شمارهٔ ۱۶۷
روزی که به من ناز و عتابت به حساب است
آن روز مرا روز حساب است و عذاب است
گفتی پس قرنی ز جفایت بکشم دست
فریاد من از دست تو باز این چه عتاب است
خواهند شدن صید و تا ماه ز ماهی
کز عارض و زلف تو بسی شست در آب است
گرد لب و رخسار تو جان بر سر آتش
از ذوق نمک رقص کنان همچو کباب است
من پند تو چون بشنوم ای شیخ که چون عود
گوشیم سوی مطرب و گوشی به رباب است
در مجلس و عظم به قدح پیش کشد دل
روزی که هوا سرد بود روز شراب است
از غمزه میندیش کمال و بکش آن زلف
گر مرغ ببر دام که صیاد به خواب است
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: سید جابر موسوی
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
روزی که به من ناز و عتابت به حساب است
آن روز مرا روز حساب است و عذاب است
هوش مصنوعی: روزی که تو با ناز و تحکم خود به من توجه میکنی، آن روز برای من روز حساب و کیفر خواهد بود.
گفتی پس قرنی ز جفایت بکشم دست
فریاد من از دست تو باز این چه عتاب است
هوش مصنوعی: گفتی که از ظلم و ستم تو، زمانی را سپری میکنم، حالا که دیگر نمیتوانم فریاد بزنم، چرا اینگونه با من رفتار میکنی؟
خواهند شدن صید و تا ماه ز ماهی
کز عارض و زلف تو بسی شست در آب است
هوش مصنوعی: میخواهند به دام بیفتند و تا زمانی که ماه به دور ماهی که به خاطر چهره و موهای تو در آب درخشان است، رخ مینماید.
گرد لب و رخسار تو جان بر سر آتش
از ذوق نمک رقص کنان همچو کباب است
هوش مصنوعی: زیبایی و جاذبهی چهرهات به قدری است که جانم را در آتش ذوق قرار میدهد، انگار که در حال رقصیدن بر روی کباب هستم.
من پند تو چون بشنوم ای شیخ که چون عود
گوشیم سوی مطرب و گوشی به رباب است
هوش مصنوعی: هرگاه نصیحت تو را بشنوم، ای شیخ، مثل عود هستم که به سویی میروم و به صدای مطرب و نغمه رباب گوش میدهم.
در مجلس و عظم به قدح پیش کشد دل
روزی که هوا سرد بود روز شراب است
هوش مصنوعی: در مجلس شادمانی، دل برای نوشیدن شراب پیشقدم میشود، روزی که هوا سرد است، روز خوبی برای این لذت به شمار میرود.
از غمزه میندیش کمال و بکش آن زلف
گر مرغ ببر دام که صیاد به خواب است
هوش مصنوعی: به زیبایی نگاه نکن و باید زلفت را به دست بگیر. اگر میخواهی پرندهای را به دام اندازی، این کار را در زمانی انجام بده که صیاد در خواب است.

کمال خجندی