شمارهٔ ۳۱۴ - قصیده
فتح و ظفر و نصرت و پیروزی و اقبال
با عز خداوند قرین بودند امسال
مشهور شد از رایت او آیت مهدی
منسوخ شد از هیبت او فتنه دجال
شاهان سرافراز نهادند بدو روی
رایان قوی رای سپردند بدو مال
بنمود بدو حکم و قضا قدرت و امکان
بفزود بدو دولت و دین حشمت و اجلال
شاهی است که عزم حشمش دود برآورد
از دوده مظلومان از مجمع اضلال
بحری است که موج سخطش گرد برانگیخت
از قلعه بودارو وز لشکر چیپال
چندان علم شیر برافراشت که بفزود
ز ایشان به فلک بر چو اسد بیعدد اشکال
چندان گله پیل درآورد که برخاست
زیشان به زمین اندر بی زلزله زلزال
شاها بیلک رمح تو چون معجز موسی
شاخی است که با او نرود حیلت محتال
آموخته زاید بچه شیر ز مادر
از عدل تو در پنجه نهان کردن چنگال
روزی که همی گرید اشخاص بر ارواح
وقتی که همی خندد آجال بر آمال
بر خاک زمین وصل کند باد هوا ابر
وز باد هوا باز کند خاک زمین بال
گه عقل پریشان کند از جرعه شمشیر
گه هوش خروشان شود از دره طبال
دیو از الم خشت تو بر خشت زند سر
کوه از فزع گرز تو در برز کشد یال
آنی که ز کردار تو آرد گهر استاد
آنی که ز گفتار تو سازد هنر استال
گر وهم تو بر خاطر ابدال گذشتی
در علم ابد چنگ زدی همت ابدال
ور قوت عدل تو بصلصال رسیدی
بی روح بجنبیدی در ساعت صلصال
تا معدن اعدا به تو اطلال ندیدند
ظاهر نشد از عدل تو کیفیت اطلال
اندر خطر زخم تو چو نال شود کوه
وندر نظر رحم تو چون کوه شود نال
تا از پس و پیشینه کم و بیش و بدو نیک
تا در تک و پویند شب و روز و مه و سال
طبع و دل و طبل و علم و رأی تو بنیاد
فتح و ظفر و نصرت و پیروزی و اقبال
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
فتح و ظفر و نصرت و پیروزی و اقبال
با عز خداوند قرین بودند امسال
هوش مصنوعی: امسال، پیروزی و موفقیت با حمایت و عزت خداوند همراه بود.
مشهور شد از رایت او آیت مهدی
منسوخ شد از هیبت او فتنه دجال
هوش مصنوعی: از تابش پرچم او، نشانه مهدی به شهرت رسید و به خاطر قدرت او، فتنه دجال از بین رفت.
شاهان سرافراز نهادند بدو روی
رایان قوی رای سپردند بدو مال
هوش مصنوعی: پادشاهان بزرگوار نظر و فکر خود را به او معطوف کردند و اموال و داراییهای خود را به او سپردند.
بنمود بدو حکم و قضا قدرت و امکان
بفزود بدو دولت و دین حشمت و اجلال
هوش مصنوعی: به او نشان داد که چگونه سرنوشت و اختیار، قدرت و امکان را به او میدهد و اینگونه باعث افزایش حکومت و دین، عظمت و احترام او میشود.
شاهی است که عزم حشمش دود برآورد
از دوده مظلومان از مجمع اضلال
هوش مصنوعی: شاهی وجود دارد که ارادهاش باعث میشود که دود از آتش مظلومان بلند شود، در حالی که این آتش نتیجه ظلم و بیعدالتی است.
بحری است که موج سخطش گرد برانگیخت
از قلعه بودارو وز لشکر چیپال
هوش مصنوعی: این بیت به تصویری از دریا و طوفانی اشاره دارد که به خاطر خشم و نارضایتی ایجاد شده است. این خشم و آشفتگی به قدری زیاد است که امواج آن در حال طغیان هستند و میتوان به وضوح تأثیرات آن را بر محیط اطراف مشاهده کرد. نشانههایی از یک جنگ یا نبرد نیز در آن وجود دارد که به غیر قابل کنترل بودن اوضاع دلالت دارد.
چندان علم شیر برافراشت که بفزود
ز ایشان به فلک بر چو اسد بیعدد اشکال
هوش مصنوعی: به اندازهای علم و دانش را گسترش داد که به اندازه یک شیر نیرومند و بدون شمار، به آسمانها رسید.
چندان گله پیل درآورد که برخاست
زیشان به زمین اندر بی زلزله زلزال
هوش مصنوعی: با صدای نرمی که از فیلها بلند شد، زمین به لرزه درآمد و گویی زلزلهای بدون تندی و نیروی زیاد به وجود آمد.
شاها بیلک رمح تو چون معجز موسی
شاخی است که با او نرود حیلت محتال
هوش مصنوعی: ای پادشاه، عصای تو مانند معجزه موسی است، که هیچ فریب و حقهای نمیتواند به آن آسیب بزند.
آموخته زاید بچه شیر ز مادر
از عدل تو در پنجه نهان کردن چنگال
هوش مصنوعی: بچه شیر از مادرش یاد میگیرد که چنگالش را در پنهان نگه دارد و این به خاطر عدل و انصاف توست.
روزی که همی گرید اشخاص بر ارواح
وقتی که همی خندد آجال بر آمال
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که افراد بر روحهای خود گریه خواهند کرد، زمانی که زمانه به آرزوهای آنها میخندد.
بر خاک زمین وصل کند باد هوا ابر
وز باد هوا باز کند خاک زمین بال
هوش مصنوعی: باد، ابر را به زمین میآورد و به این ترتیب، باران بر خاک میبارد. سپس همان باد، خاک را دوباره به سمت آسمان میفرستد.
گه عقل پریشان کند از جرعه شمشیر
گه هوش خروشان شود از دره طبال
هوش مصنوعی: گاهی اوقات عقل انسان به خاطر یک لحظه شادی یا تجربه جدید پریشان و آشفته میشود، و در مقابل گاهی هم ممکن است از شدت هیجان و شور و اشتیاق به حالت هوش و حواس خود پی ببرد و تحت تاثیر موسیقی یا صداهای دلنشین غرق شود.
دیو از الم خشت تو بر خشت زند سر
کوه از فزع گرز تو در برز کشد یال
هوش مصنوعی: هیولایی که به دیو تشبیه شده، از ترس ضربهای که تو به دیوار میزنی، بر روی دیوارهی کوه به شدت تکان میخورد و به خود میلرزد. این تصویر نشاندهندهی قدرت و تأثیرگذاری تو بر محیط اطراف است.
آنی که ز کردار تو آرد گهر استاد
آنی که ز گفتار تو سازد هنر استال
هوش مصنوعی: هرگاه کارهای تو ارزشمند باشد، دیگران از آن بهرهمند میشوند و از سخنان تو هنر و زیبایی میسازند.
گر وهم تو بر خاطر ابدال گذشتی
در علم ابد چنگ زدی همت ابدال
هوش مصنوعی: اگر تصورات تو به دل و فکر کسانی که به کمال رسیدهاند رسید، به علم جاودان دست یافتی و همت آنها را به کار گرفتی.
ور قوت عدل تو بصلصال رسیدی
بی روح بجنبیدی در ساعت صلصال
هوش مصنوعی: اگر قدرت و انصاف تو به خاک رس برسد، بدون جان و روح در آن خاک روان خواهی شد.
تا معدن اعدا به تو اطلال ندیدند
ظاهر نشد از عدل تو کیفیت اطلال
هوش مصنوعی: تا زمانی که دشمنان تو نشانههای خاموشی و غیبت تو را ندیدند، هیچگاه از عدالت تو آثار غیبت و خاموشی نمایان نشد.
اندر خطر زخم تو چو نال شود کوه
وندر نظر رحم تو چون کوه شود نال
هوش مصنوعی: اگر زخم تو به درد برسد، آن چنان فریاد میزنه که کوهها هم صدا میزنند و اگر رحم و محبت تو دیده شود، آنقدر بر کوهها تاثیر میگذارد که خود کوهها هم به ناله درمیآیند.
تا از پس و پیشینه کم و بیش و بدو نیک
تا در تک و پویند شب و روز و مه و سال
هوش مصنوعی: برای درک بهتر زندگی باید به گذشته و آینده توجه کنیم و درپیشروی زمان، شب و روز و ماه و سال را به خوبی درک کنیم.
طبع و دل و طبل و علم و رأی تو بنیاد
فتح و ظفر و نصرت و پیروزی و اقبال
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که ویژگیها و احساسات تو، همراه با شجاعت و دانش، پایههای اصلی موفقیت و پیروزی هستند. به عبارت دیگر، برای دستیابی به موفقیت، باید از استعدادها، احساسات و دانش خود بهرهبرداری کنی.
حاشیه ها
1404/01/18 20:04
سعید احتشامی
درود و عرض ادب و احترام
در دیوان ابوالفرج رونی نیز این شعر تکرار شده است به لینک زیر:
ابوالفرج رونی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۴۸ - در مدح سیف الدوله محمود

مسعود سعد سلمان