گنجور

شمارهٔ ۵۲۷

چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فرو
آب حیات میرود پیش تو در زمین فرو
بی‌خبر آمدی فرو در دل بینوای من
شاه به خانهٔ گدا نامده این چنین فرو
در ره آن سهی قدم پای به گل شده فرو
آه اگر بیاورد سر به من حزین فرو
گشته سوار و خورده می من همه جا روان ز پی
تا دگری نیاردش مست ز پشت زین فرو
نرگس چشم ساحرت چون زند آتشم به دل
ریزد از آب دیده‌ام صد گل آتشین فرو
وجه سفید ره نیم سجدهٔ توست وای اگر
خاک در سرای تو ریزدم از جبین فرو
قابل خسروی بود هرکه بسان محتشم
سر به غلامی آورد پیش تو بر زمین فرو

اطلاعات

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چون به رخ عرق فشان میکشی آستین فرو
آب حیات میرود پیش تو در زمین فرو
هوش مصنوعی: زمانی که عرق صورتت را پاک می‌کنی، آستینت به سمت زمین می‌رود و از آنجا آب حیات به جلو می‌آید.
بی‌خبر آمدی فرو در دل بینوای من
شاه به خانهٔ گدا نامده این چنین فرو
هوش مصنوعی: بی‌خبر به دل فقیر و بینوایم وارد شدی، ای شاه! تو که به خانهٔ گدا نیامده‌ای، چرا اینگونه عمیق در دل من نشسته‌ای؟
در ره آن سهی قدم پای به گل شده فرو
آه اگر بیاورد سر به من حزین فرو
هوش مصنوعی: در مسیر او که با قامت بلند و graceful است، پایم در گل فرو رفته و به زحمت می‌توانم حرکت کنم. افسوس که اگر سرش را به سمت من بگرداند، دردی عمیق از غم در دل حس می‌کنم.
گشته سوار و خورده می من همه جا روان ز پی
تا دگری نیاردش مست ز پشت زین فرو
هوش مصنوعی: سوارکاری که مست و شاداب شده است، در هر جا به سوی کسی دیگر می‌رود و هیچ کس نمی‌تواند او را از این حالتی که به آن دچار شده، به عقب برگرداند.
نرگس چشم ساحرت چون زند آتشم به دل
ریزد از آب دیده‌ام صد گل آتشین فرو
هوش مصنوعی: چشم‌های زیبای تو مانند نرگس، آتش عشق را در دل من روشن می‌کند و از چشمانم اشک به زمین می‌ریزد که همچون گل‌های آتشین بر دل من می‌افتد.
وجه سفید ره نیم سجدهٔ توست وای اگر
خاک در سرای تو ریزدم از جبین فرو
هوش مصنوعی: سفیدی چهره‌ام نشان از احترام و خضوع من در مقابل توست. وای به حال من اگر خاک پای تو را به سر بریزم به نشانه‌ی تواضع و فروتنی.
قابل خسروی بود هرکه بسان محتشم
سر به غلامی آورد پیش تو بر زمین فرو
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند محتشم با فروتنی و ادب سر به خاک humility می‌گذارد و به خدمت تو می‌آید، را می‌توان شایسته مقام و احترام دانست.