گنجور

شمارهٔ ۳۹۳

گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
بهار عاشقی، مرغ چمن زادی نمی دارد
سحر می خواند بلبل در گلستان از کتاب گل
که علم عاشقی حاجت به استادی نمی دارد
اگر مرغ چمن سیر است و گر کبک بیابانی
که را از دست دل دیدی، که فریادی نمی دارد؟
درین صحرا به صیدی رحمم آید کز زبونیها
سری در حلقهٔ فتراک صیادی نمی دارد
نه تنها غارت ناز است در اسلام پردازی
دیار برهمن هم، دیر آبادی نمی دارد
کدامین فتنه دیدی در قیامتگاه بخت ما
که سر در دامن زلف پریزادی نمی دارد؟
حزین آن دل قرارش چون بود در سینه؟ حیرانم
که زخم از غمزهٔ مژگان جلادی نمی دارد

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گلستان محبّت سرو آزادی نمی دارد
بهار عاشقی، مرغ چمن زادی نمی دارد
هوش مصنوعی: دنیای عشق و محبت مانند یک گلستان است که در آن آزادی و سرسبزی وجود ندارد. عشق در این فضا نمی‌تواند همچون پرنده‌ای آزاد و شاد در چمن‌زار پرواز کند.
سحر می خواند بلبل در گلستان از کتاب گل
که علم عاشقی حاجت به استادی نمی دارد
هوش مصنوعی: بلبل در صبحگاه در گلستان می‌خواند و از عشق صحبت می‌کند. او نشان می‌دهد که نیازی به استاد ندارد و خود عشق را می‌فهمد.
اگر مرغ چمن سیر است و گر کبک بیابانی
که را از دست دل دیدی، که فریادی نمی دارد؟
هوش مصنوعی: اگر پرنده‌ای در چمن سیر باشد و یا کبکی در دشت، کسی را که از دل شاد است، می‌بینی که هیچ فریادی نمی‌زند؟
درین صحرا به صیدی رحمم آید کز زبونیها
سری در حلقهٔ فتراک صیادی نمی دارد
هوش مصنوعی: در این بیابان، به حال صیدی دلم می‌سوزد که از شدت ناتوانی و سرگشتگی، به دام صیاد گرفتار شده و هیچ امیدی برای رهایی ندارد.
نه تنها غارت ناز است در اسلام پردازی
دیار برهمن هم، دیر آبادی نمی دارد
هوش مصنوعی: در این بیت، اشاره شده که تنها زیبایی و خوشی در جلوه‌گری و نمایش نیست، بلکه حتی در سرزمین برهمن‌ها (ایند خودش اشاره به فرهنگ هندو دارد) نیز، در دل دیرها و مکان‌های مذهبی، آبادانی و زندگی پایدار وجود ندارد. به طور کلی، این بیانگر این است که زیبایی و ارزش‌ها تنها در یک نوع از زندگی یا فرهنگ محدود نمی‌شوند و مشکلات و کمبودها در همه جا احساس می‌شود.
کدامین فتنه دیدی در قیامتگاه بخت ما
که سر در دامن زلف پریزادی نمی دارد؟
هوش مصنوعی: کدام مشکل یا بحران را در روز قیامت یا در سرنوشت خود دیده‌ایم که ما را از جستجوی زیبایی و عشق دور کند و سرمان را از دامن زلف آن پری‌زاد بلند نکند؟
حزین آن دل قرارش چون بود در سینه؟ حیرانم
که زخم از غمزهٔ مژگان جلادی نمی دارد
هوش مصنوعی: دل حزین و نگران من چه آرامی می‌تواند داشته باشد در این سینه؟ من حیرانم که چگونه زخم‌هایی که از نگاه‌های قاتلانه‌ات می‌خورم، برطرف نمی‌شوند.