گنجور

خطابهٔ اول

شاه جهان‌، پهلوی نامدار
ای ز سلاطین کیان یادگار
خنجر بران تو روز هنر
هست کلید در فتح و ظفر
تیغ کجت چون زپی نظم خاست
هر کجیئی بود بدو گشت راست
توپ ‌تو بر خصم ‌ز دوزخ دریست
قبر برایش درک دیگری است
روی نکوی تو در جنت است
هرکه تو را دید ز غم راحت است
بخت تو باشد علم کاویان
ملک تو ماننده ملک کیان
چون پی آن بخت همایون شدی
کاوه بدی باز فریدون شدی
هیچ کس از بهر تو کاری نکرد
هیچ عددسنج‌، شماری نکرد
هرچه ‌شد از همت‌ و هوش ‌تو شد
تاکه جهان حلقه به کوش تو شد
هرکه برایت قدمی می‌نهاد
ازکف مشتت درمی می‌گشاد
کس به ‌تو خدمت ننموده بسی
منت بیجا مکش از هرکسی
نیز کسی با تو نکرده بدی
بد نسزد با فره ایزدی
تاج بنه‌، بخش سماوی‌ست این
شکر بکن‌، کار خداییست این
نسخهٔ این فال که در دست تست
درکف بسیارکسان بد نخست
هیچ کس‌ آن‌ نسخه‌ نیارست خواند
ور قدری خواند نیارست راند
تو همه را خواندی و پرداختی
کار به آیین خرد ساختی
همت تو پیشرو کار شد
بخت‌، مددکار و خدا یار شد
علم و عمل را بهم انداختی
ولوله در ملک جم انداختی
گردن دولت به کمند تو بود
این همه از بخت بلند تو بود
شاه شدی کسوت شاهی بپوش
چشم زتنکیل وتباهی بپوش
شاه ببخشد ز رعیت گناه
زان که شه از او بود و او ز شاه
دشمنی ‌شه به کسی درخور است
کش هوس پادشهی در سر است
هرکه ندارد هوسی این‌چنین
تابع شاه است به روی زمین
تابع شه هرچه بود پرگناه
هرچه بود مجرم و نامه‌سیاه
حالت فرزندی شه دارد او
سهل بود هرچه گنه دارد او
بهر سلاطین اروپا حقی است
زان‌حقشان‌منزلت و رونقی است
حق شهانست که گر مجرمی
مستحق عفو نماید همی
شاه به کشتن نگذارد ورا
وزکف دژخیم برآرد ورا
همچو حقی بهر شهان پربهاست
کاین پی محبوبیت پادشاست
پادشها! خلق به دام تواند
جمله ستایندهٔ نام تواند
درپی محبوبیت خویش بامن
شاه شدی حامی درویش باش
پادشهی هست در اول به‌زور
چون به کف آید ندهد زور نور
رافت‌وبخشایش‌واحسان‌خوشست
آنچه‌پسندهمه‌است‌آن‌خوشست
هرچه درتن ملک تباهی رود
برسرآن سکهٔ شاهی رود
چون به‌خدا دست برآردکسی
جز توبه مردم نشماردکسی
هرکه ببالد ز تو بالیده است
هرکه بنالد ز تو نالیده است
گرکه ببالیم ز اعمال تو
به که بنالیم ز عمال تو
قدرت صد لشکر شمشیرزن
کم بود از نالهٔ یک پیرزن
نالهٔ مظلوم صدای خداست
توپ‌شهان‌پیش خدا بی‌صداست
قدرت و جاه تو شها در زمن
کم نشود از من و صد همچو من
ور شود از خشم تو موری تباه
لکهٔ ظلمی است به دامان شاه

اطلاعات

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: پروژهٔ بازبینی OCR

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

شاه جهان‌، پهلوی نامدار
ای ز سلاطین کیان یادگار
هوش مصنوعی: ای پادشاه بزرگ و نامدار، که نشانی از سلاطین کیان هستی، تو یادگاری از دوران عظیم گذشته‌ای.
خنجر بران تو روز هنر
هست کلید در فتح و ظفر
هوش مصنوعی: خنجر تیز و بران تو در روزهای هنری، راهگشای پیروزی و فتح به شمار می‌آید.
تیغ کجت چون زپی نظم خاست
هر کجیئی بود بدو گشت راست
هوش مصنوعی: تیغ کج تو وقتی به نظم آمد، همه کجی‌ها به خاطر تو راست شدند.
توپ ‌تو بر خصم ‌ز دوزخ دریست
قبر برایش درک دیگری است
هوش مصنوعی: تو با توپت بر دشمنی که در آتش دوزخ است، ضربه‌ای می‌زنی که برایش قبر و مرگ در دنیای دیگر به دنبال دارد.
روی نکوی تو در جنت است
هرکه تو را دید ز غم راحت است
هوش مصنوعی: هر کس که چهره زیبا و دوست‌داشتی تو را ببیند، در بهشت قرار دارد و از اندوه رهایی می‌یابد.
بخت تو باشد علم کاویان
ملک تو ماننده ملک کیان
هوش مصنوعی: اگر بخت تو یاری کند، مانند پادشاهی کیان، علم و دانش را به دست خواهی آورد و بر رهایی خود سلطنت خواهی کرد.
چون پی آن بخت همایون شدی
کاوه بدی باز فریدون شدی
هوش مصنوعی: زمانی که تو به دنبال بخت و fortuna خوش یمنی رفتی، مانند کاوه، به فریدون تبدیل شدی.
هیچ کس از بهر تو کاری نکرد
هیچ عددسنج‌، شماری نکرد
هوش مصنوعی: هیچ‌کس برای تو تلاشی نکرد و هیچ شمارشگری هم شمارشی انجام نداد.
هرچه ‌شد از همت‌ و هوش ‌تو شد
تاکه جهان حلقه به کوش تو شد
هوش مصنوعی: هر چه که در زندگی‌ات به دست آمده، نتیجه تلاش و زیرکی خودت است؛ به گونه‌ای که جهان به دور زحمات تو می‌چرخد.
هرکه برایت قدمی می‌نهاد
ازکف مشتت درمی می‌گشاد
هوش مصنوعی: هرکسی که برایت تلاش می‌کرد، باعث می‌شد که از موهبت‌های تو بهره‌مند شود.
کس به ‌تو خدمت ننموده بسی
منت بیجا مکش از هرکسی
هوش مصنوعی: کسی به تو خدمت نکرده، پس از دیگران توقع منت نداشته باش.
نیز کسی با تو نکرده بدی
بد نسزد با فره ایزدی
هوش مصنوعی: هیچ کس با تو بدی نکرده و این ناپسند است که از صفات الهی و نیکوکاری فاصله بگیری.
تاج بنه‌، بخش سماوی‌ست این
شکر بکن‌، کار خداییست این
هوش مصنوعی: تاج بگذار، زیرا این نعمت آسمانی است، پس شکرگزاری کن، چرا که این کار خداوند است.
نسخهٔ این فال که در دست تست
درکف بسیارکسان بد نخست
هوش مصنوعی: فال تو را در دست داری و از آنچه در آن هست، بسیاری از مردم چیزهایی را درمی‌یابند.
هیچ کس‌ آن‌ نسخه‌ نیارست خواند
ور قدری خواند نیارست راند
هوش مصنوعی: هیچ کس نتوانست آن نوشته را به درستی بخواند و اگر هم کمی از آن را خواند، نتوانست آن را به درستی تفسیر و برداشت کند.
تو همه را خواندی و پرداختی
کار به آیین خرد ساختی
هوش مصنوعی: تو همه چیز را بررسی کردی و بر اساس آن، کار خود را به شیوه‌ای معقول سازماندهی کردی.
همت تو پیشرو کار شد
بخت‌، مددکار و خدا یار شد
هوش مصنوعی: کوشش و تلاش تو باعث شد که شانس و سرنوشت به نفع تو تغییر کند و یاری خداوند نیز شامل حال تو شود.
علم و عمل را بهم انداختی
ولوله در ملک جم انداختی
هوش مصنوعی: تو توانستی علم و عمل را در هم بیامیزی و در سرزمین جم شور و هیجان به وجود آوری.
گردن دولت به کمند تو بود
این همه از بخت بلند تو بود
هوش مصنوعی: دولت و موفقیت همواره تحت کنترل تو بوده است و این همه به خاطر شانس و تقدیر خوب توست.
شاه شدی کسوت شاهی بپوش
چشم زتنکیل وتباهی بپوش
هوش مصنوعی: به مقام پادشاهی رسیدی، پس لباس شایسته این مقام را به تن کن و از نگرانی‌ها و مشکلات دوری کن.
شاه ببخشد ز رعیت گناه
زان که شه از او بود و او ز شاه
هوش مصنوعی: پادشاه از رعیت خطا را می‌گذرد، چرا که رعیت هم از پادشاه است و پادشاه نیز از او.
دشمنی ‌شه به کسی درخور است
کش هوس پادشهی در سر است
هوش مصنوعی: عداوت و دشمنی تنها زمانی مناسب است که خواسته‌ای بزرگ و با ارزش همچون رسیدن به تاج و تخت در ذهن وجود داشته باشد.
هرکه ندارد هوسی این‌چنین
تابع شاه است به روی زمین
هوش مصنوعی: هر کسی که آرزوی چنین عشق و شور و شوقی را ندارد، در واقع در دنیا زیر فرمان شاه است.
تابع شه هرچه بود پرگناه
هرچه بود مجرم و نامه‌سیاه
هوش مصنوعی: هرچه که بود تحت تأثیر حاکم و وظایفش قرار داشت، با گناهان و خطاهایش مشخص می‌شود و در نهایت، به عنوان مجرم و دارای سابقه‌ای ناپسند شناخته می‌شود.
حالت فرزندی شه دارد او
سهل بود هرچه گنه دارد او
هوش مصنوعی: او مانند فرزندی است که مقام و منزلت دارد، به همین دلیل هر گناهی که مرتکب شود، برایش آسان به نظر می‌رسد.
بهر سلاطین اروپا حقی است
زان‌حقشان‌منزلت و رونقی است
هوش مصنوعی: به خاطر سلطنت‌ها و حکومت‌های اروپا، آن‌ها حقوقی دارند که بر اساس همین حقوق، منزلت و رونق خود را حفظ می‌کنند.
حق شهانست که گر مجرمی
مستحق عفو نماید همی
هوش مصنوعی: حق شاه این است که اگر مجرمی شایستگی عفو داشته باشد، او را ببخشد.
شاه به کشتن نگذارد ورا
وزکف دژخیم برآرد ورا
هوش مصنوعی: پادشاه اجازه نمی‌دهد که او کشته شود و از دستان جلاد نجاتش می‌دهد.
همچو حقی بهر شهان پربهاست
کاین پی محبوبیت پادشاست
هوش مصنوعی: همان‌طور که یک حق، برای شاهان بسیار ارزشمند است، عشق و محبت نیز برای پادشاهان اهمیت زیادی دارد.
پادشها! خلق به دام تواند
جمله ستایندهٔ نام تواند
هوش مصنوعی: ای پادشاه! مردم همه در دام تو قرار دارند و همه ثناگوی نام تو هستند.
درپی محبوبیت خویش بامن
شاه شدی حامی درویش باش
هوش مصنوعی: به خاطر محبوبیت خودت، با من همراه شدی، اما باید در حمایت از درویش‌ها باشی.
پادشهی هست در اول به‌زور
چون به کف آید ندهد زور نور
هوش مصنوعی: پادشاهی در آغاز قدرت خود را با زور و اجبار به دست می‌آورد، ولی زمانی که به قدرت واقعی دست پیدا کند، دیگر نیازی به زور و فشار ندارد.
رافت‌وبخشایش‌واحسان‌خوشست
آنچه‌پسندهمه‌است‌آن‌خوشست
هوش مصنوعی: رحمت و بخشش و نیکی بسیار زیباست و چیزی که مورد پسند همه است، همین نیکی‌ها هستند.
هرچه درتن ملک تباهی رود
برسرآن سکهٔ شاهی رود
هوش مصنوعی: هر چیزی که به سرزمین آسیب برساند، در نهایت به سکه و اعتبار پادشاهی آسیب می‌زند.
چون به‌خدا دست برآردکسی
جز توبه مردم نشماردکسی
هوش مصنوعی: هرگاه کسی به خداوند رو آورد و از رفتارهای نادرست خود پشیمان شود، دیگران او را تنها به خاطر توبه اش نمی‌شناسند.
هرکه ببالد ز تو بالیده است
هرکه بنالد ز تو نالیده است
هوش مصنوعی: هر کسی که به تو افتخار کند، از تو الهام گرفته است و هر کسی که درد و شکایت دارد، از تو نالیده است.
گرکه ببالیم ز اعمال تو
به که بنالیم ز عمال تو
هوش مصنوعی: اگر به خاطر اعمال خوب تو به اوج برسیم، بهتر است از کارهای ناپسند تو شکایت کنیم.
قدرت صد لشکر شمشیرزن
کم بود از نالهٔ یک پیرزن
هوش مصنوعی: قدرت یکصد لشکر مسلح به شمشیر، در مقابل ناله و گریه یک زن سالخورده، هیچ چیز است.
نالهٔ مظلوم صدای خداست
توپ‌شهان‌پیش خدا بی‌صداست
هوش مصنوعی: ناله و فریاد انسانی که مورد ظلم واقع شده، به نوعی صدای خداوند محسوب می‌شود، در حالی که کسانی که ظلم می‌کنند، در مقابل خداوند هیچ صدایی ندارند و نمی‌توانند خود را توجیه کنند.
قدرت و جاه تو شها در زمن
کم نشود از من و صد همچو من
هوش مصنوعی: قدرت و مقام تو در دنیا هیچگاه از من کمتر نخواهد شد، و به همین ترتیب، افرادی مانند من نیز نمی‌توانند از تو کم‌ارزش‌تر باشند.
ور شود از خشم تو موری تباه
لکهٔ ظلمی است به دامان شاه
هوش مصنوعی: اگر خشم تو باعث نابودی یک مورچه شود، این همانند لکهٔ ظلمی بر دامن پادشاه است.

حاشیه ها

1395/11/10 12:02
سید رشتی

سید محمدکاظم بجنوردی موسس حزب ملل اسلامی و از مبارزان انقلابی در خاطرات خود می نویسد که آن زمانی که دستگیر شد، افسری که او را دستگیر کرده بود از او درخواست کرد تا چیزی بگوید که آن افسر در دفتر خاطراتش بنویسد.
او این بیت از ملک الشعرای بهار را خواند :
قدرت صد لشکر شمشیرزن
کم بود از نالهٔ یک پیرزن