینوی این گونه است:
لا جرم همه را بجاب او سکون و استنامت حاصل آمده بود، و در عرصه و لا و هوا قدم صدق می گزاردند.
الناس اکیس من ان یمدحوا رجلا
حتی یروا عنده آثار احسان
و طایفه ای از مشاهیر ایشان که هر یک فضلی و افرو ذکری سایر داشتند بمنزلت ساکن خانه و بطانه مجلس بودند، چون ...