گنجور

شمارهٔ ۳۹۴

به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد
کدامین راز را دیدی که غمّازی نمی دارد؟
بساط عشرت نازک مزاجان دارد آرامی
لب پرخندهٔ گل هرگز آوازی نمی دارد
هجوم سیل شوید گرد از پیشانی صحرا
به غیر از گریه، دل آیینه پردازی نمی دارد
تو نازکدل چرا ازگریهٔ من روی می تابی؟
کدامین شاخ گل، مرغ سخن سازی نمی دارد؟
نمی گردم اگر گرد سرت، خاطر نرجانی
که بال مرغ بسمل گشته پروازی نمی دارد
به خواری، شحنهٔ عشق افکند از سینه بیرونش
دل کبکی که زخم، از چنگل بازی نمی دارد
گلستان جهان را دیده ام با عندلیبانش
حزین ، امروز چون من نغمه پردازی نمی دارد

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

به غیر از بزم خاموشی که آوازی نمی دارد
کدامین راز را دیدی که غمّازی نمی دارد؟
هوش مصنوعی: جز در فضای ساکت و آرامش که صدایی در آن نیست، کدام راز را مشاهده کرده‌ای که به زبان نیامده باشد و نشانه‌ای از غم در آن وجود نداشته باشد؟
بساط عشرت نازک مزاجان دارد آرامی
لب پرخندهٔ گل هرگز آوازی نمی دارد
هوش مصنوعی: در مراسم خوشی، افرادی که حساس و نازک‌طبع هستند، کمی روحیه خود را آرام می‌کنند. اما گل، با لبخند زیبا و خوشبو، هرگز صدایی نخواهد داشت.
هجوم سیل شوید گرد از پیشانی صحرا
به غیر از گریه، دل آیینه پردازی نمی دارد
هوش مصنوعی: سیل و طغیانی که از پیشانی صحرا می‌آید، تنها چیزی که به جا می‌گذارد گریه است و دل هیچ زیبایی دیگری ندارد.
تو نازکدل چرا ازگریهٔ من روی می تابی؟
کدامین شاخ گل، مرغ سخن سازی نمی دارد؟
هوش مصنوعی: چرا ای نازکدل از گریه‌های من فرار می‌کنی؟ آیا هیچ‌کدام از گل‌ها نیستند که پرنده‌ای برای گفتن لحن عاشقانه نداشته باشند؟
نمی گردم اگر گرد سرت، خاطر نرجانی
که بال مرغ بسمل گشته پروازی نمی دارد
هوش مصنوعی: اگرچه دور تو بچرخم، برایم مهم نیست، چون یاد تو مانند نرگس است و بال مرغی که زخمی شده، دیگر نمی‌تواند پرواز کند.
به خواری، شحنهٔ عشق افکند از سینه بیرونش
دل کبکی که زخم، از چنگل بازی نمی دارد
هوش مصنوعی: عشق به شدت دل را آزار می‌دهد و آن را مجبور می‌کند که از درون او بیرون بیفتد، همانطور که کبکی که به خاطر زخم‌هایی که دارد، دیگر نمی‌تواند در بازی‌ها شرکت کند و از آنها لذت ببرد.
گلستان جهان را دیده ام با عندلیبانش
حزین ، امروز چون من نغمه پردازی نمی دارد
هوش مصنوعی: من گلستان دنیا را دیده‌ام که با بلبلانش غمگین است و امروز دیگر کسی را ندارم که مثل من آهنگ و نغمه بخواند.