شمارهٔ ۳۶۹
غافلی کز جور خواهی شیشهٔ دلها شکست
می رسد ظالم نخست از موج بر دریا شکست
خنده کمتر کن که می میرد دل از جوش نشاط
می رسد اینجا ز موج بادهٔ مینا شکست
وادیی در خورد شورم نیست در راه طلب
بر کمر کهسار گویی دامن صحرا شکست
زآب کوثر آورد بیرون سبوی خود درست
هر دلی کامروز از اندیشهٔ فردا شکست
تا توان با دشمن سرکش مدارا پیشه کن
بیشتر رنجاند آن خاری که زیرپا شکست
آه کامشب یاد مژگان بلاجوی کسی
خار حسرت در دل غمدیدهٔ جویا شکست
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
غافلی کز جور خواهی شیشهٔ دلها شکست
می رسد ظالم نخست از موج بر دریا شکست
هوش مصنوعی: در زندگی، اگر به ظلم و ستم بر دیگران ادامه دهی، در نهایت این ظلم به خودت برمیگردد و عواقب آن گریبانگیرت میشود. درست مانند اینکه امواج دریا ابتدا به ساحل میرسند و بر میگردند، ظلمی که بر دیگران میکنی، روزی بر خودت اثر خواهد گذاشت.
خنده کمتر کن که می میرد دل از جوش نشاط
می رسد اینجا ز موج بادهٔ مینا شکست
هوش مصنوعی: کمتر بخند که دل از شادی و هیجان میمیرد، زیرا در اینجا از موج شراب مینا، حالتی به وجود آمده که نشاط را شکسته است.
وادیی در خورد شورم نیست در راه طلب
بر کمر کهسار گویی دامن صحرا شکست
هوش مصنوعی: جایی که من هستم، شور و شوقی برایم نیست. در مسیر جستجوی خواستهام، گویی کوهها را به دوش گرفتهام و دامن صحرا را پاره کردهام.
زآب کوثر آورد بیرون سبوی خود درست
هر دلی کامروز از اندیشهٔ فردا شکست
هوش مصنوعی: هر دلی امروز به خاطر فکر و تردیدهایی که دربارهٔ فردا دارد، خراب و ناامید است. مانند کسی که از آب کوثر، سبویی ساخته است و آن را خوب آماده نکرده.
تا توان با دشمن سرکش مدارا پیشه کن
بیشتر رنجاند آن خاری که زیرپا شکست
هوش مصنوعی: تا زمانی که میتوانی با دشمن سرسخت خود به آرامی رفتار کن، زیرا گاهی اوقات آن چیزی که زیر پا میشکند، بیشتر آزاردهنده است.
آه کامشب یاد مژگان بلاجوی کسی
خار حسرت در دل غمدیدهٔ جویا شکست
هوش مصنوعی: امشب به یاد مژگانی که زیبایی خاصی داشتند، حسرتی در دل کسی که غمگین و در جستجوی خوشبختی است، ایجاد شده است. دل آن شخص از این حسرت و یاد پر شده و دچار درد و رنج شده است.

جویای تبریزی