برگردان به زبان ساده
شکر و سپاس و حمد بی قیاس حضرت خالقی را جل جلاله و عم نواله که آدمی را به شرف نطق و فصاحت و کمال فضل و بلاغت بر دیگر مخلوقات تفاخر بخشید.
هوش مصنوعی: سپاس و ستایش بیاندازه به حضرت خالقی که آدمی را به خاطر قدرت بیان و سخنوری و فضیلت و بلاغت بر دیگر مخلوقات برتری بخشیده است.
آن قادری که آدم خاکی سرشت را
مسجود ساکنان زوایای عرش کرد
هوش مصنوعی: خدای قادر و توانا که انسان را از خاک آفرید و او را مورد احترام و سجده ساکنان عرش قرار داد.
مصوری که صور ابکار افکار بر صفحات ضمیر اولیالالباب کشید.
هوش مصنوعی: تصویری که اندیشهها و افکار ناب را بر روی صفحهی ذهنهای پاک و دریافتکننده ترسیم کرد.
مقدسی که بیاراست دست قدرت او
مثال صورت جان را به احسن التقویم
هوش مصنوعی: آفرینش زیبا و با دقتی که خداوند انجام داده، مانند تصویری از جان انسان است که در بهترین و دقیقترین حالت خود ساخته شده است.
حکیمی که گوشت پارهای به قوهٔ نطق کلید گنجینهٔ اسرار حکمت ساخت. کریمی که هر شخصی از آحاد کاینات و افراد ممکنات به لباس کرامتی خاص بیاراست ، گاه اعجاز عیسوی را در سخن طفل تعبیه کرد و گاه سبب نجات دنیوی و اخروی در کلام امییی به ودیعت نهاد.
هوش مصنوعی: حکیم و دانشمندی وجود دارد که با کلام خود، رازهای عمیق حکمت را فاش میسازد. او شخصی بزرگوار است که همه موجودات و افراد را با نعمتهای خاصی زینت بخشیده است. گاهی معجزات عیسوی را در سخنان یک کودک نهفته کرده و گاهی هم راه نجات دنیوی و آخرتی را در کلمات ساده و بیپیرایه قرار داده است.
چنین کس راست زیب پادشاهی
کس آگه نیست از سر الهی
هوش مصنوعی: این شخص شایسته مقام پادشاهی است، اما هیچکس از دلیل الهی و رازهای آن خبر ندارد.
و صلوات بی حد و تحیات بی عد بر روضهٔ زاهرهٔ طاهرهٔ تاج تارک انبیاء محمد مصطفی
هوش مصنوعی: و درود و سلام بینهایت و تحیات فراوان بر مقبرهی زنی پاک و بزرگوار که تاج سر پیامبران، محمد مصطفی، است.
خورشید آسمان شریعت که روزگار
در نوبت نبوت او گشت با نوا
هوش مصنوعی: خورشید آسمان شریعت، که در دوران نبوت او، با نوا و آهنگی خاص روشن شد و درخشید.
علیه افضل الصلوات و اکمل التحیات باد که صبح رسالت او صحن گیتی را از ظلمت ضلالت پاک کرد وآئینهٔ زنگآلود دلها به مصقل هدایت جلا داد و غفران فراوان و رضوان بی پایان بر جان و روان اصحاب و احباب او.
هوش مصنوعی: بهترین دعاها و کاملترین سلامها بر او باد که صبح رسالت او، جهان را از تاریکی گمراهی پاک کرد و دلهای زنگزده را به نور هدایت روشن ساخت. همچنین، رحمتهای فراوان و خوشنودی بیپایان خداوند بر جان و روح دوستان و همراهان او نازل شود.
آن بلبلان سدره که از صیت صوتشان
بستان سرای دین محمد نوا گرفت
هوش مصنوعی: بلبلان درخت سدره، به خاطر آواز زیبایشان، باغ و خانه دین محمد را پر از نغمه و سرور کردند.
امّا بعد بر ضمیر ارباب خرد و اصحاب هنر پوشیده نیست که همگی همّت اهل عقل برآن مصروفست که از آثار وجود ایشان نشان رقمی بر روی ورق روزگار باقی ماند چون بواسطه مرور ایام گرد فراموشی بر چهرهٔ اثر آن مینشیند و طول زمان صورت آن از خاطر محو میکند لاجرم ناگزیر است از تمهید بنا، یادگاری که بعد از فنای جسم موجب بقای اسم باشد و نزد عقلا روشن است که اساس سخن به تندباد حوادث منهدم نگردد و نشان آن بر صفحهٔ ایام ثابت میباشد و نفیسترین جوهری است که موجب رضای خالق و خلایق ومخلص مجاز و حقایق میشود چنان که گفتهاند:
هوش مصنوعی: اما به طور کلی، افرادی که به هنر و علم علاقه دارند، تلاش میکنند آثار و نشانههایی از خود بر جای بگذارند تا در گذر زمان فراموش نشوند. زیرا با گذشت زمان، اثرات و یادها ممکن است به فراموشی سپرده شوند و از یاد بروند. بنابراین، ضروری است که قدمهایی بردارند تا یادگارهایی ایجاد کنند که بعد از رفتنشان، نام و یاد آنها باقی بماند. این موضوع برای فرزانهها روشن است که صحبتهای ارزشمند به باد فراموشی سپرده نمیشوند و نشانههای آن همچنان در تاریخ باقی میماند. این آثار، گوهری گرانبها هستند که هم خالق و هم مخلوق را راضی میکنند.
سخن از گنبد کبود آمد
ز آسمانها سخن فرود آمد
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به آن است که موضوع مورد بحث از آسمان و فضای معنوی و عالی نشأت میگیرد، مانند گنبد آسمانی که نماد عوالم بالاست و پیامی مهم از آنجا به زمین منتقل میشود.
گوهری گر بدی ورای سخن
آن فرود آمدی به جای سخن
هوش مصنوعی: اگر جواهری در سخنان نداری، بهتر است که سکوت کنی و به جای گفتن، در عمل خود را نشان دهی.
پس هیچ یادگاری ورای ترکیب نظمی یا ترتیب نثری نباشد.
هوش مصنوعی: پس هیچ نشانهای نباید فراتر از ترکیب نظم یا ترتیب نثر وجود داشته باشد.
که گر اهل دلی روزی بخواند
به آبش آتش دردی نشاند
هوش مصنوعی: اگر کسی دارای دل و احساس باشد، هنگامی که به عشق یا احساسی عمیق فکر کند، میتواند گرما و آتش درد را در میان آب احساس کند. این به معنای آن است که عشق و احساسات میتوانند تأثیر عمیقی بر روح و جان انسان بگذارند.
وجود عاقل از وی پند گیرد
دل داناش آسانی پذیرد
هوش مصنوعی: آدم عاقل از رفتار و سخنان او درس میگیرد و دل آگاه نیز به راحتی پذیرا میشود.
بنا بر این مقدمات، چون این ضعیفه جهان بنت مسعود شاه ، به واسطهٔ دست تطاول روزگار پای قناعت در دامن عافیت کشیده روی دل در کعبهٔ فراغت آورد و این بیت شعار خود ساخت :
هوش مصنوعی: با توجه به این مقدمات، چون این زن ضعیف، دختر مسعود شاه، به دلیل سختیهای زمان، به زندگی ساده و قناعت رو آورده و در کعبهٔ آرامش قلب خود قرار داده است، این شعر را به عنوان شعار خود انتخاب کرده است:
وحدت گزین و همدمی از دوستان مجوی
تنها نشین و محرمی از دودمان مخواه
هوش مصنوعی: به همنشینی با دوستان و آشنایان بپرداز، اما بهتر است که وحدت و یگانگی را انتخاب کنی و از تنهایی نترسی. نیازی به ارتباط ویژه با خانواده یا خویشاوندان نیست.
در هر صورت که روی می نمود فکری زیاد میشد. خاطر را، گاه گاه قطعهای چون حال عاشقان بیسامان و چون ضمیر مشتاقان پریشان و چون دل اهل نظر شکسته و مانند امید ارباب هوس بر بیحاصلی بسته در عین ملالتی که تصاریف لیل و نهار روی می نمود از برای مشغولی خاطر املا میکرد و حقیقتی به لباس مجاز بر میآورد و به آب اظهار وصفالحالی آتش غصهٔ ایام را تسکین میداد و هر چند جمعی که بواسطهٔ قصور همت در ملاحظهٔ صورت آن باز مانند و به حسب قلت استعداد نقاب از چهرهٔ مقصود آن گشودن نتوانند، هر آینه این غرایب از قبیل معایب شمرند.
هوش مصنوعی: هر زمانی که چیزی به ذهن میآمد، افکار زیادی شکل میگرفت. گاهی این افکار شبیه به حال عاشقانی بیقرار، ذهنی پریشان و دلهایی شکسته بودند، و مانند امیدی بیفرجام برای علاقهمندان، در عین خستگی که روز و شب در حال تغییر بودند، به فکر مشغول میشدند. این افکار حقیقتی را در لباس خیال به نمایش میگذاشتند و با آب و تاب توصیفاتی از حال و روزی که در آن غصههایی از روزگار وجود داشت، آرامش میبخشیدند. هرچند برخی افراد به دلیل نداشتن توانایی لازم نمیتوانستند آن چهرهی مقصود را به خوبی درک کنند و فقط متوجه عیبهای آن میشدند.
هر چشم به خورشید نیارد نگریست
هر قطره به دریا نتواند پیوست
هوش مصنوعی: هر چشمی نمیتواند به خورشید نگاه کند و هر قطرهای نمیتواند به دریا متصل شود.
اما نزد محققان دقیقهشناس و مدققان مستوی قیاس صورت آن حال و عاری آن مقال معین و مبین آید که غرض از کلام معانی ظاهر نیست بلکه مقصود کلی فهم سرایر است و ایراد دقایق مجازات سواد ارشاد حقایق حالات است که : المجازُ قنطرة الحقیقة و نزد ارباب علم و خداوندان عقل و ادب واضح و لایح باشد که اگر شعر فضیلتی خاص و منقبتی بر خواص نبودی صحابهٔ کبار و علمای نامدار رضوان الله علیهم اجمعین در طلب آن مساعی مشکور و اجتهاد موفور به تقدم نرسانیدندی، اما چون تا غایت بواسطهٔ قلت و ندرت مخدرات و خواتین عجم کمتر در این مشهود شد این ضعیفه نیز به حسب تقلید شهرت این قسم نوع نقصی تصور میکرد و عظیم از آن مجتنب و محترز میبود اما به تواتر و توالی معلوم و مفهوم گشت که کبرای خواتین و مخدرات نسوان، هم در عرب و هم در عجم به این فن موسوم شدهاند چه اگر مَنهی بودی جگرگوشهٔ حضرت رسالت، ماه خورشید رایت ، دُرّ درج عصمت، خاتون قیامت فاطمهٔ زهرا رضی الله عنهما تلفظ نفرمودی به اشعار از جمله این بیت از آن حضرت با عظمت است :
هوش مصنوعی: محققان و دانشمندان در بحثهای خود به دنبال فهم عمیقتر مفاهیم هستند و بر این باورند که هدف از گفتگوها صرفاً بیان معانی ظاهری نیست، بلکه درک دقیق و کلی از معانی نهفته اهمیت دارد. این افراد معتقدند که استفاده از مجاز و تشبیه، وسیلهای برای درک حقایق عمیقتر است. اگر شعرها و ادبیات ارزش خاصی نداشت، دانشمندان و مفسران بزرگ در پی آن نمیرفتند. اما به دلیل کمبود نمونههای خوب و مناسب از زنان در ادبیات، برخی افراد به اشتباه فکر میکردند که این موضوع نقصی دارد. با این حال، معلوم شده که زنان در هر دو فرهنگ عربی و غیرعربی به این هنر و ادبیات مشغول بودهاند. به عنوان مثال، خانم فاطمه زهرا، دختر پیامبر اسلام، با اشعار و بیان زیبایش به این موضوع اشاره کرده است.
اِنَّ النساء ریاحینٌ خُلِقنَ لکُم
وکُلکُم تَشتهی شمَّ الرّیاحینِ
هوش مصنوعی: زنان گلهایی هستند که برای شما خلق شدهاند و هر یک از شما خواهان بوییدن عطر گلهاست.
و تمام خواتین عرب شعر فرمودهاند و در عجم عایشه مقریّه که به اتفاق از سالکان راه دین و طایران طریقهٔ یقین است خود را به قسم شعر مشهور فرموده و این دو رباعی از آن اوست:
هوش مصنوعی: تمام زنان عرب شعر سرودهاند و در میان عجم، عایشه مقریه که به عنوان یکی از سالکان راه دین و از پیروان واقعی یقین شناخته میشود، خود را به شعر مشهور کرده است. این دو رباعی از آثار اوست:
از وصل تو گر بر خورمی نیکستی
ار تیر تو را در خورمی نیکستی
هوش مصنوعی: اگر به وصالت برسم، خوب است؛ اما اگر تیر عشق تو به قلبم اصابت کند، باز هم خوب است.
این خود چه محال است که من در تو رسم
در خاطرت ار بگذرمی نیکستی
هوش مصنوعی: این چه امر عجیبی است که من در ذهن تو نقش ببندم، اگر از یادم بروی، نیکو خواهی بود.
عمریست که با غم تو در ساختهام
پنهان ز تو با تو عشقها باختهام
هوش مصنوعی: سالهاست که به خاطر غم تو زندگی کردهام و در حالی که تو از این موضوع خبر نداری، عشقهای زیادی را به خاطر تو از دست دادهام.
زآن با تو نگفتهام که هرگز خود را
شایستهٔ حضرت تو نشناختهام
هوش مصنوعی: من به همین دلیل هرگز به تو نگفتهام که خود را لیاقت حضورت نمیدانم.
و دیگر خواتین عجم مثل پادشاه خاتون و قتلغشاه خاتون وغیرهنّ هر یک به حسب استعداد در این میدان اسب هوس را جولان دادهاند. این ضعیفه نیز اقتدا به ایشان نموده ملتزم این جسارت گشت. اگر چه گفتهاند:
هوش مصنوعی: زنان دیگری هم مانند پادشاه خاتون و قتلغشاه خاتون و دیگران، هر یک به اندازه قابلیتهایشان در این عرصه فعالیت کردهاند. این زن نیز از آنها الگو گرفته و جرأت کرده تا وارد این میدان شود. با اینکه گفته شده است...
حدیث نظم کار هر کسی نیست
متاع شعر بار هر کسی نیست
هوش مصنوعی: نظم و شاعرانه سرودن کار هر کسی نیست و این هنر ارزشمند، برای هر فردی مناسب نیست.
سخن را دستگاه فضل باید
سخن بی عون دانش بر نیاید
هوش مصنوعی: برای بیان یک سخن والا و ارزشمند، باید از دانش و فضیلت بهرهمند بود، زیرا بدون کمک و دانش، قادر به بیان موضوعات عمیق و مهم نخواهیم بود.
مأمول و امیدوار از کرم عمیم و الطاف جسیم جمهور اهل علم و ادب و جملهٔ ارباب عقل و ادب چنان است که چون قلت بضاعت و خفت استطاعت این ضعیفه معلوم دارند بی شایبهٔ غرض و دافعهٔ عرض به عین عنایت ملحوظ فرموده چون بر غث و سمین و نیک و بد این مبتّرات اطلاع یابند به آنچه ممکن است تشریف اصلاح ارزانی فرموده این ضعیفه را در مزلّت اقدام مأخوذ نگردانند.
هوش مصنوعی: امیدوارم که بزرگان و اهل دانش و ادب با لطف و توجه خاصی که دارند، به وضعیت من که از نظر توانایی و امکانات محدود هستم، توجه کنند. بدون اینکه هیچ منظوری داشته باشند یا قصد تحقیر من را داشته باشند، وقتی از کارهای خوب و بد من مطلع شوند، لطف کنند و به من کمک کنند تا در مسیر بهبود و پیشرفت قرار بگیرم و مرا در تلاشهایم تنها نگذارند.
اگر سهویست آن را در پذیرند
بزرگان خرده بر خردان نگیرند
هوش مصنوعی: اگر بزرگان خطایی کوچک را ببینند، آن را بپذیرند و به خاطر آن به خردمندان ایراد نگیرند.
ای مطرب عشق ساز بنواز
گو چنگ بنال و نی فغان کن
هوش مصنوعی: ای نوازنده عشق، ساز خود را به صدا درآور و با چنگ ناله کن و نی را به فریاد بکش.
ای دوست ز اشتیاق مردیم
روزی گذری به عاشقان کن
هوش مصنوعی: ای دوست، به خاطر اشتیاقی که داریم، روزی به ما سر بزن و در جمع عاشقان شرکت کن.
ای مونس خاطر غریبان
رحمی به غریب ناتوان کن
هوش مصنوعی: ای همدم دلتنگیهای بیخانمانها، به غریب و ناتوانی، رحم کن و به او یاری برسان.
ای باد به پیش یار دلبند
رمزی ز نیاز من بیان کن
هوش مصنوعی: ای باد، به نزد محبوبم برو و از دل تنگی و نیاز من چیزی بگو.
گو بهر ثواب آن جهانی
آخر نظری بدین جهان کن
هوش مصنوعی: به خاطر پاداش و ثواب دنیای بعد، نگاهی به این دنیای کنونی بینداز.
در کوی تو طالب وصالم
باشد که نظر کنی به حالم
هوش مصنوعی: در کوی تو کسی مانند من وجود دارد که عاشق وصال توست و دلش میخواهد تو به حال او نگاهی بیندازی.
یکباره بگشت بر من احوال
نی جاه به ما بماند و نه مال
هوش مصنوعی: ناگهان حال من تغییر کرد، نه مقامی برای من باقی ماند و نه ثروتی.
زین پیش عزیز خلق بودیم
همخانه بخت و یار و اقبال
هوش مصنوعی: ما تا به حال درمیان دوستان و یاران محبوب بودهایم و با شانس و اقبال خوب زندگی کردهایم.
بسته کمر غلامی یار
سیمین بدنان عنبرین خال
هوش مصنوعی: کمر غلامی که به یار زیبا و خوشبوی خود اشاره دارد، به شکل خاصی بسته شده است. این موضوع نشاندهندهی عشق و ارادت عمیق به اوست، و همچنین به زیبایی و جذابیتی که ناشی از خال عنبرینی اوست، اشاره میکند.
بی رخصت ما همای دولت
در اوج جهان نزد پر و بال
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که بدون نیاز به اجازه و رخصت ما، خوشبختی و کامیابی در اوج جهانی به ما نزدیک میشود و به سمتمان میآید. به عبارتی، موفقیت و سعادت به گونهای است که با وجود ما و بدون توجه به خواستههای ما، در حال ظهور است.
و اکنون به غم تو مبتلاییم
روز و شب و هفته و مه و سال
هوش مصنوعی: در حال حاضر ما همواره در اندوه تو هستیم، چه روزها و چه شبها، چه هفتهها و چه ماهها و چه سالها.
شوق تو مرا همی گدازد
در بوته آرزو و آمال
هوش مصنوعی: عشق و desire تو مرا مانند فلز در کورهای از آرزوها و خواستهها ذوب میکند.
احوال من از غمت خرابست
فی الجمله بهر طریق و هر حال
هوش مصنوعی: حال من به خاطر غمت خراب است، به هر شکل و در هر شرایطی.
در کوی تو طالب وصالم
باشد که نظر کنی به حالم
هوش مصنوعی: در کوی تو کسی که عاشق وصال توست، در پی آن است که حالش را ببینی.
ای روی تو صبح و زلف تو شام
ای هجر تو سنگ و جان ما جام
هوش مصنوعی: ای چهرهات مانند سپیدهدم و موهایت چون غروب است، این جداییات همچون سنگی سنگین بر دل ماست و جان ما همچون جامی پر از درد و رنج است.
بازآ که ز تلخی فراقت
نه صبر بماندم و نه آرام
هوش مصنوعی: برگرد که از بار غم دوریات، نه نیروی صبوری برایم مانده و نه آرامشی.
از جسم ملول گشته ارواح
وز روح به جان رسیده اجسام
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که ارواح از وجود جسمی خسته و دلزده شدهاند و برعکس، اجسام از روحی که به آنها جان میدهد، به شدت بهرهمند هستند. به عبارتی دیگر، روح و جسم هر یک در وضعیت خاص خود، خواستهها و احساسات متفاوتی دارند.
هر شب دهدم غم تو جامی
از زهر فراق کاین بیاشام
هوش مصنوعی: هر شب به یاد تو، جرعهای از تلخی جدایی مینوشم که زهر است.
گشتیم به جستجوی وصلت
در هر طرفی سنین و اعوام
هوش مصنوعی: ما در پی یافتن وصل و محبتی هستیم و در این راه به هر سمتی رفتیم، سالها و ادوار مختلف را پشت سر گذاشتیم.
شیرینی شربت وصالت
چون می نرسد به کام ناکام
هوش مصنوعی: هنگامی که طعم شیرین وصالت به چشم ناکام نمیرسد.
در کوی تو طالب وصالم
باشد که نظر کنی به حالم
هوش مصنوعی: در خیابان تو، کسی هست که خواهان وصال و رسیدن به توست؛ او امیدوار است که به حال او نگاهی بیندازی.
ای یار عزیز و ناگزیرم
ای پشت و پناه و دستگیرم
هوش مصنوعی: ای دوست گرانقدر و不可جایگزین من، تو پشتیبان و کمککنندهام هستی.
دریاب که عمرهاست تا من
در قید محبتت اسیرم
هوش مصنوعی: بدان که سالهاست که من در بند عشق تو هستم.
رحم آر به حال زارم آخر
ای مونس خاطر فقیرم
هوش مصنوعی: لطفاً به حال ناچیز و رنجور من رحم کن، ای تنها همراه و مونس دل خالی و بینوا.
از دل همه نقشها ستردم
نقش تو نرفت از ضمیرم
هوش مصنوعی: از دل و ذهنم تمام تصاویر و یادها را پاک کردم، اما تصویر تو از خاطرم نرفته است.
هر چند که پند می دهندم
در عشق رخت نمی پذیرم
هوش مصنوعی: هرچند که دیگران در مورد عشق تو نصیحت میکنند و راهنمایی میکنند، اما من به این توصیهها گوش نمیدهم و همچنان به احساسات خود ادامه میدهم.
من دل ز جهان و هرچه در اوست
برگیرم و از تو برنگیرم
هوش مصنوعی: من از تمام چیزهای دنیا و هر آنچه که در آن است، دل میکنم و فقط از تو دل نمیکَنم.
از وصل تو بر نمی کنم دل
ای جان و جهان و تا بمیرم
هوش مصنوعی: من دل را از وصال تو نمیبرم، ای جان و جهان، و تا زمانی که زندهام، این احساس را حفظ میکنم.
در کوی تو طالب وصالم
باشد که نظر کنی به حالم
هوش مصنوعی: در محله تو، کسی که خواهان وصال و ارتباط با توست، امیدوار است که به حال او توجهی کنی.