گنجور

پاسخ شاه به پیام پری‌بانو

پیشکار اهرمن دیو فریب
خند خندان با دو چشمان اریب
خودی از فیروزه بر سر شاهوار
تکمهٔ زر بر قبای زرنگار
همره یکدسته دیب
جملگی زیبارخ و آراسته
رخ ز دوده‌، گیسوان پیراسته
هدیه‌ها و لوحه‌ها بر روی دست
دو کنیزک با دو چشم نیم‌مست
برده از دل‌ها شکیب
برنهاد آن هدیه‌ها در پیشگاه
پس زمین بوسید پیش پادشاه
زان سپس آن نامه‌ها را برگشاد
شاه شاهان را به خوبی کرد یاد
با عباراتی عجیب
پس یکایک نامه‌ها را برگرفت
خواندنی با لحن چینی درگرفت
شه به میشی گفت باشد ترجمان
ترجمان استاد پیش نامه‌خوان
با جمال و رنگ و زیب
خواسته بانو ز پور اوشهنگ
عقد صلح‌ و رسم‌ مهر و مرگ جنگ
شاه شاهان شهریار هوشمند
دیو دیوان را رها سازد ز بند
بی‌ ملام و بی ‌عتیب
در عوض ملک تخارستان و هند
نیمروز و زابل و مکران و سند
باد زانِ پادشاه و لشکرش
تا ابد آباد بادا کشورش
مرغزارانش رطیب
پادشه فرمود تا خوان آورند
گوشت بریان‌، پیش مهمان آورند
زان سپس فرمود میشارا که گوی
کاین‌ سخن‌ها را نباشد رنگ‌ و روی
هست گفتاری غریب
اهرمن خصم خدا و آدمی است
اهرمن‌ را روی استخلاص نیست
گرچه‌ خود بی‌مرگ ‌و جاویدان بود
لیک جاویدان درین زندان بود
نیست جز بندش نصیب
بانو ار دارد سر صلح و وفاق
از پی دیدار ما بندد نطاق
خود به پای خویش آید پیش ما
تا که گردد رای نیک‌اندیش ما
صلح او را مستجیب
زآن هدایا شاه نستد هیچ چیز
غیر آن گردونه و اسب و کنیز
کاین ‌هدایا مر مرا در خورد نیست
جامهٔ دیبا لباس مرد نیست
طوق و یاره‌، ‌مشک ‌و طیب
مهر روشن مر مرا یاریگر است
رهبر پیکار و پشت لشکر است
مر مرا یاری کند رخشنده مهر
تا کنم گیتی به گرز گاوچهر
خالی از دیو مهیب
خواست تا پاسخ گزارد دیو خشم
دیو آزش بنگرید از زیر چشم
جمله دیوان در برش زانو زدند
هدیه‌ها برداشته بیرون شدند
همره دیو فریب
گشتشان شیدسپ موبد رهنمون
برد دیوان را از آن خندق برون
میشی و میشایه نیز از نزد شاه
با پیامی دلنشین جستند راه
نزد ماه ناشکیب

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

پیشکار اهرمن دیو فریب
خند خندان با دو چشمان اریب
هوش مصنوعی: پیشکار شیطان، مظهر فریب، با چشمان منحنی و لبخندی شاداب در حال ظهور است.
خودی از فیروزه بر سر شاهوار
تکمهٔ زر بر قبای زرنگار
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به زیبایی و شکوهی است که بر تن پادشاه دیده می‌شود. خودی که به رنگ فیروزه‌ای است بر روی کلاه او قرار دارد و دکمه‌ای از زر بر روی لباس رنگارنگش می‌درخشد. این توصیف به نوعی نشان‌دهنده مقام والای پادشاه و تجملاتی است که به او نسبت داده می‌شود.
همره یکدسته دیب
هوش مصنوعی: من و تو به همراه یکدیگر به سفر می‌رویم و در کنار هم از زیبایی‌ها لذت می‌بریم.
جملگی زیبارخ و آراسته
رخ ز دوده‌، گیسوان پیراسته
هوش مصنوعی: همه‌شان چهره‌های زیبا و شیک دارند، و موهایشان به زیبایی آراسته شده است.
هدیه‌ها و لوحه‌ها بر روی دست
دو کنیزک با دو چشم نیم‌مست
هوش مصنوعی: دو کنیزک با چشمانی نیمه‌بسته، هدیه‌ها و لوحه‌ها را بر روی دستان خود حمل می‌کنند.
برده از دل‌ها شکیب
هوش مصنوعی: صبوری و آرامش، از دل‌ها رفته است.
برنهاد آن هدیه‌ها در پیشگاه
پس زمین بوسید پیش پادشاه
هوش مصنوعی: او آن هدیه‌ها را در برابر پادشاه قرار داد و سپس زمین را بوسید.
زان سپس آن نامه‌ها را برگشاد
شاه شاهان را به خوبی کرد یاد
هوش مصنوعی: پس از آن، شاه نامه‌ها را باز کرد و به یاد شاهان به خوبی اشاره کرد.
با عباراتی عجیب
هوش مصنوعی: این بیت به بیان تجربه‌ای ناخوشایند و تیرگی زندگی پرداخته است. فردی از وضعیتی رنج می‌برد که در آن احساس ناامیدی و دل‌سردی دارد، به‌طوری که رنگ و روشنایی‌های زندگی برایش محو شده و همه‌چیز به نظرش تاریک می‌آید. او در پی رویدادی که زندگی‌اش را تحت تأثیر قرار داده، به شدت تحت فشار است و در پی راه‌هایی برای فرار از این وضعیت است.
پس یکایک نامه‌ها را برگرفت
خواندنی با لحن چینی درگرفت
هوش مصنوعی: پس او هر یک از نامه‌ها را برداشت و با لحن ملایمی خواند.
شه به میشی گفت باشد ترجمان
ترجمان استاد پیش نامه‌خوان
هوش مصنوعی: سلطان به شخصی گفت که باید برای من مترجم باشد، همان‌طور که استاد، نامه‌خوان را به تصویر می‌کشد.
با جمال و رنگ و زیب
هوش مصنوعی: با چهره زیبا و رنگ دل‌انگیز، تو همچون گل درخشان و جذاب هستی.
خواسته بانو ز پور اوشهنگ
عقد صلح‌ و رسم‌ مهر و مرگ جنگ
هوش مصنوعی: خواسته بانو از پسر اوشهنگ این است که صلح برقرار کند و عواطف و محبت را پیوند دهد و از جنگ و درگیری دوری کند.
شاه شاهان شهریار هوشمند
دیو دیوان را رها سازد ز بند
هوش مصنوعی: سلطان بزرگ، به عنوان رهبر خردمند، می‌تواند دیوان و موجودات شرور را از بند و زنجیر رها کند.
بی‌ ملام و بی ‌عتیب
هوش مصنوعی: بدون سرزنش و بدگویی.
در عوض ملک تخارستان و هند
نیمروز و زابل و مکران و سند
هوش مصنوعی: به جای سرزمین‌های زیبای تخارستان و هند، یا مناطق نیمروز، زابل، مکران و سند.
باد زانِ پادشاه و لشکرش
تا ابد آباد بادا کشورش
هوش مصنوعی: ببادهای محصول و پیروزی پادشاه و ارتشش، همواره سرزمینش آباد و سرسبز باشد.
مرغزارانش رطیب
هوش مصنوعی: مرغزارانش همیشه سرسبز و پرآب است.
پادشه فرمود تا خوان آورند
گوشت بریان‌، پیش مهمان آورند
هوش مصنوعی: پادشاه دستور داد تا سفره‌ای بیاورند و گوشتی کبابی و خوشمزه برای مهمانان آماده کنند.
زان سپس فرمود میشارا که گوی
کاین‌ سخن‌ها را نباشد رنگ‌ و روی
هوش مصنوعی: سپس میشارا گفت که این سخنان از حقیقت و ظاهری نمایان برخوردار نیستند.
هست گفتاری غریب
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی بیان کننده این است که یک سخن یا بیان خاص و عجیب وجود دارد.
اهرمن خصم خدا و آدمی است
اهرمن‌ را روی استخلاص نیست
هوش مصنوعی: اهرمن دشمن خدا و انسان است و او هیچ راه نجاتی ندارد.
گرچه‌ خود بی‌مرگ ‌و جاویدان بود
لیک جاویدان درین زندان بود
هوش مصنوعی: هرچند خود او بی‌مرگ و همیشه‌پاینده است، اما جاودانگی او در این دنیای محدود و مادی گرفتار شده است.
نیست جز بندش نصیب
هوش مصنوعی: جز در پیوند با او، چیزی نصیب آدمی نمی‌شود.
بانو ار دارد سر صلح و وفاق
از پی دیدار ما بندد نطاق
هوش مصنوعی: اگر آن بانوی محترم مایل به صلح و دوستی باشد، باید برای ملاقات ما خود را آماده کند و به گفت‌وگو بپردازد.
خود به پای خویش آید پیش ما
تا که گردد رای نیک‌اندیش ما
هوش مصنوعی: خود شخص به‌تنهایی و بدون دعوت به ما می‌آید تا نظر خوب و مثبت ما را به دست آورد.
صلح او را مستجیب
هوش مصنوعی: او درخواستی آرام و بی‌صدا دارد که به خوبی مورد قبول واقع می‌شود.
زآن هدایا شاه نستد هیچ چیز
غیر آن گردونه و اسب و کنیز
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که از میان هدایا و بخشش‌های شاه، هیچ چیزی جز آن گردونه، اسب و کنیز نیست. در واقع، اشاره به این دارد که این سه مورد مهم‌ترین و ارزشمندترین هدایا به شمار می‌آیند.
کاین ‌هدایا مر مرا در خورد نیست
جامهٔ دیبا لباس مرد نیست
هوش مصنوعی: این هدایا برای من مناسب نیستند، زیرا لباس‌های گران‌قیمت مخصوص مردان نیستند.
طوق و یاره‌، ‌مشک ‌و طیب
هوش مصنوعی: زنجیر و یار، عطر و خوشبوئی.
مهر روشن مر مرا یاریگر است
رهبر پیکار و پشت لشکر است
هوش مصنوعی: عشق و محبت روشن من، پشتیبانم در نبرد و هدایت‌گر راه‌ام است.
مر مرا یاری کند رخشنده مهر
تا کنم گیتی به گرز گاوچهر
هوش مصنوعی: مرا خورشید درخشان یاری می‌کند تا دنیا را با نیروی گاوچهر تغییر دهم.
خالی از دیو مهیب
هوش مصنوعی: جایی که هیچ terrifying موجودی وجود ندارد.
خواست تا پاسخ گزارد دیو خشم
دیو آزش بنگرید از زیر چشم
هوش مصنوعی: خواست تا به خشم خود پاسخ دهد، اما ابتدا از زیر نظر دیو آزمایش و نحوه رفتار او را بررسی کرد.
جمله دیوان در برش زانو زدند
هدیه‌ها برداشته بیرون شدند
هوش مصنوعی: همه‌ی دیوان به احترام او زانو زدند و هدیه‌ها را جمع کردند و بیرون رفتند.
همره دیو فریب
هوش مصنوعی: این جمله به معنای این است که در کنار موجودی شیطانی و فریبنده قرار گرفته‌ای. این دیو نماد فریب و گمراهی است و نشان می‌دهد که شخص در حال تجربه یا مواجهه با وسوسه‌ها و دشواری‌هاست.
گشتشان شیدسپ موبد رهنمون
برد دیوان را از آن خندق برون
هوش مصنوعی: موبد شیدسپ دیوان را از خندق بیرون برد.
میشی و میشایه نیز از نزد شاه
با پیامی دلنشین جستند راه
هوش مصنوعی: با پیام دلنشینی از سوی شاه، میش و میشایه به دنبال راهی می‌گشتند.
نزد ماه ناشکیب
هوش مصنوعی: به نزد ماه، که نمی‌تواند صبر کند، برو.