گنجور

شمارهٔ ۳۷۴

تهمت برق تجلی ست که بر طور زدند
آتش از جلوه مرا بر دل پرشور زدند
عشقی از نو به کف خاک من افکنده بساط
باز خرگاه سلیمان، به دل مور زدند
می شود از نفسم، زخم جگرها تازه
از نمکدان قیامت، به دلم شور زدند
بخت آن بی خبران شاد که در دار فنا
باده بیخودی از ساغر منصور زدند
می چکد خون دو صد شکوه ز تار نفسم
نشتر زخمه مرا بر رگ طنبور زدند
باده خونابه و بتخانه بود ساغر عشق
طرفه آتشکده ای بر لب مخمور زدند
بزم عشق است حزین ، از که خبر می جویی؟
جام بیهوشی از آن نرگس مخمور زدند

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

تهمت برق تجلی ست که بر طور زدند
آتش از جلوه مرا بر دل پرشور زدند
هوش مصنوعی: برق زیبایی و جلوه‌ای که بر کوه طور تابید، به شکلی تهمت زده شده است و آتش عشق و شور در دل من از آن جلوه به وجود آمده است.
عشقی از نو به کف خاک من افکنده بساط
باز خرگاه سلیمان، به دل مور زدند
هوش مصنوعی: عشق جدیدی در دلم به وجود آورده که به اندازه‌ی قدرت سلیمان است و این احساس به نرمی در دل من همانند ضربه‌ای به مور می‌نشیند.
می شود از نفسم، زخم جگرها تازه
از نمکدان قیامت، به دلم شور زدند
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که از درونم احساس می‌کنم، زخم‌های عمیق باز می‌شوند و مثل نمک بر جراحت‌های کهنه‌ام می‌نشینند، باعث می‌شوند دلم اضطراب و نگرانی را تجربه کند.
بخت آن بی خبران شاد که در دار فنا
باده بیخودی از ساغر منصور زدند
هوش مصنوعی: سرنوشت افرادی که از دنیا بی‌خبرند خوش است، زیرا در این جهان زودگذر، آنان از می ناب و سرخوشی الهی نوشیده‌اند و لحظه‌هایی را در حالت بی‌خودی تجربه کرده‌اند.
می چکد خون دو صد شکوه ز تار نفسم
نشتر زخمه مرا بر رگ طنبور زدند
هوش مصنوعی: خون بسیاری از حسرت‌ها و شکایت‌ها از جانم می‌ریزد، مانند اینکه ضربه‌ای بر رگ طنبور زده‌اند و درد آن به من رسیده است.
باده خونابه و بتخانه بود ساغر عشق
طرفه آتشکده ای بر لب مخمور زدند
هوش مصنوعی: شراب، همچون خونی که جاری است، و معبدی پر از بت، جام عشق را به‌دست آورده‌اند، آتشکده‌ای شگفت بر لب‌های سرخ شده از مستی بر افروخته‌اند.
بزم عشق است حزین ، از که خبر می جویی؟
جام بیهوشی از آن نرگس مخمور زدند
هوش مصنوعی: مجموعه‌ای از احساسات عاشقانه در این مهمانی وجود دارد، اما آیا از کسی خبری می‌خواهی؟ جام شیدایی و مستی را از چشمان زیبای عاشقانه‌ای پر کرده‌اند.