گنجور

شمارهٔ ۳۴۹

در حریمش دل و جان باخته می باید رفت
شمع سان پای ز سر ساخته می باید رفت
توبه کن تا سبک از خویش توانی برخاست
آنچه اندوختی، انداخته می باید رفت
بخت اگر یار و مددکار شود سایه مثال
پی آن قد برافراخته می باید رفت
تا شود آینهٔ جلوهٔ او در ره شوق
دل زفکر همه پرداخته می باید رفت
بگسلد سلسلهٔ الفت دل تا زکنار
ای سرشک از پی هم تاخته می باید رفت

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

در حریمش دل و جان باخته می باید رفت
شمع سان پای ز سر ساخته می باید رفت
هوش مصنوعی: در نزد او باید با تمام وجود و عشق حضور داشت، مانند شمعی که برای روشنایی و خموشی خود ساخته شده، باید با دل و جان به سمت او رفت.
توبه کن تا سبک از خویش توانی برخاست
آنچه اندوختی، انداخته می باید رفت
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی از بار سنگین گناهان و اشتباهات خود رها شوی و احساس آرامش کنی، باید توبه کنی و آنچه را که در دل داری و به دوش می‌کشی، رها کنی.
بخت اگر یار و مددکار شود سایه مثال
پی آن قد برافراخته می باید رفت
هوش مصنوعی: اگر fortuna در کنار انسان باشد و او را حمایت کند، مانند سایه‌ای که دنبالا می‌رود، باید به خودباوری و تلاش ادامه داد.
تا شود آینهٔ جلوهٔ او در ره شوق
دل زفکر همه پرداخته می باید رفت
هوش مصنوعی: برای آنکه آینه‌ای از زیبایی او باشیم، باید در مسیر عشق و دلدادگی قدم بگذاریم و از تمام فکرها و دغدغه‌ها دور شویم.
بگسلد سلسلهٔ الفت دل تا زکنار
ای سرشک از پی هم تاخته می باید رفت
هوش مصنوعی: رابطهٔ عاطفی و پیوند قلبی را قطع کن، تا اینکه از کنارت دور شوم، ای اشک! باید برویم و از زندگی فاصله بگیریم.