گنجور

شمارهٔ ۱۳۲۸

ای سفر کرده ز چشم و در دل و جانی مقیم
روزها شد تا نیاید از سر کویت نسیم
پیش از آن روزی که جان را با بدن شد اتحاد
عشق تو با جان من بودند یاران قدیم
کس مقیم کعبه مقصود نتواند شدن
تا نگردد خاک پای محرمان آن حریم
باده نوشیدن به خلوت لذتی دارد مدام
خاصه آن ساعت که باشد نازک اندامی ندیم
اشک گردد از سموم قهر تو آب حیات
زنده گردد از نسیم لطف تو عظم رمیم
مدعی، فقرم مبین کز دولت عشقش مرا
هر نفس در یتیمی می دهد طبع کریم
هم به مکتوبی ز خسرو یاد می کن گاه گاه
چند باشی محترز از طعنه مشتی لئیم

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای سفر کرده ز چشم و در دل و جانی مقیم
روزها شد تا نیاید از سر کویت نسیم
هوش مصنوعی: ای مسافر، تو از دیده من رفته‌ای و در دل و جانم همیشه حضور داری. روزها گذشت و هنوز نسیم از سمت کوی تو نوزیده است.
پیش از آن روزی که جان را با بدن شد اتحاد
عشق تو با جان من بودند یاران قدیم
هوش مصنوعی: قبل از اینکه جان و بدن با هم یکی شوند، عشق تو همیشه همدم جان من بوده است.
کس مقیم کعبه مقصود نتواند شدن
تا نگردد خاک پای محرمان آن حریم
هوش مصنوعی: هیچ‌کس نمی‌تواند به مقصود کعبه برسد، مگر آنکه گرد خاک پای کسانی که به آن حریم نزدیک‌اند، شود.
باده نوشیدن به خلوت لذتی دارد مدام
خاصه آن ساعت که باشد نازک اندامی ندیم
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب در تنهایی همیشه جذابیت خاصی دارد، به ویژه در زمانی که معشوق با ظرافت و زیبایی خاصی در کنار باشد.
اشک گردد از سموم قهر تو آب حیات
زنده گردد از نسیم لطف تو عظم رمیم
هوش مصنوعی: اشک‌ها از شدت خشم تو همچون سم می‌شوند و آب حیات از نسیم محبت تو دوباره زنده می‌شود.
مدعی، فقرم مبین کز دولت عشقش مرا
هر نفس در یتیمی می دهد طبع کریم
هوش مصنوعی: بهتر است به دیگران نگویم که من فقیرم، زیرا عشق او هر لحظه به من سخاوت می‌بخشد و در این بی‌پناهی احساس یتیمی می‌دهد.
هم به مکتوبی ز خسرو یاد می کن گاه گاه
چند باشی محترز از طعنه مشتی لئیم
هوش مصنوعی: گاهی اوقات با نوشتن از خسرو یاد می‌کنم، اما مواظب باش که از حرف‌های تند و طعنه‌آمیز بعضی افراد خبیث در امان باشی.