گنجور

شمارهٔ ۳۸۲

طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
صاف پیمانهٔ عرفان، رخ نیکوی تو بود
خسرویها به هوایت دل مسکینم کرد
گنج بادآور من خاک سر کوی تو بود
صبح دیوانه ی آن چاک گریبان می گشت
شب سیه مست خیال خط هندوی تو بود
دلبران در خم زلف تو گرفتار شدند
آفت شیر شکاران، شکن موی تو بود
کار آشفته دلان، راست به ایمای تو شد
شب که محراب دعا قبلهٔ ابروی تو بود
نشئه در طینت می چشم فسون سازت ریخت
ساقی میکده ها نرگس جادوی تو بود
سرو قدّان همه در سایهٔ دیوار تُواند
چشم آهو نگهان محو سگ کوی تو بود
شیشه بودیم که صهبای تو بیرون زد رنگ
دیده بودیم که همراه صبا بوی تو بود
شب که در بتکده نالیدی از اخلاص حزین
حق پرستان همه را گوش به یاهوی تو بود

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

طاق میخانهٔ مستان خم ابروی تو بود
صاف پیمانهٔ عرفان، رخ نیکوی تو بود
هوش مصنوعی: طاق میخانه‌ی عاشقان به خاطر خم ابروی تو زیباست و شفافیت پیمانه‌ی معرفت به دلیل چهره‌ی نیکوی توست.
خسرویها به هوایت دل مسکینم کرد
گنج بادآور من خاک سر کوی تو بود
هوش مصنوعی: دل بیچاره‌ام به خاطر عشق تو به درد آمده است و گنجی که آرزو داشتم، فقط خاکی از کوی توست.
صبح دیوانه ی آن چاک گریبان می گشت
شب سیه مست خیال خط هندوی تو بود
هوش مصنوعی: در صبح، دیوانه و سرگردان به دنبال آن گریبان پاره می‌گشت و در شب، مست و مبهوت به یاد تصویر زیبای تو بود.
دلبران در خم زلف تو گرفتار شدند
آفت شیر شکاران، شکن موی تو بود
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر زیبایی و پیچیدگی زلف تو در تنگنا و دردسر قرار گرفته‌اند. موی تو به اندازه‌ای فریبنده و جاذب است که همچون عکسی شیرین، شکار دل‌ها می‌شود.
کار آشفته دلان، راست به ایمای تو شد
شب که محراب دعا قبلهٔ ابروی تو بود
هوش مصنوعی: دل‌های پریشان و ناراحت، در واقع به خاطر نشانه‌ای که از تو دریافت کردند، به آرامش رسیدند. در شبی که مکانی برای دعا و عبادت، به سمت ابروی تو در نظر گرفته شد.
نشئه در طینت می چشم فسون سازت ریخت
ساقی میکده ها نرگس جادوی تو بود
هوش مصنوعی: در وجود من، تأثیر خاصی از زیبایی تو وجود دارد که مانند جادوگران، مرا مجذوب خود کرده است. ساقی که از میکده‌ها می‌آید، همچون نرگس خیره‌کننده‌ای است که زیبایی‌ات را به من نشان می‌دهد.
سرو قدّان همه در سایهٔ دیوار تُواند
چشم آهو نگهان محو سگ کوی تو بود
هوش مصنوعی: قدهای بلند و زیبا همه در سایه دیوار تو می‌توانند باشند، اما چشم آهو همیشه در حال مراقبت از سگ کوی توست.
شیشه بودیم که صهبای تو بیرون زد رنگ
دیده بودیم که همراه صبا بوی تو بود
هوش مصنوعی: ما مانند شیشه‌ای هستیم که شراب وجود تو از آن بیرون زده و رنگ چشمان‌مان با عطر تو در نسیم صبح همراه شده است.
شب که در بتکده نالیدی از اخلاص حزین
حق پرستان همه را گوش به یاهوی تو بود
هوش مصنوعی: در شب که در میخانه با دل‌سوزی و از روی صداقت ناله کردی، همه حق‌پرستان به صحبت و ناله‌ات گوش می‌دادند.