گنجور

شرح بیتی از عطار

بسم اللّٰه الرحمن الرحیم، الحمداللّٰه الذی کانت احدیته الذاتیه منقطعه الاشارات فتجلی بذاته لذاته فی ذاته، فاظهر اعیان الممکنات، ثم تدلی لاظهار کمال اسمائه، فظهر بصوره الحقایق فی مراتب التنزلات، و جعل الانسان فی شهود عکوس صور کمالات ذاته کالمرآت، فشهد فی هذه صوره محاسن وجهه، فاشتاق الی المدانات، فاخذ بالرجوع فدنی حتی وصل الی البدایه من النهایات، و الصلوه و السلام علی من هو مظهر آیات الکمالات، محمد المصطفی و آله و اصحاب ما دامت الارض و السموات!

اما بعد، یکی از برادران دینی معنای این دو بیت مثنوی معنوی حضرت مولوی العزیز را که:

چون که بی‌رنگی اسیر رنگ شد
موسی‌ای با موسی‌ای در جنگ شد
چون به بی‌رنگی رسی کان داشتی
موسی و فرعون دارند آشتی

ازاین فقیر حقیر، محمد لاهیجی نور بخشی التماس نمود، که آنچه زبان وقت املا نماید، در قید کتابت در آورده شود تا رفع شبهه طالبان صادق گردد.

بدان و صلک اللّٰه الی مراتب المشاهدات العیانیه، که ذات احدیت، به اعتبار انتفای اسماء و صفات، مقدس و معرا از جمع قیود و نسبت و اضافات است و این مرتبه را احدیت صرفه می‌نامند و بی‌رنگی اشارات بدین معناست، چه در این مرتبه از قید و رنگ تقید بالکل مبرّاست؛ و چون از آن مقام احدیت به مرتبه واحدیت که منشاء اسماء و صفات و نسب است، تنزل نمود، مقید به قیود و تعینات نسب اسمائی گشت؛ و هر چند از مرتبه اسماء و صفات به مراتب افعال و آثار تنزل می‌فرماید، تقید بیشتر می‌گردد و متلبس به لباس قیود تعینات بیشتر می‌گردد، و اسیر رنگ شدن اشارات به این معناست؛ چه به رنگ جمیع مراتب تعینات و کثرات، اوست که برآمده و ظاهر شده است.

عور شد از لباس بی‌چونی
باز پوشید کسوت چه و چون

و در تجلی شهودی که عبارت از ظهور حق است به صور تعینات به حسب تنوعات استعدادات و قابلیات افراد موجودات و کثرات، چون تضاد و تخالف اسماء جمالی و جلالی بازدید گشت، آن حقیقت واحده به حسب اختلاف صفات، در مظهر هدایت که موسی اشارت بدان است، ضد و مخالف مظهر ضلالت که در مقابل موسی واقع است، شده است. زیرا که نافع و غفّار چون مخالف ضارّ و قهّار است، هر آینه مظهر هر یکی مخالف مظهر آن دیگر تواند بود. و «موسی‌ای با موسی‌ای در جنگ شد»، ایما و اشارت بدین تضاد است که در مرتبه ظهور و اظهار به ظهور پیوسته است. و چون در مراتب، نصف تنزلات مدارج قوسی نزولی آن حقیقت، به مرتبه انسانی به نهایت رسید، در نصف ترقیات، ابتدای قوس عروجی در پیوسته، از مرتبه انسانی بنیاد رجوع و عروج پیدا آمد، و سالک به سیر الی اللّٰه، از مرتبه کثرات آثار و افعال به مراتب تجلیات اسمائی وصول یافت و به سیر فی اللّٰه از مقام صفات عبور نموده، به مقام تجلی ذاتی ترقی نموده، و به تشریف فنا فی اللّٰه مشرف گشت و نقش تعینات و کثرات از لوح وجود محو و متلاشی شده، نقطه اخیره به نقطه اول پیوست و چنانچه اول عیبن آخر گشته بود، آخر نیز عین اول شد و پرده پندار از جمال وحدت حقیقی برافتاد.

حسن خود را از لباس آرد برون
باز در ذات خودش سازد وطن
کثرت کونین را در خود کشد
بحر وحدت چون که گردد موج زن

و رسیدن به مقام بی‌رنگی، اشارات به این سیر و رفع تعینات اشیاست، که حال کمل انبیا و اولیا و عرفاست.ﷷ

خیال از پیش برخیزد به یکبار
نماند غیر حق در دار دیار

و در این مقام، که ظهور اطلاق ذات و محو و انطماس تعینات است، چون تعین و قیود و نسبت و اثنینیت مرتفع است، و جمیع اشیا رنگ وحدت گرفته‌اند، هر آینه موسی و فرعون که در مرتبه ظهور، تخالف و ضدیت و جنگ داشتند، در این مقام که مرتبه محو تعینات است، چنانچه فرموده است آشتی و یگانگی و اتحاد داشته باشند.

من و تو چون نماند در میانه
چه مسجد چه کنش چه دیرخانه
نمود وهمی از هستی جدا کن
نه‌ای بیگانه خود را آشنا کن
به اصل خویش راجع گشت اشیا
همه یک چیز شد پنهان و پیدا

ظاهراً مناسب چنان می‌نمود که در مصرع ثانی بیت اول چنین گفته بودی که موسی‌ای با فرعون در جنگ شد؛ چه صورتا تضاد میان موسی و فرعون است. فامًا از جهت آنکه حقیقت هر دو، بلکه حقیقت همه در اصل یک شی است، تعبیر از هر دو به موسی فرمود، و به فرعون از جهت ضرورت شعر نفرمود. دیگر آنکه چون موسی و فرعون که مظهر جمال و جلالند، به فیض رحمت رحمانی که تجلی جمال است موجود گشته‌اند، لاجرم از هر دو تعبیر به مظهر جمال نموده، که موسی است، تا بدانند، که جلال نیز در حیطه جمال است، و به حقیقت آن جنگ که می‌نماید عین آتشی است.

آن بدی که تو کنی در خشم و جنگ
با طرب‌تر از سماع و بانگ و چنگ
عاشقم برقهر و بر لطفش به جد
ای عجب من عاشق این هر دو ضد
این عجب بلبل که بگشاید دهان
ناخورد او خار را با گلستان
این نه بلبل این نهنگ آشتی است
جمله ناخوشها به پیش او خوشی است

و آنچه در ادبیات لاحق نیز می‌فرماید که:

چون گل از خار است و خار از گل چرا
هر دو در جنگند و اندر ماجرا‌
یا نه جنگ است از برای حکمت است
همچو جنگ خرفروشان صنعت است

مقوی همین معناست که گذاشت، و می‌تواند بود که «موسی‌ای با موسی‌ای در جنگ شد» آن خواسته باشد که در مراتب ظهور و اظهار کمال صفاتی، تخالف و تضاد میان دو مظهر جمالی نیز واقع است، چه مظاهر جمالی هر یکی نیز از خصوصیت خاص مخصوصند که دیگری در آن خصوصیت و صفت با وی شریک نیست، و الا تجلی حق مکرر باشد و این خلاف واقع است، چه «لا یتجلی فی صوره مرتین و لا فی صوره لاثنین» فرموده کاملان است. حاصل المعنی آن باشد که ظهور کثرت اسماء و صفات، مقتضی تخالف مظاهر است، اگر چه همه جمالی باشند؛ و خفای صفات و نسبت و فنای تعینات، موجب اتحاد است، اگر چه در مرتبه ظهور در جمالیت و جلالیت مخالف داشته باشند؛ و توجیه اول با ابیات لاحق انسب و اولی می‌نماید، کمالا یخفی علی المتأمل.

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: غزل/قصیده/قطعه
منبع اولیه: کتابخانهٔ تصوف

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بسم اللّٰه الرحمن الرحیم، الحمداللّٰه الذی کانت احدیته الذاتیه منقطعه الاشارات فتجلی بذاته لذاته فی ذاته، فاظهر اعیان الممکنات، ثم تدلی لاظهار کمال اسمائه، فظهر بصوره الحقایق فی مراتب التنزلات، و جعل الانسان فی شهود عکوس صور کمالات ذاته کالمرآت، فشهد فی هذه صوره محاسن وجهه، فاشتاق الی المدانات، فاخذ بالرجوع فدنی حتی وصل الی البدایه من النهایات، و الصلوه و السلام علی من هو مظهر آیات الکمالات، محمد المصطفی و آله و اصحاب ما دامت الارض و السموات!
هوش مصنوعی: به نام الله رحمان و رحیم، سپاس خداوندی را که یکتایی او از نشانه‌ها جداست، و با ذات خود برای ذات خود در ذات خود تجلی کرد. او موجودات ممکن را آشکار ساخت، سپس برای نمایاندن کمال نام‌های خود فرود آمد و حقیقت‌ها را در مراتب تنزل ظاهر کرد. او انسان را مانند آینه‌ای در مشاهده عکس‌های کمالات خود قرار داد تا زیبایی‌های وجه خود را ببیند و به نزدیکی به آن کمالات مشتاق شود. پس برگشت و به قدری نزدیک شد که به آغاز نهایت‌ها رسید. درود و سلام بر کسی که مظهر نشانه‌های کمالات است، محمد مصطفی و خاندان و یاران او تا دامنه زمین و آسمان‌ها.
اما بعد، یکی از برادران دینی معنای این دو بیت مثنوی معنوی حضرت مولوی العزیز را که:
هوش مصنوعی: اما بعدها یکی از برادران دینی، مفهوم این دو بیت از مثنوی معنوی مولوی را توضیح داد.
چون که بی‌رنگی اسیر رنگ شد
موسی‌ای با موسی‌ای در جنگ شد
هوش مصنوعی: وقتی که بی‌رنگی به رنگی گرفتار شد، مانند موسی‌ای است که در نبردی با خود موسیای دیگر قرار گرفته است.
چون به بی‌رنگی رسی کان داشتی
موسی و فرعون دارند آشتی
هوش مصنوعی: وقتی به وضعیت بی‌رنگی و بی‌تمایز برسی، مانند حالتی می‌شوی که موسی و فرعون به صلح و آشتی دست یافته‌اند.
ازاین فقیر حقیر، محمد لاهیجی نور بخشی التماس نمود، که آنچه زبان وقت املا نماید، در قید کتابت در آورده شود تا رفع شبهه طالبان صادق گردد.
هوش مصنوعی: محمد لاهیجی نور بخشی از این فرد بی‌پناه و ناتوان درخواست کرد که هر چیزی که زمان او به زبان بیاورد، نوشته شده و ثبت شود تا ابهامات و پرسش‌های در حال جستجو را برطرف کند.
بدان و صلک اللّٰه الی مراتب المشاهدات العیانیه، که ذات احدیت، به اعتبار انتفای اسماء و صفات، مقدس و معرا از جمع قیود و نسبت و اضافات است و این مرتبه را احدیت صرفه می‌نامند و بی‌رنگی اشارات بدین معناست، چه در این مرتبه از قید و رنگ تقید بالکل مبرّاست؛ و چون از آن مقام احدیت به مرتبه واحدیت که منشاء اسماء و صفات و نسب است، تنزل نمود، مقید به قیود و تعینات نسب اسمائی گشت؛ و هر چند از مرتبه اسماء و صفات به مراتب افعال و آثار تنزل می‌فرماید، تقید بیشتر می‌گردد و متلبس به لباس قیود تعینات بیشتر می‌گردد، و اسیر رنگ شدن اشارات به این معناست؛ چه به رنگ جمیع مراتب تعینات و کثرات، اوست که برآمده و ظاهر شده است.
هوش مصنوعی: بدان که خداوند به مراتب تجلیات عینی راه دارد. ذات یکتای او، از نظر عدم اسماء و صفات، مقدس و بالاتر از تمام قیود و نسبت‌هاست و این مرتبه را "احدیت صرف" می‌نامند. در این مرتبه، هیچ قید و رنگی وجود ندارد. زمانی که از آن مقام یکتایی به مرتبه واحدیت که منشأ اسماء و صفات است، نزول می‌کند، به قیود و تعینات اسمائی محدود می‌شود. هر چه بیشتر از مرتبه اسماء و صفات به مراتب افعال و آثار نزول می‌یابد، محدودیت‌ها و تعینات او بیشتر می‌شود و این بدان معناست که در رنگ و شکل تعینات مختلف گرفتار می‌شود، چرا که اوست که در تمامی مراتب تعینات و کثرت‌ها ظاهر شده است.
عور شد از لباس بی‌چونی
باز پوشید کسوت چه و چون
هوش مصنوعی: دیگر از نبودن وجود در خود غمگین شده و دوباره لباس زندگی را به تن کرد.
و در تجلی شهودی که عبارت از ظهور حق است به صور تعینات به حسب تنوعات استعدادات و قابلیات افراد موجودات و کثرات، چون تضاد و تخالف اسماء جمالی و جلالی بازدید گشت، آن حقیقت واحده به حسب اختلاف صفات، در مظهر هدایت که موسی اشارت بدان است، ضد و مخالف مظهر ضلالت که در مقابل موسی واقع است، شده است. زیرا که نافع و غفّار چون مخالف ضارّ و قهّار است، هر آینه مظهر هر یکی مخالف مظهر آن دیگر تواند بود. و «موسی‌ای با موسی‌ای در جنگ شد»، ایما و اشارت بدین تضاد است که در مرتبه ظهور و اظهار به ظهور پیوسته است. و چون در مراتب، نصف تنزلات مدارج قوسی نزولی آن حقیقت، به مرتبه انسانی به نهایت رسید، در نصف ترقیات، ابتدای قوس عروجی در پیوسته، از مرتبه انسانی بنیاد رجوع و عروج پیدا آمد، و سالک به سیر الی اللّٰه، از مرتبه کثرات آثار و افعال به مراتب تجلیات اسمائی وصول یافت و به سیر فی اللّٰه از مقام صفات عبور نموده، به مقام تجلی ذاتی ترقی نموده، و به تشریف فنا فی اللّٰه مشرف گشت و نقش تعینات و کثرات از لوح وجود محو و متلاشی شده، نقطه اخیره به نقطه اول پیوست و چنانچه اول عیبن آخر گشته بود، آخر نیز عین اول شد و پرده پندار از جمال وحدت حقیقی برافتاد.
هوش مصنوعی: در تجلی شهودی که به معنای ظهور حق است، تنوع استعدادها و قابلیت‌های افراد و اشیاء موجب بروز تضاد در اسماء جمالی و جلالی می‌شود. این حقیقت واحد در کثرت صفاتش، مظهر هدایت را که به موسی اشاره شده و مظهر ضلالت را که در مقابل او واقع است، می‌سازد. بنابراین، نافع و غفار مخالف ضار و قهار هستند و هر کدام می‌توانند مظهر یکدیگر باشند. هنگامی که می‌گوییم «موسی‌ای با موسی‌ای در جنگ شد»، به همین تضاد اشاره داریم که در مرتبه ظهور برقرار است. در سیر نزولی حقیقت، وقتی به مراتب انسانی رسیدیم، آغاز سیر عروجی نیز نمایان می‌شود. سالک در این مسیر از مرز کثرات و آثار عبور کرده و به تجلیات الهی می‌رسد و از مقام صفات به مقام تجلی ذاتی ترقی می‌کند. او در نهایت، به فنا در حق تعالی نائل می‌شود و همه تعینات و کثرات از هستی محو می‌گردند. در این حالت، نقطه‌ای که آخرین مرحله است، به اولین نقطه پیوند می‌خورد و آنچه در ابتدا نقص محسوب می‌شد، در انتها به کمال می‌رسد و آخر نیز به شکل اول درمی‌آید. در نتیجه، حجاب پندار از جمال وحدت حقیقی برداشته می‌شود.
حسن خود را از لباس آرد برون
باز در ذات خودش سازد وطن
هوش مصنوعی: زیبایی او به لباسش نیست، بلکه در ذات و باطن او نهفته است که باید خود را نشان دهد.
کثرت کونین را در خود کشد
بحر وحدت چون که گردد موج زن
هوش مصنوعی: دریای وحدت، همه‌ی وجودهای متعدد را در خود جذب می‌کند و مانند موجی که به راه می‌افتد، این پراکندگی‌ها را به یک‌جا می‌آورد.
و رسیدن به مقام بی‌رنگی، اشارات به این سیر و رفع تعینات اشیاست، که حال کمل انبیا و اولیا و عرفاست.ﷷ
هوش مصنوعی: رسیدن به مرحله‌ای از بی‌هویتی نشان‌دهنده‌ی نوعی سفر معنوی و آزاد شدن از محدودیت‌ها و نام‌ها است، که حالتی ویژه و کامل از پیامبران، دوستان خدا و عارفان را در بر می‌گیرد.
خیال از پیش برخیزد به یکبار
نماند غیر حق در دار دیار
هوش مصنوعی: تصور ترس و اندیشۀ منفی به سرعت از ذهن خارج می‌شود و تنها حقیقت باقی می‌ماند، در زندگی یا جامعه.
و در این مقام، که ظهور اطلاق ذات و محو و انطماس تعینات است، چون تعین و قیود و نسبت و اثنینیت مرتفع است، و جمیع اشیا رنگ وحدت گرفته‌اند، هر آینه موسی و فرعون که در مرتبه ظهور، تخالف و ضدیت و جنگ داشتند، در این مقام که مرتبه محو تعینات است، چنانچه فرموده است آشتی و یگانگی و اتحاد داشته باشند.
هوش مصنوعی: در این حالت، که ظهور ذات به طور مطلق و محو تعینات است، چون تمامی محدودیت‌ها و نسبت‌ها از بین رفته و همه چیز رنگ وحدت به خود گرفته‌اند، موسی و فرعون که در مرتبه ظهور با یکدیگر در تضاد و جنگ بودند، در این سطح که تعینات محو شده‌اند، به نوعی آشتی و اتحاد دارند.
من و تو چون نماند در میانه
چه مسجد چه کنش چه دیرخانه
هوش مصنوعی: ما دیگر زمانی برای باقی ماندن در میان هیچ‌چیز نداریم؛ نه در مسجدی، نه در مجالسی، و نه در میخانه‌ای.
نمود وهمی از هستی جدا کن
نه‌ای بیگانه خود را آشنا کن
هوش مصنوعی: با یک فهم عمیق از واقعیت، تصوراتی که از غیرواقعی بودن زندگی دارید را کنار بگذارید و به خودتان بپردازید. در حقیقت، با شناخت بهتر از خودتان، می‌توانید به یک آگاهی واقعی دست یابید.
به اصل خویش راجع گشت اشیا
همه یک چیز شد پنهان و پیدا
هوش مصنوعی: همه چیز به اصل و ماهیت خود بازگشته و در عین حال پنهان و نمایان شده‌اند.
ظاهراً مناسب چنان می‌نمود که در مصرع ثانی بیت اول چنین گفته بودی که موسی‌ای با فرعون در جنگ شد؛ چه صورتا تضاد میان موسی و فرعون است. فامًا از جهت آنکه حقیقت هر دو، بلکه حقیقت همه در اصل یک شی است، تعبیر از هر دو به موسی فرمود، و به فرعون از جهت ضرورت شعر نفرمود. دیگر آنکه چون موسی و فرعون که مظهر جمال و جلالند، به فیض رحمت رحمانی که تجلی جمال است موجود گشته‌اند، لاجرم از هر دو تعبیر به مظهر جمال نموده، که موسی است، تا بدانند، که جلال نیز در حیطه جمال است، و به حقیقت آن جنگ که می‌نماید عین آتشی است.
هوش مصنوعی: به نظر می‌رسد که در مصراع دوم بیت اول، به جنگ میان موسی و فرعون اشاره شده است؛ زیرا تضاد میان این دو شخصیت واضح است. اما از آنجا که حقیقت هر دو، یا حتی حقیقت تمامی موجودات، در اصل یکی است، به موسی اشاره شده و از فرعون به طور مستقیم نامی برده نشده است. همچنین، از آنجا که موسی و فرعون نمایانگر جمال و جلال هستند و هر دو به واسطه رحمت الهی به وجود آمده‌اند، به نوعی هر دو به عنوان مظهر جمال تلقی می‌شوند. این به ما نشان می‌دهد که جلال نیز در چارچوب جمال قرار دارد و در واقع، جنگی که بر می‌خیزد، در باطن خود به نوعی آتشین و متعالی است.
آن بدی که تو کنی در خشم و جنگ
با طرب‌تر از سماع و بانگ و چنگ
هوش مصنوعی: هر چه بدی که در خشم و جنگ انجام دهی، از شادی و خوشحالی و موسیقی بیشتر است.
عاشقم برقهر و بر لطفش به جد
ای عجب من عاشق این هر دو ضد
هوش مصنوعی: من عاشق دو ویژگی متضاد او هستم؛ هم از خشم و قهرش می‌ترسم و هم از لطف و محبتش شگفت‌زده‌ام.
این عجب بلبل که بگشاید دهان
ناخورد او خار را با گلستان
هوش مصنوعی: این جالب است که بلبل چگونه می‌تواند بدون آنکه خاری از گلستان چیده باشد، دهانش را باز کند و از زیبایی‌ها سخن بگوید.
این نه بلبل این نهنگ آشتی است
جمله ناخوشها به پیش او خوشی است
هوش مصنوعی: این نه یک بلبل معمولی است، بلکه مانند نهنگیست که به آشتی و آرامش دعوت می‌کند. در حضور او، تمام ناخوشی‌ها به شادی تبدیل می‌شود.
چون گل از خار است و خار از گل چرا
هر دو در جنگند و اندر ماجرا‌
هوش مصنوعی: چرا گل و خار که از یکدیگر نشأت گرفته‌اند، باید در تضاد باشند و با هم درگیر شوند؟
یا نه جنگ است از برای حکمت است
همچو جنگ خرفروشان صنعت است
هوش مصنوعی: یا این که جنگ برای حکمت و دانش است، همان‌طور که جنگ‌های بی‌فایده و نادرست به دلیل بی‌خود بودن انسان‌هاست.
مقوی همین معناست که گذاشت، و می‌تواند بود که «موسی‌ای با موسی‌ای در جنگ شد» آن خواسته باشد که در مراتب ظهور و اظهار کمال صفاتی، تخالف و تضاد میان دو مظهر جمالی نیز واقع است، چه مظاهر جمالی هر یکی نیز از خصوصیت خاص مخصوصند که دیگری در آن خصوصیت و صفت با وی شریک نیست، و الا تجلی حق مکرر باشد و این خلاف واقع است، چه «لا یتجلی فی صوره مرتین و لا فی صوره لاثنین» فرموده کاملان است. حاصل المعنی آن باشد که ظهور کثرت اسماء و صفات، مقتضی تخالف مظاهر است، اگر چه همه جمالی باشند؛ و خفای صفات و نسبت و فنای تعینات، موجب اتحاد است، اگر چه در مرتبه ظهور در جمالیت و جلالیت مخالف داشته باشند؛ و توجیه اول با ابیات لاحق انسب و اولی می‌نماید، کمالا یخفی علی المتأمل.
هوش مصنوعی: مطلب به این معناست که بررسی‌های عمیق نشان می‌دهند که وجود تضاد و تفاوت در مظاهر صفات الهی طبیعی است. به عبارت دیگر، هر یک از مظاهر زیبایی، ویژگی‌های خاصی دارند که دیگری ندارد و از این رو، گاهی ممکن است در مسائلی با یکدیگر تناقض پیدا کنند. این نشان می‌دهد که تنوع و اختلاف در نام‌ها و صفات الهی به نوعی لازم است، حتی اگر همه این مظاهر زیبا و قابل ستایش باشند. همچنین، اگر صفات و ویژگی‌ها پنهان یا محو شوند، این ممکن است به اتحاد و یکی شدن مظاهر منجر شود، حتی اگر در مراحل مختلف، تضادهایی در جنبه‌های زیبایی و جلال وجود داشته باشد. در نهایت، توضیح اول به همراه اشعار بعدی به نظر منطقی‌تر و مناسب‌تر می‌آید و این موضوع به راحتی قابل درک است.

حاشیه ها

1402/02/08 08:05
یزدانپناه عسکری

6- ذات احدیت به اعتبار انتفای اسماء و صفات مقدس و معرا از جمع قیود و نسبت و اضافات است و این مرتبه را احدیت صرفه می نامند و بی رنگی اشارات بدین معناست چه در این مرتبه از قید و رنگ تقید بالکل مبراست و چون از آن مقام احدیت به مرتبه واحدیت که منشاء اسماء و صفات و نسب است تنزل نمود مقید به قیود و تعینات نسب اسمایی گشت.

***

[عین القضات همدانی، نامه ها ج 1 ص 172]

مقام کن : همه در نعمت ما  وا ماندند، ترا  جز  به منعم قناعت نیفتاد

[یزدانپناه عسکری]*

نمونه روا از بهره وری مقام کن

قرار دادن کامل همه آگاهی بر حق  پیوند دهنده واحد با سوختن در عشق مقام احدیت