شمارهٔ ۳۹۸
نیم ز افسردگی عاشق ولی دل یاد او دارد
شرابی نیست امّا این سفال کهنه، بو دارد
از آن ته جرعه ای کز ناز بر خاک ره افشاندی
هنوزم آرزو خوناب حسرت در گلو دارد
اشارت چیست؟ بسپارد به لب یا بشکند در دل؟
خروش دلخراشی بلبل ما درگلو دارد
ندارد طاقت هر شیشه دل، تاب فروغ او
شراب خام سوزی عشق در جام و سبو دارد
ببین صوفی وشم، دردی کش کوی خراباتم
ز می چون گل هنوز این خرقهٔ صد پاره بو دارد
سر انصاف اگر داری، بیا بنمایمت ناصح
که جیب دلق شیخ شهر ما صد جا رفو دارد
سر افسانه بگشا از نگاه آشنا رویی
لب خاموش عاشق با تو ذوق گفتگو دارد
دلم از عمر بی حاصل حزین افسرده خاطر شد
چراغ کلبهٔ ما، آستینی آرزو دارد
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نیم ز افسردگی عاشق ولی دل یاد او دارد
شرابی نیست امّا این سفال کهنه، بو دارد
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر غم و اندوهش نیمی از خود را از دست داده است، اما با این حال، دلش هنوز یاد او را گرامی میدارد. حتی اگر شرابی در کار نباشد، این کوزه کهنه بوی خوشی دارد.
از آن ته جرعه ای کز ناز بر خاک ره افشاندی
هنوزم آرزو خوناب حسرت در گلو دارد
هوش مصنوعی: از آن لحظهای که از سر ناز، جرعهای بر خاک افکندی، هنوز در دل من حسرتی عمیق وجود دارد که مانند خوابی تلخ در گلویم مانده است.
اشارت چیست؟ بسپارد به لب یا بشکند در دل؟
خروش دلخراشی بلبل ما درگلو دارد
هوش مصنوعی: آیا منظور این است که احساسات را بر زبان بیاوریم یا در دل نگه داریم؟ بلبل ما فریاد دلسوزی دارد که در گلو حبس شده است.
ندارد طاقت هر شیشه دل، تاب فروغ او
شراب خام سوزی عشق در جام و سبو دارد
هوش مصنوعی: هر دل شیشهای توان تحمل نور او را ندارد؛ شراب عشق که به مانند شعلهای سوزان است، در جام و سبو وجود دارد.
ببین صوفی وشم، دردی کش کوی خراباتم
ز می چون گل هنوز این خرقهٔ صد پاره بو دارد
هوش مصنوعی: ببین عارفی را که در درد و رنج زندگی شبانهروزی کشیده است، من که در میخانهای هستم، هنوز همان بوی قیمتی و خوش را از لباس پارهپارهام احساس میکنم.
سر انصاف اگر داری، بیا بنمایمت ناصح
که جیب دلق شیخ شهر ما صد جا رفو دارد
هوش مصنوعی: اگر انصاف داری، بیا و به من نشان بده که مشاور ما، لباس پاره و رفو شدهای دارد که چندین جا وصله خورده است.
سر افسانه بگشا از نگاه آشنا رویی
لب خاموش عاشق با تو ذوق گفتگو دارد
هوش مصنوعی: به آرامی رازهای عشق را فاش کن، زیرا چشمهای آشنای تو نسبت به زیباییات داستانهای زیادی دارند. حتی اگر لبهایت خاموش باشد، دل عاشق تو همیشه به گفتگو و بیان احساساتش مشتاق است.
دلم از عمر بی حاصل حزین افسرده خاطر شد
چراغ کلبهٔ ما، آستینی آرزو دارد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عمر بیثمرش غمگین و ناامید شده است، مانند چراغی که در کلبهام روشن است و آرزویی دارد که به دست نیامده است.

حزین لاهیجی