گنجور

شمارهٔ ۵۴۱

به دست دیده عنان دل فکار مده
مرا ببین و به چشم خود اختیار مده
ز غیرت ای گل نازک ورق چو دامن پاک
کشیدی از کف بلبل به چنگ خار مده
به رشک دادن من در دو روزه رنجش خود
هزار مست هوس را به بزم بار مده
به غیر کامده زان زلف تابدار به رنج
به غیر شربت شمشیر آب‌دار مده
غرور سد نگه شد خدای را زین بیش
شراب ناز به آن چشم پر خمار مده
بز جر منصب فرهادیم بده اما
ز حکم خسرویم سر به کوهسار مده
هزار وعدهٔ پر انتظار دادی و رفت
کنون که وعده قتل است انتظار مده
گرفته تیغ تو چون در نیام ناز قرار
نوید قتل به جان‌های بی‌قرار مده
اگر به هیچ نمی‌ارزم از زبون کشیم
به دست چشم سیه مست جان شکار مده
وگر به کار تو می‌آیم از برای خودم
نگاه دار و به چنگال روزگار مده
غرض اطاعت حکم است محتشم زین نظم
به طول دردسر آن بزرگوار مده

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

به دست دیده عنان دل فکار مده
مرا ببین و به چشم خود اختیار مده
هوش مصنوعی: به من اجازه نده که فقط با چشم خودم و به وسیله ظاهر تو را ببینم. دل و احساسات من را تحت تأثیر قرار نده، در عوض، خودت را به من نشان بده تا بتوانم از نزدیک تو را درک کنم.
ز غیرت ای گل نازک ورق چو دامن پاک
کشیدی از کف بلبل به چنگ خار مده
هوش مصنوعی: به خاطر غیرت و حساسیت خود، ای گل نازک و زیبا، مانند دامن پاکی که از دست بلبل کشیده‌ای، به خارها نچسب.
به رشک دادن من در دو روزه رنجش خود
هزار مست هوس را به بزم بار مده
هوش مصنوعی: در دو روزه رنج و سختی‌ام، مرا به شیفتگی و حسادت نکشید و هزاران خوشی و لذت را برای من فراهم نسازید.
به غیر کامده زان زلف تابدار به رنج
به غیر شربت شمشیر آب‌دار مده
هوش مصنوعی: جز زیبایی موهای پر طراوت و جذابش، چیزی دیگر به من ندهید، زیرا از درد و رنج انتظار، تنها شربت شیرین و نرم عشق او را می‌خواهم.
غرور سد نگه شد خدای را زین بیش
شراب ناز به آن چشم پر خمار مده
هوش مصنوعی: غرور، مانع ملاقات با خداوند می‌شود، از این رو دیگر شراب ناز را به آن چشمان خواب‌آلود نده.
بز جر منصب فرهادیم بده اما
ز حکم خسرویم سر به کوهسار مده
هوش مصنوعی: اگر مرا از موقعیت اجتماعی‌ام بی‌نصیب کنی، هیچ اشکالی ندارد، اما سر از کوه و دشت در نیاور و از حکمت و دستورات پادشاه پیروی کن.
هزار وعدهٔ پر انتظار دادی و رفت
کنون که وعده قتل است انتظار مده
هوش مصنوعی: تو هزار وعدهٔ امیدبخش به من دادی و رفتی، حالا که وعدهٔ مرگ نزدیک است، دیگر منتظر نباش.
گرفته تیغ تو چون در نیام ناز قرار
نوید قتل به جان‌های بی‌قرار مده
هوش مصنوعی: تیغ تو در نیام مانند دهی بی‌حالت است؛ امیدی به آرامش جان‌های مضطرب نده.
اگر به هیچ نمی‌ارزم از زبون کشیم
به دست چشم سیه مست جان شکار مده
هوش مصنوعی: اگر ارزشی ندارم، از زبانم چیز نکشید و به دست چشم‌های سیاه مست اجازه ندهید که جانم را شکار کنند.
وگر به کار تو می‌آیم از برای خودم
نگاه دار و به چنگال روزگار مده
هوش مصنوعی: اگر به سراغ تو می‌آیم، به خاطر خودم است؛ پس مرا برای خودت نگه‌دار و نگذار روزگار تو را به چنگ بگیرد.
غرض اطاعت حکم است محتشم زین نظم
به طول دردسر آن بزرگوار مده
هوش مصنوعی: هدف این است که از دستورات تبعیت و پیروی کنیم، بنابراین از این نظم که به طول دردسر منجر می‌شود برای آن بزرگوار، خواسته‌ای نداشته باشیم.