گنجور

شمارهٔ ۱۰

بسیار بگفتم دل دیوانه ی خود را
پندم نکند گوش زهی خیره ی خود را
روی تو همی خواهم و خوبست مرا رأی
تدبیر ندارم چکنم طالع بد را
فریاد ز دست دل خودرأی بلاکش
الحق که به جانم شده دشمن دل خود را
مست است مدام از قدح شوق تو جانم
بر مست ملامت نرسد اهل خرد را
پروانه صفت پیش تو ای شمع جهان سوز
خواهم که بسوزم همگی جسم و جسد را
بلبل صفتم ناله هزارست ز شوقت
ای خار چو من کرده گل روی تو صد را
از دیده چنان سیل محبّت بگشایم
کز سینه ی دشمن ببرم زنگ حسد را
آن روز که در خاک تنم را بسپارند
بر یاد تو چون روضه کنم خاک لحد را
بر جان جهان داغم غم هجر تو تا کی
کم سوز دل سوخته، دارای صمد را

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بسیار بگفتم دل دیوانه ی خود را
پندم نکند گوش زهی خیره ی خود را
هوش مصنوعی: بارها به دل دیوانه‌ام گفتم که به خود بیاندیشد، اما او هیچ توجهی نمی‌کند و فقط به شیطان وسوسه‌گر خود گوش می‌دهد.
روی تو همی خواهم و خوبست مرا رأی
تدبیر ندارم چکنم طالع بد را
هوش مصنوعی: من همیشه به چهره‌ی تو فکر می‌کنم و تو برایم عالی هستی، اما تدبیر و نقشه‌ای ندارم که با سرنوشت بد چه کنم.
فریاد ز دست دل خودرأی بلاکش
الحق که به جانم شده دشمن دل خود را
هوش مصنوعی: آوای دشواری‌هایی که از دل خودسرم برمی‌آید، حقیقتاً به جانم افتاده و دشمنی‌ام با دلم را به وجود آورده است.
مست است مدام از قدح شوق تو جانم
بر مست ملامت نرسد اهل خرد را
هوش مصنوعی: جانم به خاطر شوق تو همیشه در حال سرمستی است و هیچ‌کس نمی‌تواند مرا به خاطر این حال سرزنش کند، زیرا اهل خرد این را درک می‌کنند.
پروانه صفت پیش تو ای شمع جهان سوز
خواهم که بسوزم همگی جسم و جسد را
هوش مصنوعی: ای شمع روشنی‌بخش و آتشین، من به خاطر تو مانند یک پروانه می‌خواهم بسوزم و تمام وجودم را فدای زیبایی‌ات کنم.
بلبل صفتم ناله هزارست ز شوقت
ای خار چو من کرده گل روی تو صد را
هوش مصنوعی: بلبل با صدای دل‌نوازش از عشق تو ناله می‌زند و می‌گوید، ای خار، تو هم مانند من در سر عشق و زیبایی گل تو غرق شده‌ای.
از دیده چنان سیل محبّت بگشایم
کز سینه ی دشمن ببرم زنگ حسد را
هوش مصنوعی: می‌خواهم به حدی عشق و محبت را به نمایش بگذارم که حتی دشمنانم نتوانند حسادت خود را پنهان کنند و از دلشان پاک شود.
آن روز که در خاک تنم را بسپارند
بر یاد تو چون روضه کنم خاک لحد را
هوش مصنوعی: در روزی که جسمم را در خاک بگذارند، به یاد تو، بر روی خاک قبرم مانند یک گلزار برخورد می‌کنم.
بر جان جهان داغم غم هجر تو تا کی
کم سوز دل سوخته، دارای صمد را
هوش مصنوعی: دلتنگی و غم فراق تو بر جانم سنگینی می‌کند و نمی‌دانم تا کی باید این درد را تحمل کنم. دل من آتش گرفته و احساس می‌کنم که این حسرت، هرچند سخت است، نمی‌تواند بر وجود بی‌نهایت تو تأثیر بگذارد.