گنجور

شمارهٔ ۳۵۹

چشم دل بگشا که جوش حسن اوست
برگ برگ انجمن آیینه دار حسن اوست
یک بغل چاک گریبان را کند گردآوری
با دل هر غنچهٔ گل خارخار حسن اوست
عار باشد عارضش را گر دهی نسبت بگل
چهره گشتن با مه و خورشید کار حسن اوست
عالمی از نرگس مستش خراب افتاده است
بوالعجب کیفیتی در روزگار حسن اوست
می کشان را می به قدر زور خود سازد به خراب
خواری عشاق جویا ز اعتبار حسن اوست

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

چشم دل بگشا که جوش حسن اوست
برگ برگ انجمن آیینه دار حسن اوست
هوش مصنوعی: نگاه دل را باز کن تا زیبایی او را ببینی، همان‌طور که هر برگ این مجمع، نمایشگر زیبایی اوست.
یک بغل چاک گریبان را کند گردآوری
با دل هر غنچهٔ گل خارخار حسن اوست
هوش مصنوعی: دل به دل و رو به رو، گل‌ها را به یاد زیبایی‌اش جمع می‌کند. هر غنچه نشان‌دهنده لطافت و زیبایی اوست که در کنار زخم‌های دنیا به چشم می‌خورد.
عار باشد عارضش را گر دهی نسبت بگل
چهره گشتن با مه و خورشید کار حسن اوست
هوش مصنوعی: اگر به چهره‌اش زیبایی را نسبت دهی، این کار او نیست که با گل، ماه و خورشید زیبا شده، بلکه این زیبایی ویژگی ذات اوست.
عالمی از نرگس مستش خراب افتاده است
بوالعجب کیفیتی در روزگار حسن اوست
هوش مصنوعی: وجود یک شخص عالم و knowledgeable که چشمانش مانند نرگس مست است، به گونه‌ای است که همه چیز را تحت تأثیر قرار داده و به نوعی ویران و خراب شده است. به راستی چقدر عجیبت است که این وضعیت در دوران زیبایی او به وجود آمده است.
می کشان را می به قدر زور خود سازد به خراب
خواری عشاق جویا ز اعتبار حسن اوست
هوش مصنوعی: می‌کشان، به اندازهٔ قدرت خود، شراب را می‌آشامند و در این حال، عشق‌ورزان به دنبال محبوبیت و اعتبار زیبایی او هستند.