غزل شمارهٔ ۱۳۲
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
غزل شمارهٔ ۱۳۲ به خوانش فریدون فرحاندوز
غزل شمارهٔ ۱۳۲ به خوانش سهیل قاسمی
غزل شمارهٔ ۱۳۲ به خوانش فاطمه زندی
غزل شمارهٔ ۱۳۲ به خوانش محسن لیلهکوهی
غزل شمارهٔ ۱۳۲ به خوانش پری ساتکنی عندلیب
غزل شمارهٔ ۱۳۲ به خوانش سارنگ صیرفیان
غزل شمارهٔ ۱۳۲ به خوانش پانیذ علیپور
غزل شمارهٔ ۱۳۲ به خوانش مریم فقیهی کیا
غزل شمارهٔ ۱۳۲ به خوانش احسان حلاج
غزل شمارهٔ ۱۳۲ به خوانش افسر آریا
غزل شمارهٔ ۱۳۲ به خوانش نازنین بازیان
حاشیه ها
باسلام
فالی دررابطه بااین غزل:
ای صاحب فال،حافظ به شمااین مژده را
می دهدکه دروجودوزندگی شماتحولی،،
عظیم اتفاق افتاده است وبه زودی ،،،،،،،،،
ناراحتی هاوآرزوهای شمارنگی دیگربه،،،،
می گیرد،رسیدن سال جدیدرابه فال،،،،،،،
نیک گرفته وامیداست شماهم انسان،،،،،
جدیدونوشوید،البته به شرط آنکه ،،،،،،،،،،
ارتباط خودراباخدافراموش نکنید،،،،،،،،،
اوست کلیدحل تمامی مشکلات.
روزخوش
*************************************
*************************************
همین که ساغر زرّین خور .........
هلال عید به دور قدح اشارت کرد
نهان کردند: 19 نسخه (803، 813، 819، 821، 822، 823، 825 و 12 نسخۀ متأخر یا بیتاریخ) عیوضی، نیساری
نهان گردید: 8 نسخه (827 و 7 نسخۀ متأخر یا بیتاریخ) قزوینی، خانلری، سایه، خرمشاهی
غزل 128 و بیت دوم آن در 27 نسخه ضبط گردیده است. از نسخ کاملِ کهن مورخ، نسخ 801، 818 و 824 این غزل را ندارند.
بیت به این واقعیت اشاره دارد که هلال ماه شوّال در هنگام غروب خورشید در زاویهی نزدیک به زمین دیده میشود و باید آن را در افق جست. از این رو عکس معروفی که یک روحانی را با جهت نشانهگیری افقی تلسکوپ نشان میدهد نشان از اندک دانش اوست و در مقابل، فرد غیر روحانی بر خطاست که در اعماق آسمان به دنبال هلال ماه است.
*****************************************
*****************************************
این غزل از نظر عرف غزلسرایی نباید اصیل باشد ، یا انکه تصرفی در یکی از ابیات آن شده. که لغت ”طهارت کرد“ در آخر بیت سوم و ششم تکرار شده که این از خواجه حافظ بعید است
شاید در بیت سوم یا ششم لغت دیگری بوده
مثلاً : خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد
به آب دیده و خون جگر اقامة کرد
که به معنای برپاداشتن نماز است
با پوزش از حافظ
تمام غزل صحیح هست به جز دو قسمت:
امام خواجه غلطه و در دیوان معتبر پژمان امام " شهر " اومده. در بیت آخر طهارت کرد صحیحه بیخود نگید اقامه چون حافظ آخوند و زاهد نبود. در غزلهای دیگری از حافظ هم دیده شده که یک قافیه در دو بیت تکرار شده.
بزرگترین عیب اینجاست که این غزل یک بیتش حذف شده:
" بیا بمیکده و وضع قرب و جاهم بین
اگرچه چشم بما زاهد از حقارت کرد "
بیخودی تحریف نکنید
دلم ز حلقه ی زلفش به جان خرید آشوب
چه سود دید ندانم، که این تجارت کرد ..
س. م.
درست میفرمایید
جز از هلال عید و دور قدح .......
قوافی زیارت ، قصارت و طهارت و تجارت نیز در غزل پیشین آمده اند و این حافظانه نمی نماید
و خداوند آگاهترین است.
گرامی سمانه ، م
در تنگنای قافیه خورشید ، خر شود
مانا باشی
آخ گفتی
گویا حافظ رختشوی خانه یا حمام باز کرده :
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
به آب دیده و خون جگر طهارت کرد
به خون دختر رز خرقه را قصارت کرد
خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد.
دائماً در شستشو
یادش بخیر در اوج گرفتاری و اندوه به اعتکاف رفتم و طبق روال سالهای قبل تفال به حافظ که فرمودند:
به آب روشن می عارفی طهارت کرد علی الصباح که میخانه را زیارت کرد
خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد به آب دیده و خون جگر طهارت کرد
امکانش هست یکی از اساتید غزل شماره قبل را با این بررسی بفرمایند ؟ به نظر این یکی ادبیات شخص دیگریست که از شماره قبلی تاثیر گرفته است (؟)
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که میخانه را زیارت کرد
دراین غزل زیبا حافظ جبهه ی زاهدان وعابدان متعصّبِ خودبین رابه توپ ِ طعنه بسته وفاصله ی خودرا ازمتشرّعین بیشترو بیشتر کرده است.
می درنظرگاه متشرّعین نجس وناپاک است حالا حافظ می فرماید عارفی به آب می طهارت کرده وبه پاکیزگی رسیده است.
"عارف" درنگرش حافظانه همان رندِ به ظاهرلااُبالیست که ازقید وبند دنیی ودینی رهاشده وبه وارستگی نایل گردیده است.
علی الصباح: صبحگاهان
طهارت: پاکیزگی
معنی بیت: هنگام صبح آنگاه که رندِ دانایی واردمیکده شد به فیض ِآب ِ زلال و روشنایی بخش باده،دل و جان وروح ِ خود را ازغبار آلودگیها: (غرور، کینه، ریا، دروغ و....) پاکسازی کرد.
بیارمی که به فتوای حافظ ازدل پاک
غبارزرق به فیضِ قدح فروشوئیم
همین که ساغر زرّین خور نهان گردید
هلال عید به دور قدح اشارت کرد
حافظ روزگاروجهان هستی را همانندِ بساطِ عیش و خوشگذرانی می بیند و مخاطبین خودرا بی وقفه به عشرت وشادمانی دعوت می کند. زیرا اوبهترمی داند که تنها یک دل شادمان است که می تواند شایسته ترین بنده برای خدا،آرامش بخش وگشاینده ی گره ِخلق خدا بوده باشد نه یک دل مکدّر وعبوس وملول. ازهمین روست که به چشم زیبابینِ حافظ، خورشید به شکل ساغر زرّین تجلّی می کندو هلال ِماه به دورقدح اشارت می نماید.
خور: خورشید
قدح: جام،کاسه ای بزرگ به اندازه ای که دونفرراسیراب گرداند.
معنی بیت: کائنات لحظه ای ازعیش وعشرت غافل نمی ماند به محض اینکه ساغر طلائی خورشید ازنظرها پنهان شد هلال ماه بی درنگ به مانندِ لبه ی جام متجلّی گردید ومیگساران رابه غیش وعشرت دعوت نمود تاچراغ عشرت حتّابرای لحظه ای خاموش نگردد.
ساقی بیارباده که رمزی بگویمت
ازسِرّ اخترانِ کهن سیر وماهِ نو
خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد
به آب دیده و خون جگر طهارت کرد
معنی بیت: ای خوش به حال کسی که نماز واظهارنیازش به درگاهِ معشوق ومحبوب اَزلی، عاشقانه باشد ووضو به سرشگ اشک گیرد وطهارت به خون جگر.
طهارت اَرنه بخون جگرکند عاشق
به قول مُفتیِ عشقش درست نیست نماز
امام خواجه که بودش سر نماز دراز
به خون دختر رَز خرقه را قصارت کرد
امام خواجه: امام جماعت وپیش نمازمسجد.
"خون دختر رَز"کنایه از شراب لعل انگوریست.
خرقه: لباس مخصوص زهد وتقوا
قصارت:شستن جامه،شستشو دادن
معنی بیت: پیش نمازمسجد یا امام جماعت مسجدشهرکه درزُهد وتقوا به درجه ای رسیده بود که درحین انجام فریضه ی نمازبیقرارنی شد وازحال می رفت عاقبت وسوسه ی عشق گرفتارش کرد وخرقه ی زهد وعبادت خویش راباشراب لعل شستشو داد!
این بیت اشاره به داستان شیخ صنعان نیزمی تواند بوده باشدکه عمری رابه زُهد و تقوا سپری کردلیکن بعد ازهفتاد سال دل به عشق دختری ترساسپرد وبه درخواست معشوقه وارد میکده شده وبه میگساری پرداخت.
زکوی میکده دوشش به دوش می بردند
امام شهرکه سجّاده می کشید بدوش
دلم ز حلقه ی زلفش به جان خرید آشوب
چه سوددید ندانم که این تجارت کرد
معنی بیت: دلم بااشتیاق ورَغبت خود را درحلقه های زلفش گرفتارساخت و بیقراری وآشوب وپریشانی نصیب اَش شد! نمی دانم که باخودچه اندیشید وچه سودی را ازاین معامله پیش بینی کرد که دست به این دادوستد کرد!جان خودرا تقدیم کرد وبی سروسامانی وآشوب وبلواخرید!
جمع کن به احسانی خافظ پریشان را
ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی
اگر امام جماعت طلب کند امروز
خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد
معنی بیت: ای دوستان من ازامروز طریق عشق رابرمی گزینم وازمسجد خارج می شوم اگرامام جماعت مسجد سراغ مرا گرفت به اوبگوئید که ازاین پس حافظ رادرمسجدنخواهی دید بگوئید حافظ با شرابی که توآن رانجس می دانی خودرا ازآلودگیهاپاکسازی کرد!
گرزمسجدبه خرابات شدم خُرده مگیر
مجلس وَعظ درازاست و زمان خواهدشد
با سلام در این غزل زیبا حقیر سخن فراوان دارم که باید هدف حضرت حافظ را از تکرار قافیه بیان نمایم و جهت پژو هش با چند تن از اساتید فن غزل مشورت نمایم و در هفته اینده بیت بیت ان را معنی و تفسیر مینمایم ولی در حال حاضر اولین بیت غزل باید اصلاح شود که یک مورا در وزن کم دارد و امکان دارد خود حضرتش متوجه وزن نشده چون سرودن این غزل هدف خاصی داشته و در وزن غزل زیاد توجه ننموده است و عمدا هم در این قافیه وبور و فراوان یک واژه را سه بار تکرار نموده و وزن تعداد ابیات برایش مهم نبوده و هنر و قدرت و توانایی خواجه در سرودن غزل مسجل و مسند است و در تمام ارایه هایرهدبی خواجه حرف اول را میزند پس سخن مختصر نمایم و وزن بیت اول را جسارتااصلاح نمایم من کمترین شاگرد در مکتب حضرتش بقول پیر مرادم حاج ملا هادی اسرار سبزواری که نهایتا ارباب من و اجدادم می باشد چون املاک زراعیش را هم کشت و زرع می نمایم .طفل دبطتانی مکتب حضرت حافظ افتخار من می باشد لذا مصراع دوم مطلع الغزل اگر چنین اصلاح شود آن مورایی که کم دارد مرفع میگردد.
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که میخانه را زیارت کرد.
حال حقیر چنین اصلاح می نمایم
علی الصباح که به میخانه می زیارت کرد
یا بگوییم
علی الصباح که به میخانه او زیارت کرد
علی الصبوحی و میخانه را زیارت کرد
اگر بگوییم
زد آن صبوحی و میخانه را زیارت کرد
بهتر میشود چون صبوحی شرابی است که باده نوشان شب براز رفع سر درد اول صبح یک دو جام می نوشند تا رفع سر درد شود
با سلام در این غزل زیبا حقیر سخن فراوان دارم که باید هدف حضرت حافظ را از تکرار قافیه بیان نمایم و جهت پژو هش با چند تن از اساتید فن غزل مشورت نمایم و در هفته اینده بیت بیت ان را معنی و تفسیر مینمایم ولی در حال حاضر اولین بیت غزل باید اصلاح شود که یک مورا در وزن کم دارد و امکان دارد خود حضرتش متوجه وزن نشده چون سرودن این غزل هدف خاصی داشته و در وزن غزل زیاد توجه ننموده است و عمدا حضرت حافظ در این قافیه که بسیار آسان میباشد چون وفور و فراوان است یک قافیه را سه بار تکرار نموده لذا وزن و تعداد ابیات برایش مهم نبوده و هنر و قدرت و توانایی خواجه در سرودن غزل هم مسجل و مسند است و هم مبین و معین است چون در تمام آرایه هاو صنایع شعری و ادبی خواجه حرف اول را میزند پس سخن مختصر نمایم و وزن بیت اول را جسارتااصلاح نمایم من کمترین شاگرد در مکتب حضرتش بقول پیر مرادم حاج ملا هادی اسرار سبزواری که نهایتا هم شیخ مراد و هم ارباب من و اجدادم می باشد چون املاک زراعی حکیم را من و اجدادم کشت و زرع می نمایم لذا در یک غزل فلسفی می فرماید نزد ما پیر خرد طفل دبستانی است.....فلسفه مقتبسیست از دل دانشور ما...
حال ما در مکتب ادبی حضرت حافظ اگر طفل دبستانی باشیم افتخار بس بزرگی میباشد لذا مصراع دوم مطلع الغزل اگر چنین اصلاح شود آن مورایی که کم دارد مرتفع میگردد.
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که میخانه را زیارت کرد.
حال حقیر چنین اصلاح می نمایم
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که به پیمانه می زیارت کرد
یا بگوییم
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصباح که می و باده را زیارت کرد
یا
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصبوحی و پیمانه را زیارت کرد
اگر بگوییم
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
علی الصبوح زد و میخانه را زیارت کرد
بهتر میشود چون صبوحی شرابی است که باده گساران صبح شب باده پیمایی یک دو جام می نوشند تا رفع سر درد و صداعی شود
کلمه طهارت در لغت عرب وفقه اسلامی دو معنی دارد.عام وخاص.طهارت به معنی عام یعنی پاکیرگی ونظافت.طهارت به معنی خاص یعنی وضو ویکی از مقدمات نماز است.پس معنی بیت اول اینست:عارفی صبحگاه با اب روشن می وضو گرفت وسپس به زیارت میخانه رفت.
پس باید گفت:
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
ورفته رفته به این کار زشت عادت کرد
این غزل را "در سکوت" بشنوید
عارف آگاه از میکده عشق پس از زیارت صبحگاهی میکده، با شراب نورانی وضو گرفت( تضاد وضو با شراب و زیارت میخانه)
همین( خانلری: همان) که ساغر زرین خور نهان گردید
هلال عید به دور قدح اشارت کرد
به محض غروب خورشید آخرین روز روزه، هلال عید قدح شراب را یادآور شد.
۳- چه سعادتی دارد آنکه با درد آگاهی بخش عشق، با اشک و خون جگرش وضو گرفت.
۴- خواجه متدین که خواست نمازی طولانی بگذارد با شراب( خون تاک) جامه اش را تطهیر کرد(ایهام قصارت: در معنای عربی به معنای کوتاه کردن و متضاد دراز- این بیت در خانلری نیست)
۵- دلم از آن حلقه زلف، آشوب عشق خرید، در حیرتم که این معامله چه سودی داشته است؟!( در جاذبه عشق وارد وادی حیرت شده است)
۶- و اگر امام جماعت به دنبال حافظ گشت بگویید: با شراب وضو گرفته است(با ورود به حریم کبریایی آرامش از نماز جماعت ریایی بی نیاز گشته است)
- بیت ۲ و ۳ در غزل قبل تکرار شده است.
- ۳ بار وضو گرفتن با شراب و خون دل مقدمه ورود به حریم کبریایی آرامش
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
خوشا نماز و نیاز کسی که از سرِ درد
به آب دیده و خون جگر طهارت کرد...
با سلام
در حده یک فرضیه و نظریه عرض میکنم
غزل با توجه به غزل قبلی و هلال عید و جایگری و وضعیت ماه که توصیف شده در بیت دوم بنظر به شب نوزدهم رمضان و ماجرای ضربت خوردن حضرت علی اشاره میکنه،
چه عارفی بزرگتر از حضرت علی
اما می و طهارت و وضو با شراب کنایه و ایهام و استعاره هست،اگر منظور حافظ از می خوده می باشه که زیبایی های آرایه های ادبی در این شعر نیست چون استفاده نشده،شستن و غسل دادن با خون دختر رز (شراب عموما قرمز بوده) استعاره از غرق به خون شدن این امام که البته امام جماعت بوده داره.دلایل برای این نتیجه گیری ای که کردم بیشتر ازین ها هست اما به همین بسنده میکنم،انشاالله که اهل تفکر و اهل نظر منو راهنمایی کنند
به آب روشن می عارفی طهارت کرد
خبر دهیدکه حافظ به می طهارت کرد
معمولا رفتن به مکانهای مقدس را زیارت مینامند.
حالا با کمی بازی با دو بیت نخست میشود اینگونه برداشت کرد؛
همین که خورشید فرونشست و هلال ماه نو (شوال) نمایان شد و مستی عیب نبود. به بامدادان عارفی (که خود خواجه است) بهجای رفتن به مصلّی برای نماز عید فطر، میخانه را زیارت کرد و با می وضو کرد و خود را پاکیزه نمود؛ حالا اگر امام جماعت سراغش را گرفت بگویید که فلانی با می وضو گرفته. او خود نیز خرقه را به می آلوده است.
به آبِ روشنِ می عارفی طهارت کرد
عَلَی الصَّباح، که میخانه را زیارت کرد
یک عارف وقت صبح وقتی که میخانه ( جایی که عاشقان به مستی می رسند) را زیارت کرد با شراب روشن خود را شست .
وقتی کلمه عارف به صورت نکره آمده اشاره دارد که هر عارفی چنین می کند. چرا شراب روشن برای اینکه با این طهارت امید به مستی و درک معشوق دارد .چرا صبح چون صبح وقت خوردن می است.
همین که ساغرِ زَرّینِ خور، نهان گردید
هِلال عید به دورِ قدح اشارت کرد
وقتی خورشید طلایی مثل ساغری در وقت غروب پنهان می شود هلال ماه که نشانه عید است ما را به یاد دور قدح می اندازد .
دو معنی قابل دریافت است : همه چیز در این دنیا ما را به یاد باده می اندازد یعنی همه چیز در جهان به ما امید می دهد تنها خرابی هایی که ما ایجاد می کنیم یاس آور است و باید بکوشیم هر آنچه می سازیم نیز امید بخش باشد.
معنی دوم این است که این امیدبخشی کائنات زمان مشخصی ندارد . وقتی خورشید می رود ، ماه این کار را می کند و این چرخه ادامه دارد و به ما می گوید بیایید امیدوار باشیم.از طرفی اشاره به ایام شبانه روز در ابیات فوق می تواند با بیت بعد که در باره نماز سخن می گوید مربوط باشد.
خوشا نماز و نیازِ کسی که از سرِ درد
به آبِ دیده و خونِ جگر طهارت کرد
خوش به حال کسی که درد عاشقی را درک کرده و وضویش را با اشک و خون جگر می گیرد و به نماز و نیایش می پردازد. درد عاشقی را کسی درک می کند که معشوق را درک کرده و حالا در اشتیاق درک دوباره اوست. چنین نمازی شراب گونه و امید بخش است و غم و اضطراب را می زداید.
امام خواجه، که بودش سرِ نمازِ دراز
به خونِ دخترِ رَز خرقه را قِصارت کرد
ترکیب امام خواجه یعنی هم پیشنماز است و هم سرشناس یعنی ممکن است اشاره به امام جمعه شهر باشد . او که نمازی طولانی داشت هم پیراهنش را با شراب شستشو داد . یعنی نمازش به او سودی نرساند چون فاقد درک حضور یار بود.
دلم ز حلقهٔ زلفش به جان خرید آشوب
چه سود دید ندانم که این تجارت کرد
دل من از حلقه زلف یار آشوبی به جان خریده است .و نمی دانم که در این کار چه منفعتی دیده که چنین تجارتی کرده است.
ظاهرا کاری غیر معقول است و دلیل آن فقط عشق ورزی است و طلب وصال یار است.
اگر امامِ جماعت طلب کند امروز
خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد
اگر امام جماعت امروز مرا طلب کرد به او بگویید که حافظ هم با شراب خود را شستشو داد و به میخانه رفت . منتظر او نباشید.
نکته مهم تکرار این قافیه است .این تکرار در مطلع و مقطع غزل نشان می دهد که این غزل باید با تکرار خوانده شود تا یک چرخه دائمی در راه عاشقی نمایان شود . یعنی بعد از این بیت آخر دوباره عارفی خود را با می شستشو می دهد و دوباره ادامه داستان تکرار می شود تا روزی همه انسانها به اهمیت می و عشق ورزی پی ببرند . این نگاه و چیدمان قافیه کاملا حافظانه است.

حافظ