گنجور

شمارهٔ ۵۲۵

هر که دیدم چو نی از غم به فغانست که تو
یار غیری و فغان من از آن است که تو
همچو سوسن به زبان با همه کس در سخنی
وین خسان را همگی حمل بر آن است که تو
میدری غنچه صفت پردهٔ ناموس ولی
بر من تنگ دل این نکته عیان است که تو
پاکدامانی از آلایش اغیار چو گل
لیک امید من خسته چنان است که تو
همچو نرگس کنی از کج نظران قطع نظر
زان که از همت صاحب نظران است که تو
گرو از صورت چین بردی و ما را ز پیت
دیده معنی از آن رو نگران است که تو
می‌روی وز صف سیمین بدنان هیچ بتی
محتشم را نه چنان آفت جان است که تو

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

هر که دیدم چو نی از غم به فغانست که تو
یار غیری و فغان من از آن است که تو
هوش مصنوعی: هر کسی که دیدم، مانند نی به خاطر غم خود، ناله و فریاد داشت. دلیل فریاد من این است که تو با کسی دیگر هستی.
همچو سوسن به زبان با همه کس در سخنی
وین خسان را همگی حمل بر آن است که تو
هوش مصنوعی: همچون گل سوسن که با همه صحبت می‌کند، اما برخی افراد تنها بر اساس ظاهر قضاوت می‌کنند و فکر می‌کنند که تو هم مانند آنها هستی.
میدری غنچه صفت پردهٔ ناموس ولی
بر من تنگ دل این نکته عیان است که تو
هوش مصنوعی: ای دل تنگ، تو می‌دانی که گل‌های نازک و لطیف در دنیای عشق و محبت پوشیده و حساس هستند، اما برای من واضح است که تو نیز در پنهان، شایستگی عشق و احترام را داری.
پاکدامانی از آلایش اغیار چو گل
لیک امید من خسته چنان است که تو
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به پاکی و بی‌آلایشی خود مانند گل اشاره می‌کند، اما در عین حال از ناامیدی و پریشانی خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که امیدش به بیدار شدن و بهبود وضعیتش به اندازه‌ای خسته است که انگار هیچ امیدی ندارد.
همچو نرگس کنی از کج نظران قطع نظر
زان که از همت صاحب نظران است که تو
هوش مصنوعی: مانند گل نرگس، از نگاه‌های بد دیگران چشم بپوش و خودت را از آن‌ها دور نگه‌دار، زیرا این از عزم و اراده‌ی افرادی است که درک و بینش صحیحی دارند.
گرو از صورت چین بردی و ما را ز پیت
دیده معنی از آن رو نگران است که تو
هوش مصنوعی: تو زیبایی‌ات را از چهره‌ات می‌گیری و ما از چشمانت، به خاطر تو نگرانیم.
می‌روی وز صف سیمین بدنان هیچ بتی
محتشم را نه چنان آفت جان است که تو
هوش مصنوعی: تو از دنیای زیبای سیمین‌رنگ می‌روی و هیچ موجود باوقار و محترمی را نمی‌توان پیدا کرد که به اندازه‌ی تو بر روح و جان آدمی تاثیر بگذارد.