شمارهٔ ۳۸۱
یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود
دوری که خوش گذشت به ما، دور جام بود
ساقی ز خود شدیم، شرابی به کار نیست
مستانه جلوه های تو ما را تمام بود
از بس گذشت بی تو به ما تیره، روزگار
روشن نشد که روز و شب ما کدام بود
دوشم نمود باغ نوی، رنگ آل تو
جستم ز خواب، بوی گلم در مشام بود
باشد به روز رفتهٔ عمرم امیدها
دیدم چو صبح دولت پروانه شام بود
حرف الف نبود همان در میان حزین
در دل خیال قامت آن خوش خرام بود
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
یاد آن زمان که بادهٔ عشرت به کام بود
دوری که خوش گذشت به ما، دور جام بود
هوش مصنوعی: به یاد میآورم زمانی را که لذت و شادی در زندگیام جاری بود و دورانی که با خوشحالی سپری شد، زمانی که با نوشیدن جامها مهمانی میچیدیم.
ساقی ز خود شدیم، شرابی به کار نیست
مستانه جلوه های تو ما را تمام بود
هوش مصنوعی: ما از خود بیخود شدهایم و دیگر نیازی به شراب نیست، چرا که زیباییهای تو ما را به تمام معنا سیراب کرده است.
از بس گذشت بی تو به ما تیره، روزگار
روشن نشد که روز و شب ما کدام بود
هوش مصنوعی: روزگار ما به قدری سیاه و غمانگیز شده که نمیتوانیم تشخیص دهیم چه روزی و چه شبی داریم. هر لحظهای که بدون تو سپری میشود، تیره و تار است و زندگیام به حالت سردرگمی درآمده است.
دوشم نمود باغ نوی، رنگ آل تو
جستم ز خواب، بوی گلم در مشام بود
هوش مصنوعی: دیشب در خواب باغ زیبایی را دیدم، رنگی شبیه به رنگ تو را از خواب پیدا کردم و بوی گل در بینیام حس میشد.
باشد به روز رفتهٔ عمرم امیدها
دیدم چو صبح دولت پروانه شام بود
هوش مصنوعی: در زندگیام، با وجود اینکه سالها از عمرم گذشته و شبهای زیادی را تجربه کردهام، همچنان امیدهایی را در افق زندگی دیدم که مانند صبحی فرحبخش میتوانند به من روشنایی ببخشند.
حرف الف نبود همان در میان حزین
در دل خیال قامت آن خوش خرام بود
هوش مصنوعی: حرف الف در اینجا به معنای عدم وجود یا کمبود است. در دل نگران و غمگین، تصویری از آن شخص زیبا و دلربا وجود داشت که به آرامی و با طراوت در ذهنم میچرخید.

حزین لاهیجی