شمارهٔ ۷
یک نیمه عمر خویش ببیهودگی بباد
دادیم و ساعتی نشدیم از زمانه شاد
از گشت آسمانی و تقدیر ایزدی
برکس چنین نباشد و برکس چنین مباد
یا روزگار کینه کش از مرد دانشست
یا قسم من ز دانش من کمتر اوفتاد
وین طرفه تر کجا قدری وام کرده ام
از مردم بخیل سبک بار سگ نژاد
زان پیشتر که چشم بمالم ز خواب خوش
در خانه گیردم بتقاضا ز بامداد
چون کوه بیستون بنشیند بپیش من
برجای خواب تکیه کند همچو کیقباد
ناشسته روی و تیره نشینم به پیش او
پرخشم از و چو کودک بدفهم از اوستاد
گوید هر آنچه خواهد و من در سزای او
دارم بسی جواب و نیارم جواب داد
از کیسۀ دروغ نهم پیش ریش او
تاریخ شاهنامه و اخبار سندباد
چندان دروغ زشت فرو کوبمش بسر
تا چون کدو شود سر آن قلتبان ز باد
پس حجره را بروبم و پس خاک حجره را
بندازمش ز پس ، چو پی از در برون نهاد
هر چند مبغضست و بخیلست و ناکسست
حقست و داد ازوست گریزان منم ز داد
اینست حال بنده و صد ره ازین بتر
تدبیر حال بنده بساز ، ای یگانه راد
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: سیاوش جعفری
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
یک نیمه عمر خویش ببیهودگی بباد
دادیم و ساعتی نشدیم از زمانه شاد
هوش مصنوعی: نیمی از عمر خود را بیفایده گذراندهایم و حتی یک ساعت هم نتوانستهایم از زندگی لذت ببریم.
از گشت آسمانی و تقدیر ایزدی
برکس چنین نباشد و برکس چنین مباد
هوش مصنوعی: از چرخش آسمان و سرنوشت الهی، بر هیچکس اینگونه نباشد و بر هیچکس اینگونه نباشد.
یا روزگار کینه کش از مرد دانشست
یا قسم من ز دانش من کمتر اوفتاد
هوش مصنوعی: یا اینکه روزگار با کینهاش به دانشمندان ظلم میکند، یا اینکه قسم میخورم من به اندازهای که از دانش خودم آگاه هستم، کمتر از او هستم.
وین طرفه تر کجا قدری وام کرده ام
از مردم بخیل سبک بار سگ نژاد
هوش مصنوعی: این جا به کجا رسیدهام که از آدمهای بخیل و کمحوصله، فریاد زدهام و کمی بار داشتهام.
زان پیشتر که چشم بمالم ز خواب خوش
در خانه گیردم بتقاضا ز بامداد
هوش مصنوعی: قبل از اینکه از خواب خوش بیدار شوم و چشمهایم را باز کنم، در خانهام به انتظار و تقاضا از صبح زود نشستهام.
چون کوه بیستون بنشیند بپیش من
برجای خواب تکیه کند همچو کیقباد
هوش مصنوعی: زمانی که کوه بیستون در برابر من نشسته و همچون کیقباد، پشتی از خواب برمیدارد و تکیه میکند.
ناشسته روی و تیره نشینم به پیش او
پرخشم از و چو کودک بدفهم از اوستاد
هوش مصنوعی: من با چهرهای نازک و دلگیر، در کنار او نشستهام و از او خشمگینم، مانند کودکی که درک درستی از او ندارد.
گوید هر آنچه خواهد و من در سزای او
دارم بسی جواب و نیارم جواب داد
هوش مصنوعی: او هر چیزی که بخواهد میگوید و من جوابهای زیادی برای او دارم، اما نمیخواهم پاسخ دهم.
از کیسۀ دروغ نهم پیش ریش او
تاریخ شاهنامه و اخبار سندباد
هوش مصنوعی: من از دروغهای خودم، چیزی به او نمیگویم و به جای آن، داستانهای شاهنامه و ماجراهای سندباد را به او ارائه میدهم.
چندان دروغ زشت فرو کوبمش بسر
تا چون کدو شود سر آن قلتبان ز باد
هوش مصنوعی: تا جایی که میتوانم دروغ زشت را سرکوب کنم، به حدی که مانند کدو، سر آن انسان کج شده و تحت تأثیر باد قرار گیرد.
پس حجره را بروبم و پس خاک حجره را
بندازمش ز پس ، چو پی از در برون نهاد
هوش مصنوعی: پس من اتاق را تمیز میکنم و پس از آن خاک آن را از اتاق بیرون میریزم، چون پی از در خارج میشود.
هر چند مبغضست و بخیلست و ناکسست
حقست و داد ازوست گریزان منم ز داد
هوش مصنوعی: هر چند او دشمن و بخیل و بیلیاقت است، اما حقیقتی وجود دارد و از او حق و دادخواهی میشود. من از این داد و فریاد فرار میکنم.
اینست حال بنده و صد ره ازین بتر
تدبیر حال بنده بساز ، ای یگانه راد
هوش مصنوعی: این حال من است و به طوری به مراتب بدتر از این میتواند باشد. ای تنها و مهربان، تدبیری برای حال من بیندیش.
حاشیه ها
1396/04/19 03:07
سعید اسکندری
علامه همایی معتقد است این قصید از عثمان مختاری است تنها به خاطر وجود کلمه سندباد آن را به ازقی نسبت دادهاند
1396/04/21 21:07
سعید اسکندری
قصیده