شمارهٔ ۳۵۰
در غمت بی طاقتی سیماب آسا جان ماست
رفتن از رنگی به رنگی نعمت الوان ماست
تا درون ما خم صهبای صدرنگ آرزوست
بر جگر دندان فشردن نعمت الوان ماست
بسکه برچیدیم با دامن سرشک از چشم تر
مردمک چون لاله داغ گوشهٔ دامان ماست
من غلام آنکه جویا خاک پای قنبرش
قبلهٔ ما کعبهٔ ما دین ما ایمان ماست
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
در غمت بی طاقتی سیماب آسا جان ماست
رفتن از رنگی به رنگی نعمت الوان ماست
هوش مصنوعی: در عشق تو، بیتابی ما شبیه جیوه است؛ جان ما در نوسان است و از رنگی به رنگ دیگر میرود. این تغییر و تنوع، خود نعمتی برای ماست.
تا درون ما خم صهبای صدرنگ آرزوست
بر جگر دندان فشردن نعمت الوان ماست
هوش مصنوعی: درون ما پر از آرزوهای رنگین و دلپذیر است، و این درد و تحمل ما نتیجهای از همین نعمتهاست.
بسکه برچیدیم با دامن سرشک از چشم تر
مردمک چون لاله داغ گوشهٔ دامان ماست
هوش مصنوعی: ما به اندازهای اشک ریختهایم که دامنمان پر از آن شده و مانند لالهای که در گوشه دامن ما وجود دارد، درد و مصیبتهایمان نمایان است.
من غلام آنکه جویا خاک پای قنبرش
قبلهٔ ما کعبهٔ ما دین ما ایمان ماست
هوش مصنوعی: من خدمتگزار کسی هستم که در پی گرد و غبار پای قنبرش (یار امیرالمؤمنین) است. او قبلهگاه ما، کعبهمان، دین و ایمان ماست.

جویای تبریزی