گنجور

شمارهٔ ۱۷۲

ای دل مکن انکار و از این کار میندیش
وررانک در این کاری از انکار میندیش
در کام نهنگان شو و کامی بکف آور
چون یار بدست آید از غیار میندیش
با شوق حرم سرمکش از تیغ حرامی
وز بادیه و وادی خونخوار میندیش
مارست غم عشقش و او گنج لطافت
گنجت چو بدست اوفتد از مار میندیش
گر زانک توئی نقطه ی پرگار محبت
از نقطه برون آی و ز پرگار میندیش
چون دست دهد پرتو انوار تجلی
از نور مبرا شو و از نار میندیش
در عشق چو قربان شوی از کیش برون آی
ور لاف انا الحق زنی از دار میندیش
گر جان طلبد یار دل یار بدست آر
چون سر بشد از دست ز دستار میندیش
خواجو اگرت سر برود در سر این کار
انکار مکن وز غم این کار میندیش

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای دل مکن انکار و از این کار میندیش
وررانک در این کاری از انکار میندیش
هوش مصنوعی: ای دل، انکار نکن و درباره این کار فکر نکن، چون در این کار فکر کردن به انکار تنهاست.
در کام نهنگان شو و کامی بکف آور
چون یار بدست آید از غیار میندیش
هوش مصنوعی: به عمق زندگی و تجربیات بزرگترها برو و از آن بهره‌مند شو، زیرا در مواقع خوشی و موفقیت، نباید نگران ناراحتی‌های دیگران باشی.
با شوق حرم سرمکش از تیغ حرامی
وز بادیه و وادی خونخوار میندیش
هوش مصنوعی: با رغبت به سوی حرم می‌روم و از خطرات و مشکلات مسیر نترس؛ نگرانی از بیابان و دام‌های خطرناک را فراموش کن.
مارست غم عشقش و او گنج لطافت
گنجت چو بدست اوفتد از مار میندیش
هوش مصنوعی: غم عشق او مانند ماری است و او به مانند گنجی با لطافت است. اگر گنج تو به دست او بیفتد، از مار نترس.
گر زانک توئی نقطه ی پرگار محبت
از نقطه برون آی و ز پرگار میندیش
هوش مصنوعی: اگر تو مرکز محبت هستی، از آن نقطه بیرون بیا و به دور آن نچرخ.
چون دست دهد پرتو انوار تجلی
از نور مبرا شو و از نار میندیش
هوش مصنوعی: زمانی که روشنایی و نور الهی بر تو بتابد، باید از هر گونه آلودگی و نقص دور شوی و دیگر به آتش و مشکلات فکر نکنی.
در عشق چو قربان شوی از کیش برون آی
ور لاف انا الحق زنی از دار میندیش
هوش مصنوعی: اگر در عشق فدای محبوب شوی، از هر عقیده و مکتبی فاصله بگیر. اما اگر فقط ادعای معرفت و حقانیت داری، از سرنوشت و عقوبتی که ممکن است به سراغت بیاید، نگران نباش.
گر جان طلبد یار دل یار بدست آر
چون سر بشد از دست ز دستار میندیش
هوش مصنوعی: اگر جانت بخواهد، محبوب دل را به دست بیاور. وقتی که سر از دستت رفت، دیگر به دستار فکر نکن.
خواجو اگرت سر برود در سر این کار
انکار مکن وز غم این کار میندیش
هوش مصنوعی: اگر خواجو، جانش را در این راه فدای کند، هیچ‌گاه در آن تردید نکن و از غم آنچه بر او می‌گذرد، نگران نباش.

حاشیه ها

1391/04/29 17:06
حمید فخاری

من فکر میکنم بیت ششم مصرع دوم باید به جای "مبرا شود" ،"مبرا شو"را قرار بدهید.