گنجور

شمارهٔ ۳۶۱

کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت
فغان که نالهٔ زارم شنید و هیچ نگفت
چو دید شوخی شبنم ببرگ گل در باغ
لب از حجاب به دندان گزید و هیچ نگفت
گرفتمش سر راهی به خاک و خون غلطان
رسید بر سرم، آهی کشید و هیچ نگفت
بگفتمش که کباب نگاه کیست دلم
به خنده جا نب من گرم دید و هیچ نگفت
شنید شکوهٔ اغیار را ز من جویا
ز غیر خاطرش از جان رمید و هیچ نگفت

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کجا روم که به دردم رسید و هیچ نگفت
فغان که نالهٔ زارم شنید و هیچ نگفت
هوش مصنوعی: کجا بروم که کسی به دردهایم توجه کند و دردی را که دارم نشنیده بگیرد؟ هیچ‌کس فریاد و ناله‌ام را نشنید و حرفی نزد.
چو دید شوخی شبنم ببرگ گل در باغ
لب از حجاب به دندان گزید و هیچ نگفت
هوش مصنوعی: وقتی که شبنم را بر روی گل‌های باغ دید، لبش را از روی حیا به دندان گزید و هیچ حرفی نزد.
گرفتمش سر راهی به خاک و خون غلطان
رسید بر سرم، آهی کشید و هیچ نگفت
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، شخصی را ملاقات کردم که در حالتی سخت و به شدت رنجیده بود. او به من نگاهی انداخت و اگرچه دردی عمیق در دل داشت، اما چیزی نگفت و فقط آهی از سر اندوه برآورد.
بگفتمش که کباب نگاه کیست دلم
به خنده جا نب من گرم دید و هیچ نگفت
هوش مصنوعی: به او گفتم که آیا کباب نگاه تو متعلق به چه کسی است؟ دلم به خاطر دیدن او گرم شده بود و او هیچ پاسخی نداد.
شنید شکوهٔ اغیار را ز من جویا
ز غیر خاطرش از جان رمید و هیچ نگفت
هوش مصنوعی: شخصی از من دربارهٔ شکایات دیگران سوال کرد، اما آن فرد به خاطر مسائل دیگر از من دوری کرد و هیچ حرفی نزد.