شمارهٔ ۵۴۰
آمد به تیغ کین ره ارباب دین زده
طرف کله شکسته گره بر جبین زده
هم دستی دو نرگس او بین که وقت کار
بر صید آن کشیده کمان تیر این زده
در پرده دارد آن مه مجلس نشین دریغ
رویی که طعنه بر مه گردون نشین زده
آن خردسال تاجو صراحی کشیده قد
بسیار شیشهٔ دل ما بر زمین زده
از زخم و داغ تازهام امشب هزار بار
خون سر ز جیب و شعله سر از آستین زده
دارد به ذوق تا نفس آخرین مرا
زخمی که بر من از نگه اولین زده
خوش وقت محتشم که دگر زین غزل برآب
خوش نقشها ز خامه سحر آفرین زده
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آمد به تیغ کین ره ارباب دین زده
طرف کله شکسته گره بر جبین زده
هوش مصنوعی: آن کسی که در پی انتقام است، به سمت دشمنان دین آمده و با ضربتی که به سرشان زده، نشانی از شکست و سختی را بر پیشانی آنها گذاشته است.
هم دستی دو نرگس او بین که وقت کار
بر صید آن کشیده کمان تیر این زده
هوش مصنوعی: نگاه کن به دو نرگس که چطور در حین کار، کمان را برای شکار کشیدهاند و تیر را رها کردهاند.
در پرده دارد آن مه مجلس نشین دریغ
رویی که طعنه بر مه گردون نشین زده
هوش مصنوعی: آن معشوق زیبا در خفا و پرده است، افسوس که چهرهاش را نمیتوان دید، در حالی که به ماه آسمان طعنه میزند.
آن خردسال تاجو صراحی کشیده قد
بسیار شیشهٔ دل ما بر زمین زده
هوش مصنوعی: یک کودک بازیگوش با قدی کوتاه، مینوشید و با شیشه دل ما که روی زمین افتاده، بازی میکرد.
از زخم و داغ تازهام امشب هزار بار
خون سر ز جیب و شعله سر از آستین زده
هوش مصنوعی: امشب از درد و زخم تازهای که دارم، بارها خون از جیبم بیرون میزند و آتش از آستینم میجوشد.
دارد به ذوق تا نفس آخرین مرا
زخمی که بر من از نگه اولین زده
هوش مصنوعی: تا زمانی که نفس میزنم، زخم ناشی از اولین نگاه تو در دلم باقی است و هنوز هم تأثیر خودش را دارد.
خوش وقت محتشم که دگر زین غزل برآب
خوش نقشها ز خامه سحر آفرین زده
هوش مصنوعی: محتشم خوشبخت است که با این غزل، زیباییهای تازهای را از قلم شاعرانهاش به وجود آورده و آنها را به تصویر کشیده است.
حاشیه ها
1397/04/13 23:07
یحیا راستگو
بیت چهار به نظر می رسد «تا چو» صحیح باشد نه «تاجو».

محتشم کاشانی