گنجور

شمارهٔ ۳۵۴

لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست
همچو گندم یک دهن نان حلالم آرزوست
تا برون آید عیار من زنقصان چون هلال
تربیت در خدمت اهل کمالم آرزوست
نکته‌سنجی با زبان خامشی دل می‌برد
قال قال مجلس ارباب حالم آرزوست
محفل‌آرای شبستان خیالش می‌شوم
بی‌تکلف صحبت بی قیل و قالم آرزوست
تا تواند گرد کلفت پاک برد از سینه‌ام
می فروشان جام صهبای زلالم آرزوست
برندارم از گریبان دست در هجران یار
در کف امّید دامان وصالم آرزوست
آرزوی شاهد و می بود جویا تاکنون
بعد از این از هر چه کردم انفعالم آرزوست

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست
همچو گندم یک دهن نان حلالم آرزوست
هوش مصنوعی: من آرزو دارم لقمه‌ای داشته باشم که نه تلخ باشد و نه زرد، مانند گندم که بتوانم لقمه‌ای نان حلال از آن بگیرم.
تا برون آید عیار من زنقصان چون هلال
تربیت در خدمت اهل کمالم آرزوست
هوش مصنوعی: تا زمانی که وجود من به طرز خاصی بروز نکند، به مانند هلال که به تدریج نمایان می‌شود، آرزو دارم در خدمت انسان‌های با کمال و شایسته باشم.
نکته‌سنجی با زبان خامشی دل می‌برد
قال قال مجلس ارباب حالم آرزوست
هوش مصنوعی: با دقت و هوشمندی، برای بیان احساسات و افکار خود از زبان سکوت استفاده می‌کنم، زیرا این روش بسیاری از ناگفته‌های من را به دیگران منتقل می‌کند. در این میان، از خود می‌پرسم که دلم چه آرزویی دارد و دوست دارم در جمع افراد سرشناس و با حالتی روحانی حضور داشته باشم.
محفل‌آرای شبستان خیالش می‌شوم
بی‌تکلف صحبت بی قیل و قالم آرزوست
هوش مصنوعی: در فضایی زیبا و آرام که در ذهنم می‌سازم، بدون هیچگونه تشریفات و حرف‌های اضافه، آرزوی گفت‌وگو دارم.
تا تواند گرد کلفت پاک برد از سینه‌ام
می فروشان جام صهبای زلالم آرزوست
هوش مصنوعی: تا زمانی که بتوانم، این غم سنگین را از دل خود بیرون ببرم، آرزو دارم که می‌فروشان، جام شراب زلالی به من بدهند.
برندارم از گریبان دست در هجران یار
در کف امّید دامان وصالم آرزوست
هوش مصنوعی: در غم دوری یار، نمی‌توانم دست از گریبانم بردارم و در دل امید دارم که روزی به وصال او برسم.
آرزوی شاهد و می بود جویا تاکنون
بعد از این از هر چه کردم انفعالم آرزوست
هوش مصنوعی: من همیشه در پی دیدار یار و نوشیدن می بوده‌ام و از این پس از هر کاری که کرده‌ام، تنها آرزویم خود آرزوست.