گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۰

گر مرد رهی ز رهروان باش
در پردهٔ سر خون نهان باش
بنگر که چگونه ره سپردند
گر مرد رهی تو آن چنان باش
خواهی که وصال دوست یابی
با دیده درآی و بی زبان باش
از بند نصیب خویش برخیز
دربند نصیب دیگران باش
در کوی قلندری چو سیمرغ
می‌باش به نام و بی نشان باش
بگذر تو ازین جهان فانی
زنده به حیات جاودان باش
در یک قدم این جهان و آن نیز
بگذار جهان و در جهان باش
منگر تو به دیدهٔ تصرف
بیرون ز دو کون این و آن باش
عطار ز مدعی بپرهیز
رو گوشه‌نشین و در میان باش

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گر مرد رهی ز رهروان باش
در پردهٔ سر خون نهان باش
هوش مصنوعی: اگر در مسیر هدفت قدم برمی‌داری، همچون دیگران ظاهر نشو و راز خود را در دل پنهان کن.
بنگر که چگونه ره سپردند
گر مرد رهی تو آن چنان باش
هوش مصنوعی: نگاه کن که چگونه آنان راه خود را یافته‌اند؛ اگر تو هم می‌خواهی در این مسیر گام برداری، باید همان‌گونه باشی.
خواهی که وصال دوست یابی
با دیده درآی و بی زبان باش
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی به عشق و وصال محبوب برسی، باید با دیده‌ات درک کنی و بدون کلام بر افکار و احساساتت تمرکز کنی.
از بند نصیب خویش برخیز
دربند نصیب دیگران باش
هوش مصنوعی: از محدودیت‌های خود رها شو و به دنبال خوشبختی و شانس دیگران برو.
در کوی قلندری چو سیمرغ
می‌باش به نام و بی نشان باش
هوش مصنوعی: در محله‌ی درویشان و آزادگان مانند سیمرغ، پرنده‌ی افسانه‌ای، باشید؛ با نام و نشان شناخته نشوید و بی‌نام و نمان در آنجا زندگی کنید.
بگذر تو ازین جهان فانی
زنده به حیات جاودان باش
هوش مصنوعی: بگذر از این دنیای موقت و زودگذر و سعی کن به زندگی ابدی و پایدار دست یابی.
در یک قدم این جهان و آن نیز
بگذار جهان و در جهان باش
هوش مصنوعی: در یک قدم می‌توانی هم در این دنیا و هم در دنیای دیگری باشی، پس بهتر است فقط در این دنیا زندگی کنی و از آن بهره‌برداری کنی.
منگر تو به دیدهٔ تصرف
بیرون ز دو کون این و آن باش
هوش مصنوعی: به آنچه که در دنیای مادی و جدایی‌های ظاهری وجود دارد نگاه نکن و به فراتر از این دوگانگی‌ها و تفاوت‌ها توجه کن.
عطار ز مدعی بپرهیز
رو گوشه‌نشین و در میان باش
هوش مصنوعی: از افراد مدعی دوری کن و به تنهایی و انزوا پناه ببر، زیرا در این حال می‌توانی حقیقت را بهتر درک کنی.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۴۲۰ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1392/08/28 12:10
حمید

گر مرد رهی "چو" رهروان باش...

1395/10/08 21:01
تبسم

با سلام و احترام
از بند نصیب خود بگذر در بند نصیب دیگران باش یعنی چه؟ تشکر

1398/01/15 05:04
سهراب

فکر میکنم یعنی به نچیزی که صیب خودت میشود فکر نکن و فکر عایدی طرف مقابل باش.
اون بیت که میگه پرده سر نهان باش. منظور سر آدمه یا سر و اسراره؟

1398/02/24 16:04
محسن

سلام
تبسم عزیز
به تعبیر بنده این بیت میخواد بگه به پیروی از هوای نفس و خواسته‌هاش بیشتر به فکر خدمت و نیکی به خلق باش

1399/11/14 07:02
سپیدار

در مغز پرده ای وجود دارد که در اینجا منظور خود و خواسته های خود است و آنجا که میفرمایند خون نهان باش یعنی مانند خونی که دیده نمی شود شما هم خود را مطرح نکن و همواره مخفی باش که نقطه مقابل کبر و غرور است. در یک کلام خود را مطرح نکن.

1399/12/02 18:03
یوناس حسینی

در پرده سر خون نهان باش»»
چون در پرده ی اسرار شدی مانند خون در بدن باش که در همه جای بدن جاری ست ولی دیده نمی شود...