پند سعدی
پادشاها ز ستبداد چه داری مقصود
که از این کار جز ادبار نگردد مشهود
جودکن در ره مشروطه که گردی مسجود
«شرف مرد به جود است و کرامت به سجود»
«هر که این هر دو ندارد عدمش به ز وجود»
ملکا جور مکن پیشه و مشکن پیمان
که مکافات خدائیت بگیرد دامان
خاک بر سر کندت حادثهٔ دور زمان
«خاک مصر طربانگیز نبینی که همان»
«خاک مصر است ولی بر سر فرعون و جنود»
ملکا خودسری و جور تو ایران سوز است
به مکافات تو امروز وطن فیروز است
تابش نور مکافات نه از امروز است
«اینهمان چشمهٔ خورشیدجهانافروز است»
« که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود»
بیش از این شاها بر ربشهٔ خود تیشه مزن
خون ملت را در ورطهٔ ذلت مفکن
بیخ خود را به هوا و هوس نفس مکن
«قیمت خود به ملاهی و مناهی مشکن»
« گرت ایمان درست است به روز موعود»
کشت ملت راکردی ز ستم پاک درو
شدکهن قصهٔ چنگیز ز بیداد تو نو
به جهان دل ز چهبندی پسازین گفت و شنو
«ای که در نعمت و نازی به جهان غره مشو»
« که محالست درین مرحله امکان خلود»
بگذر از خطه تبریز و مقام شهداش
بشنوآن قصهٔ جانسوز و دل از غم بخراش
اندر آن خطه پس از آن کشش و آن پرخاش
«خاک راهی که بر آن می گذری ساکن باش»
« که عیون است و جفون است و خدود است و قدود»
شاه یک دل نشد وکار هباگشت و هدر
ملت خسته، درین مرحله کن فکر دگر
پای امید منه بر در شاه خود سر
«دست حاجت چو بری ییش خداوندی بر»
« که کریم استو رحیماست و غفوراست و ودود»
شاه خود کیست بدین کبر و انانیت او
تا نکو باشد دربارهٔ ما نیت او
ما پرستندهٔ حقیم و الوهیت او
« کز ثری تا به ثریا به عبودیت او»
«همه در ذکر و مناجات و قیامند و قعود»
سر زند کوکب مشروطه ز گردون کمال
به سر آید شب هجران و دمد صبح وصال
کار نیکو شود از فرّ خدای متعال
«ای که در شدت فقری و پریشانی حال»
«صبرکن کاین دوسه روزی بهسر آید معدود»
جز خطاکاری ازین شاه نمی باید خواست
کانچه ما در او بینیم سراسر به خطاست
مدهش پند که بر بدمنشان پند هباست
«پند سعدی که کلید در گنج سعداست»
«نتواند که بهجا آورد الا مسعود»
در مدح امیرمؤمنان (ع): ای نگار روحانی، خیز و پرده بالا زنفتح تهران: مژده که آمد برون خاطر ما ز انتظار
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: مسمط
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
پادشاها ز ستبداد چه داری مقصود
که از این کار جز ادبار نگردد مشهود
هوش مصنوعی: ای پادشاه، از ظلم و ستم چه هدفی داری؟ زیرا جز این که بدنامی و بیحرمتی بر سر تو آید، چیزی از این کارها به دست نخواهد آمد.
جودکن در ره مشروطه که گردی مسجود
«شرف مرد به جود است و کرامت به سجود»
هوش مصنوعی: در راه نیکی و عدالت و آزادی تلاش کن، تا مورد احترام و ستایش قرار گیرد. ارزش انسانیت به بخشندگی و بزرگواری اوست و افتخار در تعهد و خضوع نسبت به اصول والا.
«هر که این هر دو ندارد عدمش به ز وجود»
هوش مصنوعی: هر کس که این دو ویژگی را ندارد، وجودش از عدم بهتر است.
ملکا جور مکن پیشه و مشکن پیمان
که مکافات خدائیت بگیرد دامان
هوش مصنوعی: ای پادشاه، از ظلم و ستم دست بردار و پیمان را نشکن، زیرا عواقب کارهایت به دامانت خواهد افتاد.
خاک بر سر کندت حادثهٔ دور زمان
«خاک مصر طربانگیز نبینی که همان»
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که تحت تأثیر حوادث زمان قرار نگیری و از زیباییهای زندگی غافل نشوی، چون خوب نیست که بخاطر مشکلات و دشواریها، زیباییها و دلخوشیها را نادیده بگیری. مانند خاکی که ممکن است بر روی یک شیء بیفتد، حوادث زمان نمیتواند بر زیباییها و شادیها تأثیر منفی بگذارد.
«خاک مصر است ولی بر سر فرعون و جنود»
هوش مصنوعی: خاک مصر است، اما این خاک بر سر فرعون و نیروهایش افتاده است.
ملکا خودسری و جور تو ایران سوز است
به مکافات تو امروز وطن فیروز است
هوش مصنوعی: ای پادشاه، خودسری و ظلم تو باعث آتشسوزی ایران شده است، اما امروز به خاطر عذابهای تو، وطن در حال شادابی و پیروزی است.
تابش نور مکافات نه از امروز است
«اینهمان چشمهٔ خورشیدجهانافروز است»
هوش مصنوعی: نور و روشنی که هماکنون شاهد آن هستیم، نتیجهٔ اعمال و فعالیتهایمان در گذشته است و این نور همانند چشمهای است که از خورشید میجوشد و به دنیا روشنایی میبخشد.
« که همی تافت بر آرامگه عاد و ثمود»
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی و شکوه پیشینیان اشاره دارد، جایی که روزگاری تمدنهای بزرگ و باعظمت مانند عاد و ثمود زندگی میکردند و اکنون تنها نشانههایی از آنها باقی مانده است. این تصویر به ما یادآوری میکند که روزگار قدیم در آرامش و سادگی سپری میشده و ما را به تفکر در مورد سرنوشت و تقدیر انسانها سوق میدهد.
بیش از این شاها بر ربشهٔ خود تیشه مزن
خون ملت را در ورطهٔ ذلت مفکن
هوش مصنوعی: ای پادشاه، بیشتر از این به ریشه قدرت خود ضربه نزن، چرا که خون مردم را در منجلاب ذلت قرار نده.
بیخ خود را به هوا و هوس نفس مکن
«قیمت خود به ملاهی و مناهی مشکن»
هوش مصنوعی: به خودت اجازه نده که تحت تأثیر خواستههای زودگذر و هوسهای نفس قرار بگیری. ارزش و مقام خودت را به خاطر چیزهای بیاهمیت و ناپسند از دست نده.
« گرت ایمان درست است به روز موعود»
هوش مصنوعی: اگر به روز قیامت ایمان راستینی داشته باشی، باید به خوبی آماده باشی.
کشت ملت راکردی ز ستم پاک درو
شدکهن قصهٔ چنگیز ز بیداد تو نو
هوش مصنوعی: شما با رهبری خود ستم را از روی ملت برداشتید و آنچه از ظلم چنگیز باقی مانده بود، به داستانی کهن تبدیل شد.
به جهان دل ز چهبندی پسازین گفت و شنو
«ای که در نعمت و نازی به جهان غره مشو»
هوش مصنوعی: دل خود را از وابستگی به دنیا رها کن، زیرا این عالم زودگذر است. بدان که ای کسی که در نعمت و زیبایی به سر میبرى، فریب دنیا را نخور.
« که محالست درین مرحله امکان خلود»
هوش مصنوعی: در این مرحله، امکان ماندگاری و دوام وجود ندارد و این موضوع غیرممکن است.
بگذر از خطه تبریز و مقام شهداش
بشنوآن قصهٔ جانسوز و دل از غم بخراش
هوش مصنوعی: از منطقه تبریز و یاد شهدایش بگذر و داستان دردآور آنها را بشنو تا دل تو نیز از غم پر شود.
اندر آن خطه پس از آن کشش و آن پرخاش
«خاک راهی که بر آن می گذری ساکن باش»
هوش مصنوعی: در آن منطقه، بعد از آن همه کشمکش و درگیری، «ای خاک، در جایی که قدم میگذاری، بیحرکت بمان.»
« که عیون است و جفون است و خدود است و قدود»
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت چشمان، پلکها، گونهها و قامت یک فرد اشاره دارد. به نوعی، توصیف کننده ویژگیهای ظاهری و دلربایی کسی است که شگفتی و توجه را به خود جلب میکند.
شاه یک دل نشد وکار هباگشت و هدر
ملت خسته، درین مرحله کن فکر دگر
هوش مصنوعی: پادشاه نتوانست وحدت و همدلی لازم را ایجاد کند و بهدلیل این وضعیت، ملت خسته و ناامید شده است. در این شرایط، بهتر است به یک راهحل جدید بیندیشیم.
پای امید منه بر در شاه خود سر
«دست حاجت چو بری ییش خداوندی بر»
هوش مصنوعی: بر درِ محبوب خود، بیوقفه انتظار نداشته باش. زمانی که خواستهات را به او تقدیم میکنی، به خداوندی که او را میسازد و قدرت دارد روی بیاور.
« که کریم استو رحیماست و غفوراست و ودود»
هوش مصنوعی: او بخشنده و مهربان است، و تا دلت بخواهد میبخشد و محبت میکند.
شاه خود کیست بدین کبر و انانیت او
تا نکو باشد دربارهٔ ما نیت او
هوش مصنوعی: شخصی که به خودش میبالد و متکبر است، نمیتواند برای ما نیت و قصد خوبی داشته باشد.
ما پرستندهٔ حقیم و الوهیت او
« کز ثری تا به ثریا به عبودیت او»
هوش مصنوعی: ما بندگان خداوند هستیم و از زمین تا آسمان در پی بندگی و اطاعت او هستیم.
«همه در ذکر و مناجات و قیامند و قعود»
هوش مصنوعی: همه در دعا و عبادت مشغولاند و در حال ایستادن و نشستن هستند.
سر زند کوکب مشروطه ز گردون کمال
به سر آید شب هجران و دمد صبح وصال
هوش مصنوعی: ستاره مشروطه از آسمان خواهد درخشید و دوران جدایی به پایان خواهد رسید و صبح وصال فرا خواهد رسید.
کار نیکو شود از فرّ خدای متعال
«ای که در شدت فقری و پریشانی حال»
هوش مصنوعی: کارهای خوب از فضل و رحمت خداوند بزرگ شکل میگیرد، ای کسی که در شرایط سخت و فقر به سر میبری و حال خوبی نداری.
«صبرکن کاین دوسه روزی بهسر آید معدود»
هوش مصنوعی: کمی صبر کن، زیرا این چند روز سختی به پایان خواهد رسید.
جز خطاکاری ازین شاه نمی باید خواست
کانچه ما در او بینیم سراسر به خطاست
هوش مصنوعی: جز از خطا و اشتباه، امیدی از این شاه نمیتوان داشت؛ زیرا همهی آنچه ما در او مشاهده میکنیم، تنها نادرستی است.
مدهش پند که بر بدمنشان پند هباست
«پند سعدی که کلید در گنج سعداست»
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نصیحت و آموزهها برای افرادی که نیتهای بد دارند، بیفایده و بیاثر است. به عبارت دیگر، تلاش برای اصلاح و هدایت کسانی که در مسیر نادرست قدم میگذارند، نتیجهای نخواهد داشت. این نکته به نوعی اشاره به این دارد که باید در انتخاب مخاطبان خود دقت کرد و پند و نصیحت را به کسانی که توانایی تغییر دارند، اختصاص داد.
«نتواند که بهجا آورد الا مسعود»
هوش مصنوعی: تنها مسعود میتواند این کار را به خوبی انجام دهد.
حاشیه ها
1395/02/28 22:04
عرفان
بند "خون ملت را در ورطه ذلت مفکن" به نظرم اشتباه است و باید به این شکل تصحیح شود: "خود و ملت را در ورطه ذلت مفکن". البته سالها پیش نسخه دست نویس این شعر رو خوندم و امیدوارم اشتباه نکرده باشم.
1396/01/24 23:03
عرفان
واژه "عنانیت" اشتباه است و باید با "انانیت" به معنی کبر و غرور جایگزین شود
1396/01/24 23:03
عرفان
واژه "عنانیت" در بند هشتم این مسمط اشتباه است و باید با واژه "انانیت"به معنی کبر و غرور، جایگزین شود.
1396/04/13 14:07
امپرور
سلام در بند بنجم مصراع سوم بجای «کفتوشنود» اگر بنویسید «گفت و شنو» فکر می کنم قافیه بهتر شود
1396/04/13 20:07
امپرور
با تشکر که متن شعر رو مورد تصحیح قرار داید دستتون درد نکنه
1396/04/14 17:07
امپرور
ببخشید بند چهارم مصراع اول احساس می کنم بجای «ربشۀ» باید نوشته می شد «ریشۀ» لطفاً تصحیح فرمایید