گنجور

شمارهٔ ۳۷۹

با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بود
گر روزگار پشت نمی داد مرد بود
یک کس به غیر داغ به ما گرم برنخورد
تا بود همدمی به نفسهای سرد بود
چون زعفران، خزان من آمد بهار من
اکسیر شادمانی ما رنگ زرد بود
از یاد سرد مهریت افسرد در فراق
داغ دلم که انجمن افروز درد بود
ما آزموده ایم حزین ، کار روزگار
پاس وفا، تفاوت نامرد و مرد بود

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

با چرخ سفله، همّت ما در نبرد بود
گر روزگار پشت نمی داد مرد بود
هوش مصنوعی: اگر سرنوشت با ما نمی‌بود، همت و تلاش ما در جنگ و نبرد بی‌فایده بود.
یک کس به غیر داغ به ما گرم برنخورد
تا بود همدمی به نفسهای سرد بود
هوش مصنوعی: هیچ‌کس جز غم و اندوه نتوانسته به ما گرما ببخشد؛ زیرا تا زمانی که در کنار کسی نبودیم، فقط با نفس‌های سرد خود تنها بودیم.
چون زعفران، خزان من آمد بهار من
اکسیر شادمانی ما رنگ زرد بود
هوش مصنوعی: زمانه‌ای شاداب و پر از نشاط به سراغم آمده، شادابی که مانند زعفران، رنگ و بویی خاص دارد، اما در دلم رنگ زردی از غم و اندوه حضور دارد.
از یاد سرد مهریت افسرد در فراق
داغ دلم که انجمن افروز درد بود
هوش مصنوعی: در غیبت سردی تو، دل‌تنگی و درد دلم را فراموش کرده‌ام؛ چرا که یاد تو همیشه مایه روشنی و شعف در یادآوری غم‌ها بود.
ما آزموده ایم حزین ، کار روزگار
پاس وفا، تفاوت نامرد و مرد بود
هوش مصنوعی: ما تجربه کرده‌ایم، عزیزم، که رفتار روزگار به وفاداری و صداقت بستگی دارد و تفاوتی که میان مردان واقعی و نامردان وجود دارد، در همین وفا و صداقت است.