گنجور

شمارهٔ ۱۶۰

آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
و آنک قربان رهت گشت ز کیشش چه خبر
هدف ناوک چشم تو ز تیغش چه زیان
تشنه ی چشمه ی نوش تو ز نیشش چه خبر
هر کرا شیر ز پیش آید و شمشیر از پس
چون بود کشته ی عشق از پس و پیشش چه خبر
گرچه هر دم بودم صبر کم و حسرت بیش
مست پیمانه مهر از کم و بیشش چه خبر
اگر از خویش نباشد خبرم نیست غریب
در جهان هر که غریبست ز خویشش چه خبر
از دل ریشم اگر بی خبری معذوری
کانک مجروح نگشتست ز ریشش چه خبر
تو چنین غافل و جان داده جهانی ز غمت
گرچه قصاب ز جاندادن میشش چه خبر
چه دهد شرح غمت در شب حیرت خواجو
شمع دلسوخته از آتش خویشش چه خبر

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر
و آنک قربان رهت گشت ز کیشش چه خبر
هوش مصنوعی: دوستی تو از بیگانه و نزدیکانش چه می‌داند؟ و آن کس که به خاطر راهت قربانی شده، از دین و باورش چه خبر دارد؟
هدف ناوک چشم تو ز تیغش چه زیان
تشنه ی چشمه ی نوش تو ز نیشش چه خبر
هوش مصنوعی: چشم تو مانند یک تیر است که هدفش را به خوبی می‌بیند، اما از آسیب آن نباید نگران بود. من تشنه‌ی چشمه‌ای شیرین و خوشم که از گزند تیرهای تو بی‌خبرم.
هر کرا شیر ز پیش آید و شمشیر از پس
چون بود کشته ی عشق از پس و پیشش چه خبر
هوش مصنوعی: هر کس که شیر و شجاعت را در جلو و همچنین خطر و تهدید را در عقب ببیند، آیا می‌تواند درباره کسی که در عشق کشته شده است، از پیش و پس او خبری داشته باشد؟
گرچه هر دم بودم صبر کم و حسرت بیش
مست پیمانه مهر از کم و بیشش چه خبر
هوش مصنوعی: با وجود اینکه هر لحظه صبرم کم‌تر و آرزوهایم بیشتر می‌شود، اما از وضعیت عشق و محبت که کم و زیاد می‌شود، خبر ندارم.
اگر از خویش نباشد خبرم نیست غریب
در جهان هر که غریبست ز خویشش چه خبر
هوش مصنوعی: اگر از حال خودم بی‌خبر باشم، در دنیا هر کسی که غریب است، از حال و روز خودش هم چه اطلاعاتی می‌تواند داشته باشد؟
از دل ریشم اگر بی خبری معذوری
کانک مجروح نگشتست ز ریشش چه خبر
هوش مصنوعی: اگر از درد و رنج من خبر نداری، عیبی ندارد، چون زخم من به دل ریش من و به عمق وجودم است و تو از آن با خبر نیستی.
تو چنین غافل و جان داده جهانی ز غمت
گرچه قصاب ز جاندادن میشش چه خبر
هوش مصنوعی: تو در غفلت هستی و به خاطر غمت، جهانی جان می‌دهد. هرچند قصاب از کشته شدن میش‌ها بی‌خبر است.
چه دهد شرح غمت در شب حیرت خواجو
شمع دلسوخته از آتش خویشش چه خبر
هوش مصنوعی: کیست که بتواند درد تو را در شب‌های پراذیت به خوبی توصیف کند؟ حتی شمعی که از سوز درونش می‌سوزد، از آتش خود آگاهی ندارد.