برگردان به زبان ساده
دردا که ندیدیم وصال رخ دلدار
هوش مصنوعی: ای کاش که ما هرگز شاهد ملاقات چهره محبوب خود نمیشدیم.
هجرآمد و آورد غم و محنت بسیار
هوش مصنوعی: فراق آمد و غم و سختیهای زیادی را به همراه آورد.
خون گریه کنم تا بگشایم گره از کار
هوش مصنوعی: اگر خواسته باشم مشکلاتم را حل کنم، باید با تمام وجود احساسم را بیان کنم و حتی ممکن است به خاطر آن اشک بریزم.
دردا که مرا خون دل و دیده قرین شد
هوش مصنوعی: ای کاش که دلم پر از درد و اشک نشده بود.
چه بد رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه رفتار بدی ای چرخ!
چه کج رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه رفتار نادرستی دارد این چرخ زندگی.
سر کین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: ای چرخ، کینهات را حفظ کردهای.
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: نه دین داری و نه آیین خاصی را رعایت میکنی، ای گردونه زندگی.
وان باغ که بودست پر از مرغ خوش الحان
هوش مصنوعی: آن باغی که پر از پرندگان با صدای خوش بود.
امروز چرا گشت نشیمنگه زاغان
هوش مصنوعی: امروز چرا به مکان زندگی زاغها نمیروی؟
افسوس زمانی که چنان بود و چنین شد
هوش مصنوعی: متأسفانه زمانی که چنین وضعیتی پیش آمد و آن شرایط به وجود آمد.
چه بد رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چقدر بد است که چرخها اینگونه رفتار میکنند.
چه کج رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چقدر نادرست میچرخد این چرخ زمان.
سر کین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: ای گردش چرخ زمان، تو کینه و دشمنی داری.
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: نه دینداری و نه پیرو آیینی، ای دوران.
آن آهوی خوش خط و نکوخال که در دشت
هوش مصنوعی: آهوی زیبا و خوشتراش که در دشت میدود.
گه راند سوی جوی و گهی تاخت به گلگشت
هوش مصنوعی: گاهی به سمت جوی میراند و گاهی به سمت گلگشت میتازد.
با خاطر آسوده همی رفت و همی گشت
هوش مصنوعی: با خیالی راحت و آرامش در حال قدم زدن و جست و جو بود.
امروز چرا طعمهٔ شیران عرین شد
هوش مصنوعی: امروز چرا به دست شیران شکار شد؟
چه بد رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه رفتار بدی ای چرخه!
چه کج رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چرخ چگونه به بیراهه میرود.
سر کین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: ای چرخ، کینه و دشمنی داری.
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: نه دین داری و نه آیینی، ای چرخ گردان!
آن تخت که بُد جای کیومرث و فریدون
هوش مصنوعی: آن تختی که جایگاه کیومرث و فریدون بوده است.
وان ملک که بُد وسعتش از حوصله بیرون
هوش مصنوعی: و آن پادشاهی که وسعت و گستردگیاش از حوصله و تحمل فراتر رفته است.
وان تاج که بد بر سرکیخسرو، اکنون
هوش مصنوعی: آن تاجی که زمان کیخسرو بر سر او بود، اکنون...
مطموع عدو گشت و خراب از ره کین شد
هوش مصنوعی: دشمن از مسیر کینهتوزی خود به بنبست رسید و خراب شد.
چه بد رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه رفتار بدی دارد این چرخ!
چه کج رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه رفتار نادرستی ای، ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: ای چرخ گردون، تو کینهت را در دل داری.
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: ای چرخ، نه دین داری و نه آیین.
یاران ز حمیت به سوی مرگ دویدند
هوش مصنوعی: دوستان به خاطر حمایت و تعهد خود به سوی مرگ شتافتند.
در راه شرف از سر و جان دست کشیدند
هوش مصنوعی: در مسیر دستیابی به شرف و افتخار، از تمامی چیزها و حتی جان خود گذشتند.
در خون خود اندر طلب فخر طپیدند
هوش مصنوعی: در خون خود به دنبال شهرت و فخر دویدند.
گلرنگ ز خون همه سیمای زمین شد
هوش مصنوعی: زمین به رنگ سرخ خون آراسته شد.
چه بد رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چقدر بد به آدمها رفتار میکنی، ای سرنوشت!
چه کج رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه بیانصافیای ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: ای گردونه، تو حس انتقامی داری.
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: نه دین داری و نه آیین مشخصی داری، ای جهان!
امروز ز بی حسی ما کار خرابست
هوش مصنوعی: امروز به خاطر بیاحساسیام وضعیت خراب است.
بنیاد کهن سال وطن بر سر آبست
هوش مصنوعی: بنیاد قدیمی کشور بر روی آب قرار دارد.
امروز مرا دیده ازین غصه پر آبست
هوش مصنوعی: امروز چشمانم از شدت این غم پر از اشک است.
کاین خاطر آسوده چرا زار و حزین شد
هوش مصنوعی: چرا با وجود اینکه دلش آرام بود، حالتی اندوهگین و غمگین به خود گرفت؟
چه بد رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه بدرفتاریای ای چرخ!
چه کج رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه رفتار نادرستی از چرخ!
سر کین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: ای چرخ، تو سر دشمنی داری.
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: نه به دین پایبندی و نه به آیین اعتقاد داری ای چرخ.
یک روز وطن رشگ گلستان جنان بود
هوش مصنوعی: یک روز وطن، مانند بهشت و گلستان زیبایی بود.
اقبال من از طالع مشروطه جوان بود
هوش مصنوعی: شانس من در جوانی با وقوع مشروطه همزمان بود.
آن روز مرا حال دل خسته چنان بود
هوش مصنوعی: در آن روز، احساس خستگی و ناراحتی زیادی داشتم.
امروز مرا حال دل خسته چنین شد
هوش مصنوعی: امروز احساس ناراحتی و بیحوصلگی دارم.
چه بد رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه رفتار زشت و ناپسندی از جانب روزگار!
چه کج رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه رفتار عجیبی دارد این دنیا!
سر کین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: ای چرخ، تو کینه و دشمنی در دل داری.
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: نه دین داری و نه آیین خاصی داری ای چرخ زمان.
خصمان ز دو جانب سوی ما رخش دوانند
هوش مصنوعی: دشمنان از دو سو به سمت ما حمله میکنند.
بر مرگ وطن، ناخلفان فاتحه خوانند
هوش مصنوعی: بر مرگ وطن، افراد شایسته و نااهل سوگواری میکنند.
اعدای جفاکار چرا سخت کمانند
هوش مصنوعی: اعدای جفاکار چرا به سختی میکوشند؟
گردون ز چه بر قصد دل ما به کمین شد
هوش مصنوعی: درد دل ما برای چه برگردون آماده کمین شده است؟
چه بد رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه رفتاری بدی دارد این چرخ!
چه کج رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه رفتار غیرمنصفانهای ای چرخ!
سر کین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: ای چرخ، تو کینه و دشمنی زیادی داری.
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: تو نه دین داری و نه از اصول خاصی پیروی میکنی ای دوران.
بیچاره وطن خسته و آواره و فرد است
هوش مصنوعی: وطن آسیبدیده و دلسرد، در شرایطی دشوار و نامعلومی به سر میبرد.
رخسارهٔ ما از غم این واقعه زرد است
هوش مصنوعی: صورت من به خاطر این اتفاق ناراحت کننده رنگ باخته است.
ای حزب دموکرات کنون وقت نبرد است
هوش مصنوعی: ای حزب دموکرات، اکنون زمان مبارزه فرا رسیده است.
کز سستی ما، مام وطن گوشهنشین شد
هوش مصنوعی: به دلیل ناتوانی و ضعف ما، سرزمینمان به گوشهای دورافتاده و بیروح تبدیل شده است.
چه بد رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چه رفتاری بدی دارد ای چرخ!
چه کج رفتاری ای چرخ
هوش مصنوعی: چقدر رفتار نادرستی دارد این گردونه!
سر کین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: ای چرخ، تو کینه به دل داری.
نه دین داری نه آیین داری ای چرخ
هوش مصنوعی: ای چرخ، نه دینداری و نه پایبند به آیین.