گنجور

شمارهٔ ۵۳۰

ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه
بر پاکبازی تو زمین و زمان گواه
من کز بتان فریب نخوردم به صد فسون
صد بازی از دو چشم تو خوردم به یک نگاه
در نرد همتم کنی آن لحظه امتحان
کافتد ز عشق کار به ترک سر و کلاه
نقش مراد نرد محبت که وصل توست
خوش بودی ار نشستی از اقبال گاه گاه
دل می‌رود ز دست بگویند کان حریف
دارد دمی ز بازی ما دست خود نگاه
هرچند عقل بیش حذر کرد بیش خورد
بازی ز مهره‌بازی آن نرگس سیاه
دیوم ز ره نبرد و پریچهر کودکی
هر دم به بازی دگرم می‌برد ز راه
غالب حریفی از همه رو داده بازیم
در نرد دوستی که مساویست کوه و کاه
تا چند محتشم بود ای شاه محتشم
در حبس ششدر غم هجر تو بی‌گناه

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای نرد حسن باخته با آفتاب و ماه
بر پاکبازی تو زمین و زمان گواه
هوش مصنوعی: ای نیکو رو، تو در زیبایی خود همچون آفتاب و ماه درخشان هستی و برای فخر تو، زمین و زمان شهادت می‌دهند.
من کز بتان فریب نخوردم به صد فسون
صد بازی از دو چشم تو خوردم به یک نگاه
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر زیبایی‌های فریبنده دیگران قرار نگرفته‌ام، اما با یک نگاه از چشمان تو هزار ترفند و دلربایی را تجربه کرده‌ام.
در نرد همتم کنی آن لحظه امتحان
کافتد ز عشق کار به ترک سر و کلاه
هوش مصنوعی: در زمان‌هایی که سر و کار با عشق باشد و در لحظه‌های سخت تلاش و کوشش را از دست ندهی، ممکن است برای ادامه دادن به عشق، حتی از چیزهای ارزشمند مثل سر و کلاه خود صرف‌نظر کنی.
نقش مراد نرد محبت که وصل توست
خوش بودی ار نشستی از اقبال گاه گاه
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق تو، نقش و نگارهای دلخواهی وجود داشت، خوشایند بود اگر گهگاهی از طرف اقبال، در کنار تو می‌نشستم.
دل می‌رود ز دست بگویند کان حریف
دارد دمی ز بازی ما دست خود نگاه
هوش مصنوعی: دل از دست می‌رود، بگویید که این دوست، لحظه‌ای از بازی ما دور نشده است.
هرچند عقل بیش حذر کرد بیش خورد
بازی ز مهره‌بازی آن نرگس سیاه
هوش مصنوعی: با وجود اینکه عقل توصیه می‌کند مراقب باش، اما دل همچنان تسلیم زیبایی آن نرگس سیاه می‌شود و در دام جذابیت‌هایش گرفتار می‌گردد.
دیوم ز ره نبرد و پریچهر کودکی
هر دم به بازی دگرم می‌برد ز راه
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از کودکی سخن می‌گوید که با چهره‌ای زیبا و نشاط‌آور خود، هر لحظه او را از مسیر زندگی و هدف‌هایش دور می‌کند و به بازی و سرگرمی مشغول می‌سازد. به نوعی، اشاره به تاثیرات جذاب و فریبنده دوران کودکی بر روح و روان انسان دارد که می‌تواند او را از مسائل جدی و مهم زندگی بازدارد.
غالب حریفی از همه رو داده بازیم
در نرد دوستی که مساویست کوه و کاه
هوش مصنوعی: غالب در رقابت دوستی، به همه حریفان خود برتری داده و این بازی مانند نرد است که در آن برابری وجود دارد؛ یعنی یک طرف قوی مانند کوه و طرف دیگر ضعیف مثل کاه است.
تا چند محتشم بود ای شاه محتشم
در حبس ششدر غم هجر تو بی‌گناه
هوش مصنوعی: محتشم، ای شاه بزرگوار، تا کی باید در این زندان غم دوری تو به سر برم؟ من که هیچ گناهی ندارم.