شمارهٔ ۳۵۱
هر کجا می نیست گر گلشن بود غمخانه است
سرو و گل کی جانشین شیشه و پیمانه است
با زبان حال در رفتن ز خود گوید حباب
همدمان در بزم یکرنگی نفس بیگانه است
عاقل است آنکه که بر نادانی خود قائل است
هر که دانا می شمارد خویش را دیوانه است
در گلستانی که ریزد سرو من رنگ خرام
نکهت گل گرد راه جلوهٔ مستانه است
در ریاض دهر ناکامی گل دون فطرتی است
کامیابی در رکاب همت مردانه است
هر که دولتمندتر حرصش به دنیا بیشتر
پای تا سر گوهر شهوار آب و دانه است
در هوای شمع، آن رخسار از بس می تپد
مردمک در دیده ام جویا دل پروانه است
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
هر کجا می نیست گر گلشن بود غمخانه است
سرو و گل کی جانشین شیشه و پیمانه است
هوش مصنوعی: هر کجا که بهشت و زیبایی وجود ندارد، دل انسان پر از غم است. در چنین جایی، حتی درخت سرو و گل هم نمیتوانند جایی برای شادی و سرور فراهم کنند؛ زیرا آنها نمیتوانند جایگزین شیشه و جامی که مایهٔ خوشی و حیات است، شوند.
با زبان حال در رفتن ز خود گوید حباب
همدمان در بزم یکرنگی نفس بیگانه است
هوش مصنوعی: حبابی که در یک محفل مخلص و صمیمی حضور دارد، در حقیقت با زبان حالش میگوید که ارتباطش با دیگران ناپایدار و سطحی است. او به نوعی نشان میدهد که در این جمع، همدمان واقعی نیستند و وجودشان کمعمق و بیگانه است.
عاقل است آنکه که بر نادانی خود قائل است
هر که دانا می شمارد خویش را دیوانه است
هوش مصنوعی: انسان عاقل کسی است که به نادانیهای خود اعتراف میکند، اما فردی که خود را دانا و دارای علم میداند، در واقع نادان است.
در گلستانی که ریزد سرو من رنگ خرام
نکهت گل گرد راه جلوهٔ مستانه است
هوش مصنوعی: در باغی که درخت سروی در آن سر به آسمان کشیده، بوی خوش گلها در فضا پخش شده و زیبایی آن به گونهای است که جلوهای مسحورکننده به محفل میبخشد.
در ریاض دهر ناکامی گل دون فطرتی است
کامیابی در رکاب همت مردانه است
هوش مصنوعی: زندگی پر از چالشها و شکستهاست و گل خوشبختی در دل انسانهای دارای فطرت نیکو شکوفا میشود. دستیابی به موفقیت نیاز به تلاش و عزمی راسخ دارد.
هر که دولتمندتر حرصش به دنیا بیشتر
پای تا سر گوهر شهوار آب و دانه است
هوش مصنوعی: هرچه کسی ثروتمندتر باشد، به دنیا و خواستههایش بیشتر طمع میورزد. او تمام وجودش پر از اشتیاق و تمایل به لذتها و نیازهای مادی است.
در هوای شمع، آن رخسار از بس می تپد
مردمک در دیده ام جویا دل پروانه است
هوش مصنوعی: در فضای نور شمع، آن چهره به قدری میلرزد که مردمک چشمانم دنبال دل پروانه میگردد.

جویای تبریزی