گنجور

شمارهٔ ٧١

ایصاحبی که همت بی منتهای تو
آئین جود می ندهد یکزمان ز دست
بگشاد کار خلق جهان کلک لاغرت
ز آندم که بر مصالح خلقان میان ببست
رأی منیرت آب رخ آفتاب ریخت
دست و دل تو رونق دریا و کان شکست
معلوم تست ز آنکه ز دستان بهمنی
بیچاره چاکر تو چو دستان بجان بجست
باران چو تیر گشت روان از گشاد ابر
ز آندم که مهر تیغ زن اندر کمان نشست
هر کس که داشت مهر تواش پشت گرمئی
از باد سرد حادثه ها جاودان برست
تابنده را ز زحمت باران دهی خلاص
بارانی لطیف بدو بخش از آنکه هست

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قطعه
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ایصاحبی که همت بی منتهای تو
آئین جود می ندهد یکزمان ز دست
هوش مصنوعی: ای دوست، تمام تلاش و کوشش تو آنقدر بی‌نظیر است که مانند قوانین سخاوت در دنیا نمی‌توان آن را در یک زمان محدود کرد.
بگشاد کار خلق جهان کلک لاغرت
ز آندم که بر مصالح خلقان میان ببست
هوش مصنوعی: وقتی که قلم لاغر تو روی مصالح و نیازهای مردم کار کرد، در آن لحظه راه حل‌ها و امکانات زندگی برای جهانیان به‌وجود آمد.
رأی منیرت آب رخ آفتاب ریخت
دست و دل تو رونق دریا و کان شکست
هوش مصنوعی: رای تو مانند نوری است که درخشش آفتاب را در بر می‌گیرد و وجود تو، همچون آب زلالی است که دریا و خزانه‌ها را سرشار می‌کند.
معلوم تست ز آنکه ز دستان بهمنی
بیچاره چاکر تو چو دستان بجان بجست
هوش مصنوعی: این جمله نشان می‌دهد که از نوع ارتباط و رفتاری که با دیگران داری، می‌توان فهمید که محبوبیت و مقام تو چقدر است. به عبارتی، اگر آن‌هایی که از تو تبعیت می‌کنند و در خدمت تو هستند، افراد ضعیف و بیچاره‌ای باشند، سوابق و موقعیت تو نیز قابل تامل و نامناسب است.
باران چو تیر گشت روان از گشاد ابر
ز آندم که مهر تیغ زن اندر کمان نشست
هوش مصنوعی: باران مانند تیرهای باران زا از میان ابرها به زمین می‌ریزد. این پدیده از زمانی شروع می‌شود که خورشید مثل تیغی در کمان آسمان قرار می‌گیرد.
هر کس که داشت مهر تواش پشت گرمئی
از باد سرد حادثه ها جاودان برست
هوش مصنوعی: هر کسی که محبت تو را در دل داشته باشد، در برابر مشکلات و سختی‌ها مانند گرمایی است که از سرما و باد سرد اتفاقات ناگوار او را محافظت می‌کند.
تابنده را ز زحمت باران دهی خلاص
بارانی لطیف بدو بخش از آنکه هست
هوش مصنوعی: با زحمت باران، می‌توانی نجات‌دهنده را آزاد کنی؛ بارانی نرم به او بده و از آنچه که وجود دارد، به او ببخش.