شمارهٔ ۹۳۹
ای دل سمندر ناشده بر آتش روشن مزن
طلقی چو اهل شعبدهای مدعی بر تن مزن
این شر زسرت شد عیان خود بر شرابش بسته
ای باده خوار دل سیه لاف از می روشن مزن
روشن مکن بزم رقیب ایشمع بزم عاشقان
پروانه دیگر مسوز آتش بجان من مزن
زآن آتشین عارض مگو بر بند لب از گفتگو
من آتشتی دارم نهان بر آتشم دامن مزن
ای سالک راه هدی مطلب مجو جز از خدا
تا دوست داری دست رس هرگز در دشمن مزن
نه تیر آه خستگان دارد گذر از آسمان
ایمدعی روهان هان تو لاف از جوشن مزن
موران دشت عشق را از حشمت جم باک نه
در بارگاه کبریا گو دم زما و من مزن
نام علی بر بر زبان تا خصم تو آید بجان
جز اسم اعظم ناوکی بر جان اهریمن مزن
آتش فشانی از دهن تا کی چو شمع انجمن
آشفته آتش بیش از این بر جان مرد و زن مزن
اطلاعات
وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای دل سمندر ناشده بر آتش روشن مزن
طلقی چو اهل شعبدهای مدعی بر تن مزن
هوش مصنوعی: ای دل، همچون سمندری که نمیتواند در آتش بسوزد، بیهوده شعلهور نشو. چون شخصی که به تظاهر و شعبدهگری میپردازد، خود را به زحمت نینداز.
این شر زسرت شد عیان خود بر شرابش بسته
ای باده خوار دل سیه لاف از می روشن مزن
هوش مصنوعی: این بدبختی که دچارش شدهای، به وضوح به چشم میخورد. خودت را با نوشیدنیهای الکلی سرگرم کردهای و در حالیکه قلبت غمگین و تیره است، از شراب روشن و خوشبو سخن میگویی.
روشن مکن بزم رقیب ایشمع بزم عاشقان
پروانه دیگر مسوز آتش بجان من مزن
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که در مهمانی رقیب، نباید بیشتر از این روشنایی ایجاد کنی، زیرا این محفل مختص عاشقان است. همچنین، از سوزاندن پروانهها و آتش زدن به جان من پرهیز کن. به عبارتی، خواسته است که مراقب حال عاشقان باشد و در این فضا نابودشان نکند.
زآن آتشین عارض مگو بر بند لب از گفتگو
من آتشتی دارم نهان بر آتشم دامن مزن
هوش مصنوعی: از آن چهرهی آتشین، نیازی نیست که دربارهاش چیزی بگویی و زبانت را ببند. من در دل خود آتش پنهانی دارم، پس به آتش خودم دامن نزن.
ای سالک راه هدی مطلب مجو جز از خدا
تا دوست داری دست رس هرگز در دشمن مزن
هوش مصنوعی: ای رهجو، در جستوجوی حقیقت جز از سوی خدا طلب نکن، زیرا تنها در این مسیر میتوانی به دوست نزدیک شوی. هرگز به دشمنان نزدیک نشو و با آنها درنگذار.
نه تیر آه خستگان دارد گذر از آسمان
ایمدعی روهان هان تو لاف از جوشن مزن
هوش مصنوعی: این بیت به بیان این موضوع میپردازد که تیر غم و اندوه افرادی که خستهاند، از آسمان عبور نمیکند و به نوعی، این افراد را به عظمت و همچنین عدم تظاهر به قدرت و عزت دعوت میکند. در واقع، تأکید میشود که نباید به خود ببالیم یا در مورد تواناییهایمان لاف بزنیم.
موران دشت عشق را از حشمت جم باک نه
در بارگاه کبریا گو دم زما و من مزن
هوش مصنوعی: موران در دشت عشق از بزرگی و شکوه جم نگران نیستند. در بارگاه کبریایی، زمزمه بگو و من را آزار نده.
نام علی بر بر زبان تا خصم تو آید بجان
جز اسم اعظم ناوکی بر جان اهریمن مزن
هوش مصنوعی: هر زمان که دشمنت به تو نزدیک میشود، ذکر نام علی را بر زبان داشته باش. جز ذکر نام بزرگ و مقدس، به اهریمن آسیب نرسان.
آتش فشانی از دهن تا کی چو شمع انجمن
آشفته آتش بیش از این بر جان مرد و زن مزن
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی آتشی را که از دهانت بیرون میزند، بروز دهی؟ همچون شمعی که در جمع شعلهور است، دیگر بر جان مرد و زن بیشتر آتش نزن.